جمعه ۱۷ اسفند ۱۴۰۳ - ۱۷:۱۱
نظرات: ۰
۰
-
ترامپ

یک کارشناس اوراسیا معتقد است که جنگ اوکراین تهدیدی جدی برای امنیت اتحادیه اروپا به شمار می‌آید و نگرانی‌ها از گسترش پیامدهای آن به کشورهای اروپایی افزایش یافته است.

خبرآنلاین نوشت: تنها چند روز پس از منازعه لفظی ترامپ و زلنسکی در اتاق بیضی کاخ سفید، رئیس جمهور آمریکا روز سه شنبه خطاب به اعضای کنگره اعلام کرد که از ولودیمیر زلنسکی رئیس جمهوری اوکراین پیامی دریافت کرده که گفته برای مذاکره و امضای توافق مواد معدنی اوکراین آماده است.

ترامپ در ادامه سخنانش از حمایت آمریکا از اوکراین دفاع کرد و گفت که به طور خستگی ناپذیر برای پایان دادن به درگیری وحشیانه در اوکراین تلاش می‌کند.

رئیس جمهور آمریکا ضمن یادآور شدن هزینه‌کرد بدون تضمین صدها میلیارد دلار در حمایت از اوکراین توسط آمریکا گفته در پیام دریافتی زلنسکی اعلام کرده برای مذاکره و امضای توافق مواد معدنی اوکراین آماده است.

زلسنکی هم اعلام کرده روس‌ها موضع خود را تغییر نداده‌اند و اصرار دارند که ما اندازه ارتش‌مان را کاهش دهیم و ما را وادار کنند که از لحاظ قانونی از سرزمین‌های خود چشم‌پوشی کنیم.

او که پس از خروج از کاخ سفید به لندن رفت و از یک وام ۲/۸ میلون دلاری بهره مند شد و همان زمان اعلام کرد این وام را صرف هزینه‌های تسلیحاتی خواهد کرد، در آخرین واکنش‌ها گفته اخبار مهمی از کمیسیون اروپا در مورد اختصاص بودجه قابل توجهی برای دفاع در اروپا وجود دارد.

با توجه به این گزاره‌ گویی پیرو سخت‌گیری های ترامپ در مورد افزایش هزینه‌های ناتو، اروپایی‌ها برای ایجاد ارتش اروپایی مصمم تر شده‌اند.

اینکه آیا اروپا قادربه ایجاد این ارتش خواهد بود و از سوی دیگر آیا اروپایی‌ها در نبود آمریکا امکان ادامه حمایت از اوکراین را خواهند داشت از جمله سوالاتی بود که در گفتگو با الهه کولایی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌الملل پرسیدیم که در ادامه می‌خوانید:

هدف از پایان این جنگ در چارچوب توافق‌هایی است که ترامپ با پوتین دنبال می‌کند

*** سیاست دولت ترامپ در قبال اوکراین چیست، آیا واقعا می خواهند اوکراین را تسلیم کنند یا اینکه می خواهند در قبال دریافت امتیازاتی جنگ را ادامه دهند؟

به نظر می رسد با توجه به سیاست ها و اهدافی که ترامپ دنبال می کند، به دنبال پایان دادن به این جنگ است. ترامپ به دلیل اولویت هایی که در سیاست خارجی آمریکا در نظر دارد، مایل نیست که این تنش و درگیری در اروپا ادامه پیدا کند، هرچند ممکن است شیوه‌ای که او برای پایان دادن به این درگیری طولانی مدت، (روسیه تصور می کرد به سرعت خاتمه پیدا کند ولی ۳ سال از آغاز آن گذشته) سختگیرانه باشد، ولی هدف وی پایان دادن به این درگیری، البته در چارچوب توافق‌هایی است که ترامپ با پوتین دنبال می کند. این توافق از مسائلی است که در تنظیم روابط روسیه با ایالات متحد ترامپ از پیش وجود داشته و در شرایط کنونی هم به آن بسیار توجه می شود.

مساله ناتو، اروپا و آمریکا؛ سهم هزینه‌های تامین امنیت است

*** اگر آمریکا نتواند اوکراین را تسلیم کند آیا اروپایی ها به تنهایی و بدون کمک آمریکا به اوکراین کمک های نظامی خودشان را ادامه خواهند داد، تا روسیه را شکست دهند؟

حمایت از اوکراین و در اصل حمله نظامی روسیه به اوکراین، ارتباط مستقیم با موضوع گسترش ناتو به سوی شرق و دربرگرفتن کشورهای شرق اروپا دارد. این حمله در پاسخ به تلاش ناتو برای عضویت جمهوری‌های پیشین اتحاد شوروی است که فراتر از موضوع رابطه اروپا با این کشورها و اوکراین است. در همین چارچوب باید به موضوع گسترش اتحادیه اروپا به سمت شرق هم توجه کرد. در سه دهه گذشته همواره گسترش ترکیبات اروپایی به سمت مرزهای پیشین اتحاد شوروی، مورد اعتراض و هشدار روسیه قرار داشته است.

