سید محمد کاظم سجاد پور - روزنامه اطلاعات: اروپا وارد برزخی استراتژیک شده است. معنا و مفهوم برزخ استراتژیک اروپایی چیست؟ اروپا در طی حدود ۸۰ سال، با یک نظام امنیتی روشن و جا افتاده، البته همراه با فراز و نشیبها و چالشها، زندگی کرده و از آرامش و امنیت نسبی برخوردار بوده است. اما این سامانه پنداری و کرداری امنیت اروپا، دستخوش دگرگونی شده و دو رخداد مربوط به اوکراین، با تکانههای جدّی روبرو شده است.
رخداد اول، اشغال بیش از سه سال پیش بخشی از اوکراین توسط روسیه بود که پایانی بود بر امنیت بیش از هفت دهه اروپایی که مهمترین شاخصه آن، فقدان برخورد نظامی بین قدرتهای جهانی در این قاره بود.اما، جنگ روسیه علیه اوکراین، زخمی خونین بر پیکر قاره سبز قلمداد شد. ولی باز سامانه امنیتی اروپایی که ناتو محور میباشد، ادامه یافت.
رخداد دوم، تنش بین ترامپ و معاون او، ونس با رئیس جمهور اوکراین در کاخ سفید بود. برزخ امنیتی، اروپایی که با جنگ اوکراین در ۲۰۲۲ آغاز شده بود در فوریه ۲۰۲۵ به اوج رسید و بیتردید مهمترین ضربه روانی به سامانه فکری نخبگان و نهادهای امنیتی اروپا بود و این برزخ استراتژیک با دقت در سه پدیده قابل تحلیل است. اول، «نهادگرائی دفاعی اروپا و چالشهای آن»، دوم، «پدیده نگرشی و رفتار ترامپ و همراهان او به امنیت اروپایی» و سوم، «واکنشهای معاصر استراتژیک اروپاییها» میباشد.
اروپای بعد از جنگ جهانی دوم، امنیت خود را براساس نهادگرائی دفاعی و امنیتی ویژهای تأمین کرد که بنیاد آن ناتو، یعنی پیمان دفاعی اقیانوس اطلس شمالی بود. هر چند که ناتو با فراز و فرود روبرو بود، اما نقطه کانونی امنیت اروپایی بود و البته در ناتو، ستون و پایه اصلی نظامی، ایالات متحده آمریکا بوده و هست.
پایان جنگ سرد در پایان سال ۱۹۹۱، به ناتو که محصول دوران جنگ سرد بود، پایان نداد. هرچند که نهاد رقیب ناتو در اروپای شرقی و مرکزی، منحل شد ولی ناتو نه تنها منحل نشد، بلکه به گسترش خود ادامه داد. جالب آنکه بعد از پایان جنگ سرد، عدهای از استراتژیستهای آمریکایی، به دستگاههای نظامی و امنیتی خود، توصیه کردند که گسترش ناتو، به نفع آمریکا نیست.
در رأس چنین استراتژیستهایی، جرجکنان قرار داشت که در ۱۹۹۷ علیه گسترش ناتو موضع گرفت. او خود یکی از معماران استراتژیک برپایی ناتو بود و او بود که با درج سیاستنامه کلیدی «مهار شوروی» در سالهای اولیه بعد از جنگ جهانی دوم، توصیه کرد که باید برای جلوگیری از گسترشطلبی اتحادیه شوروی، دور آن کشور را با اتحادهای نظامی، سد بندی کرد. اما به سخنان و دیدگاه او وقعی نهاده نشد. همانگونه که در ۱۹۶۵، رئالیست معروف، هانس مورگنتا به دولت جانسون توصیه کرد که جنگ ویتنام را گسترده نکند و باز همانگونه که ژنرال اسکوکرافت در ۲۰۰۲ ـ ۲۰۰۳، به دولت بوش پسر توصیه کرد که به راهحل نظامی در عراق دست نزند. اما مورد توجه واقع نشد .
