يکشنبه ۱۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۶:۱۸

روایت‌هایی از نسل‌کشی در غزه

رژیم صهیونیستی، طی ده‌ها سال با مظلوم نمایی چنین وانمود کرده بود که به عنوان تنها دولت دموکراتیک در خاورمیانه مورد تهدید "عرب‌های وحشی و گروهک‌های تروریستی" قرار دارد و در حال دفاع مشروع از خود است، ناگهان جوامع غربی چهره واقعی و ضد انسانی این رژیم را مشاهده کردند و رشته‌های چند ده ساله محافل صهیونیستی پنبه شد.  

محمد علی مهتدی: در کنار ضربه های  غافلگیر کننده  نظامی و اطلاعاتی، شاید تاثیر بحران  غزه بر افکار عمومی جوامع غربی مهمترین ضربه ای باشد که بر پیکر رژیم صهیونیستی وارد آمده و چهره این رژیم در غرب را به شدت مخدوش کرده است. نگاهی به روند این تحول و موشکافی روایت ها و گفتمان های رسانه ای، درک این تحول و چگونگی بروز آن را روشن می کند.

بطور کلی، رسانه های رژیم صهیونیستی و به تبع آن ، رسانه های غربی، جنبش های مقاومت درخاورمیانه را سازمان های تروریستی می خوانند و مقاومت در برابر اشغالگر را به رسمیت نمی شناسند و در دیدارها و گفتگوها وقتی به آنها گفته می شود در جنگ دوم جهانی که کشور فرانسه به اشغال ارتش آلمان نازی در آمد، چرا عملیات چریکی ملت فرانسه  علیه نیروهای اشغالگر،مقاومت بود و قانونی محسوب می شد اما عملیات ملت فلسطین یا لبنان علیه اشغالگر را تروریستی می خوانید، از پاسخ در می مانند و حاضر نیستند به وجود معیارها و استاندارهای دوگانه اعتراف کنند . 
با این حساب، جمهوری اسلامی ایران به دلیل حمایتش از مقاومت در منطقه، از نظر آنها کشوری حامی تروریسم است. جالب است که در رسانه های کشورهای عربی، در مورد مقاومت فلسطین و تمجید از این مقاومت چه در غزه و چه در لبنان یا یمن، نامی از ایران برده نمی شود، در حالیکه همه می دانند اگر کمک های جمهوری اسلامی نبود، مقاومت در هیچ یک از جبهه های یاد شده نمی توانست به پیشرفت وپیروزی دست یابد، اما محافل عربی به دلائل تاریخی و روانشناختی مایل نیستند در موفقیت ها وامدار ایران باشند و ترجیح می دهند همه موفقیت ها را عربی جلوه دهند.

اما در رسانه های غربی، این موضوع برعکس است و آنها بطور پیوسته در مورد همه جبهه های مقاومت نام ایران را هم وارد می کنند و مثلا به جای «ارتش و نیروهای انصارالله یمن»، می گویند«حوثی های مورد حمایت ایران» !

همین گفتمان در عراق ، سوریه و لبنان نیز به کار می رود و این نتیجه سیاست های دیکته شده از سوی محافل صهیونیستی و آمریکایی است تا اولا وانمود کنند که این جنبش ها مورد حمایت ملت ها و دولت هایشان نیستند و شورشی و آشوب طلب محسوب می شوند. این در حالیست که تظاهرات میلیونی ملت یمن در هر جمعه در شهرهای صنعا و صعده خلاف این گفتمان را ثابت می کرد . ثانیا جمهوری اسلامی را زیر فشار قرار دهند و مسئول این «ناآرامی ها» معرفی کنند. 

از اینجاست که اهمیت انتخاب مفردات و کلید واژه ها در گفتمان ها و تبلیغات رسانه ای معلوم می شود که بسیار حائز توجه و دقت است و متاسفانه گاه مشاهده شده است که در کشور ما و دیگر کشورهای منطقه، مترجمان و تحلیلگران به این موضوع اهمیت نمی دهند و همان کلید واژه های رسانه های غربی را به کار می برند.

در  آغاز عملیات طوفان الاقصی در نوار غزه، رسانه ها و شبکه های رادیو تلویزیونی در اروپا و آمریکا ، همان روایت اسرائیل را پذیرفته و تبلیغ می کردند که تروریست ها به یک جشن در غلاف غزه حمله کرده عده زیادی افراد غیر نظامی را کشته، کودکان را سر بریده و به زنان تجاوز کرده اند. فشار به حدی بود که در روزهای اول، در برنامه های تفسیر خبری کسی حق نداشت حتی کلمه حماس را  به کار ببرد هرچند با گذشت زمان و آغاز مذاکرات غیر مستقیم با حماس برای آتش بس، به تدریج مجبور شدند کلمه حماس را به کار برند.

 اما از آنجائی که در عصر حاضر با انقلابی که در صحنه اطلاعات و شبکه های اجتماعی در فضای مجازی رخ داده هیچ حقیقتی پنهان نمی ماند و از آنجا که شبکه های رادیوتلویزیونی مجبور بودند ضمن حفظ کلید واژه ها و گفتمان خود، حادثه ها را پوشش دهند، جوامع غربی  رفته رفته به حقیقت اوضاع پی بردند و نفرت از اسرائیل بالا گرفت و تظاهرات گسترده ضد اسرائیلی در پایتخت های اروپائی و ایالت های آمریکا شروع شد.

 در حالیکه رژیم صهیونیستی ، طی ده ها سال با مظلوم نمایی چنین وانمود کرده بود که به عنوان تنها دولت دموکراتیک در خاورمیانه مورد تهدید "عرب های وحشی و گروهک های تروریستی" قرار دارد و در حال دفاع مشروع از خود است، ناگهان جوامع غربی چهره واقعی و ضد انسانی این رژیم را مشاهده کردند و رشته های چند ده ساله محافل صهیونیستی پنبه شد. 

تحقیقات و بررسی های خودِ مراکز مطالعاتی در اسرائیل  نشان می داد که میزان تنفر و احساسات ضد اسرائیلی در جوامع غربی بین 65 تا 95 درصد است و این زنگ خطری بود که برخی چهره ها و فعالان طرفدار اسرائیل  را به فکرچاره جویی افکند؛بدینگونه که آنها شروع کردند به ترویج این گفتمان که همه تقصیرها را به گردن شخص نتانیاهو بیاندازند و سیاست های غلط او را مسئول این وضع معرفی کنند تا بطور ضمنی موجودیت اسرائیل را بیگناه جلوه دهند. این نکته مهمی است که تحلیلگران ما باید متوجه آن باشند و از تکرار این گفتمان خودداری کنند.

سرانجام، برای نخستین بار مشاهده می شود که در جوامع به اصطلاح دموکراتیک غرب،  تحت تاثیر آنچه در غزه می گذرد،  شکاف عمیقی بین ملت ها و افکار عمومی با دولت ها و سیاست های آنها پدید آمده که این امرممکن است در آینده باعث تحولات مهمی در بافت سیاسی آنها و معادلات بین المللی بشود.

نویسنده :
محمد علی مهتدی
گزارش خطا
ارسال نظر
captcha
نظرسنجی
کدام سریال نوروزی تلویزیون را تماشا کردید؟
آخرین مطالب