همین گسترش ناتو بود که به وسوسه و اقدام متقابل اوکراین و آن نهاد نظامی در جهت عضویت و پیوستگی، به اجماع نسبی کارشناسان استراتژیک، به حمله روسیه به اوکراین در ۲۰۲۲ انجامید و البته آن حمله پایانی بر آرامش و امنیت اروپایی بود. در سه سال گذشته، تا آغاز مجدد استقرار ترامپ در کاخ سفید، دو سوی اقیانوس اطلس یعنی اروپا و آمریکا، لزوم در شکست دادن روسیه، متحد، متفق و همراه بودند.
آنچه بین ترامپ و زلنسکی در کاخ سفید گذشت، بیشک کابوسی بود که استراتژیستهای اروپایی تصور آنرا نمیکرد. تغییر رفتار ایالات متحده نسبت به اوکراین و البته به سود روسیه، برای اروپا بسیار جدی است.
همراهی روسیه و آمریکا در قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در مورد اوکراین در فوریه سال جاری، بیسابقه بوده است. بعد از دیدار زلنسکی از کاخ سفید، اروپا، تقریباً یکپارچه پشت سر او ایستاد. او به گرمی در لندن و بروکسل مورد استقبال قرار گرفت، اما همزمان خبری به رسانهها در زپیرا کرد که دولت ترامپ با اپوزیسیون اوکراین و مخالفین زلنسکی دیدار و گفتگو داشته است .
پدیده ترامپ برای اروپا و امنیت اروپایی، زلزلهای استراتژیک است. در دوران معاصر روابط بینالمللی، کمتر شخصیت و فردی مانند ترامپ در دور دوم، در مدت بسیار کوتاه، توانسته، موج و هیجان سیاسی و استراتژیک ایجاد کند. ترامپ ترکیب و آلیاژی از «تلاش برای تبدیل شدن به رهبری کاریزماتیک در بین راستگرایان آمریکا و جهان»، «دگرگونی و پوستاندازی بوروکراتیک و اداری در ایالات متحده» و «چرخش استراتژیک در مناسبات جهانی» را به نمایش گذاشته است.
آخرین معنی چرخش استراتژیک ترامپ، علاقهمندی او بر همکاری با روسیه و شخص پوتین، برای اروپا سنگین است. فراتر، او اعتقادی چندان به متحدین استراتژیک اروپایی ندارد. سخنان ونس، معاون ریاست جمهور جدید آمریکا در اجلاس امنیتی مونیخ، نسبت به متحدان اروپایی آمریکا، نه تنها اقتصادی، بلکه گستاخانه قلمداد گردید.
اغراقآمیز نیست اگر بیان شود که مجموعه و منظومه پنداری، گفتاری و کرداری ترامپ و همراهان او، ضربهای به متحدین اروپایی وارد کرده که برابر و همسنگی برای آن نمیتوان یافت.پدیده واکنشهای اروپایی نسبت به ترامپ و موضعگیریها و اقدامات دولت ترامپ نیز قابل دقت است. مخرج مشترک همه آنها، نیاز به اتکای امنیتی اروپا به خود و عدم اطمینان به نهادهای دفاع دستهجمعی با مشارکت ایالات متحده است.
لزوم جدی گرفتن «خودمختاری استراتژیک اروپایی»، تقویت اندیشه دوگلی در اروپا که اشاره به سیاستورزان دوگل در استقلال اروپا دارد، و «نیاز به تقویت نظامی اروپا در قالبهای ملی و قارهای»، در حرفها و روایتهای استراتژیک در اروپا، پژواک جدی دارد. در یک کلام، اروپا، در حال بازنگری جدی و اقدام عملی در پایههای نهادگرایی دفاعی و امنیتی خود است. حتی در این زمینه برخی از اروپاییها، از لزوم نزدیکی بیشتر با چین برای مهار اقدامات احتمالی مشترک پوتین و ترامپ سخن میگوید. هرچه هست اروپا، با یک دگردیسی امنیتی روبروست که بر موقعیت آن در روابط بینالمللی تأثیر بسزایی خواهد داشت.