روس‌ها نسبت به گسترش ترکیبات اقتصادی و امنیتی دوران جنگ سرد یا پس از آن به سمت مرزهای پیشین اتحاد شوروی، حساسیت ویژه‌ای داشته‌اند. بنابراین موضوع فقط به روابط نظامی امنیتی دوجانبه یا چندجانبه اوکراین با کشورهای اروپایی مربوط نمی شود.

موضوع نهادهای امنیتی اروپایی و سازمان ناتو است که در این زمینه نقش و حضور آمریکا بسیار برجسته و تعیین کننده است. در زمان دموکرات ها و پس از آن دوره ترامپ، بحث‌های جدی در میان ایالات متحد با اروپایی‌ها در مورد سهم هزینه‌های تامین امنیت وجود داشته است.

دغدغه جدی آمریکایی‌ها همیشه این بوده که اروپا باید از بهره برداری از منابع مالی آمریکا برای تامین امنیت خود دست بردارد

*** با توجه به این بحث آیا داستان خروج آمریکا از ناتو و سازمان ملل جدی است یا فقط آمریکا می خواهد در ناتو هزینه های کشورهای عضو را بیشتر کند و بودجه بیشتری از اعضا بگیرد؟

این بحث همیشه وجود داشته که اروپایی‌ها باید سهم تامین هزینه‌های امنیت خود را، به شکل قابل قبول بپذیرند و این ۲/۵ درصدی که این کشورها به هزینه‌های حضور در ناتو اختصاص می دهند، به شکل معقول افزایش پیدا کند. از دهه ۹۰ به بعد و در شرایط گسترش ناتو به سوی شرق و دربرگرفتن کشورهای شرق اروپا که در دوره جنگ سرد حضور نظامی روسیه را تجربه کرده بودند یا به هر حال در گروه بندی کشورهای سوسیالیستی با مدیریت اتحاد شوروی قرار داشتند، این موضوع دغدغه جدی آمریکایی ها بوده که کشورهای اروپایی باید از بهره برداری از منابع مالی آمریکا برای تامین امنیت خود دست بردارند و شیوه جدیدی را بپذیرند. شیوه ای که به پذیرش سهم بالاتری از هزینه‌های ناتو، از سوی کشورهای اروپایی برای تامین امنیت آنان در سازمان ناتو منجر شود. آنها بپذیرند که نمی توانند دیگر و به ویژه در دوره ترامپ به سود پیشین از طریق تامین امنیت ایجادشده از سوی امریکا دسترسی داشته باشند، بلکه باید بودجه های لازم و قابل قبول برای تامین هزینه های ناتو را بپذیرند. به این ترتیب مسئله فراتر از اوکراین است، ضمن اینکه جنگ اوکراین یک معضل امنیتی برای اتحادیه اروپا به شمار می آید و نگرانی از بی ثباتی در این کشور که در شرق این قاره قرار گرفته و انتقال پیامدهای آن به درون اروپا و شرق آن یک دغدغه جدی برای کشورهای اروپایی است.

بین روسیه پوتین و آمریکای ترامپ پیوندهای عمیقی وجود دارد

*** اتفاق اخیر تا چه مقدار به توافق مونیخ در سال ۱۹۳۸ شبیه است که آلمان نازی با چک درگیر بود و بعد از توافق آلمان زیر توافق زد و تانک‌های آلمان به چکسلاواکی سابق رفتند؟

بین روسیه پوتین و آمریکای ترامپ، با توجه به روابطی که از دهه‌های پیش و پس از فروپاشی اتحاد شوروی، به ویژه در سطح الیگارش‌های روس در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ و رویکرد تجاری او بوجود آمده است، پیوندهای عمیقی وجود دارد. با ارتباطی که میان این گروه‌ها و لابی‌های روسی در اسرائیل و لابی‌های اسرائیل در روسیه از یک سو و لابی اسرائیل در امریکا از سوی دیگر وجود دارد، روابط تنگاتنگ و پیچیده ای در میان روسیه و اسرائیل از یک سو و روسیه و آمریکا از سوی دیگر وجود دارد. با درنظر گرفتن نقش لابی های صهیونیستی در آمریکا و نفوذ بسیار تعیین کننده آنها، به ویژه در امریکای ترامپ (که البته جابه جا شدن دولت ها در این مورد چندان تاثیرگذار نیست) باید به این پیچیدگی ها و همبستگی های تنگاتنگ و در اصل نقش لابی ها در سیاست های آمریکا و روابط خاص تل آویو و روسیه بیشتر توجه کنیم. به نظر نمی رسد این نوع سناریوها قابلیت تکرار داشته باشد، ضمن اینکه با همه پیچیدگی های مورد اشاره، در عالم سیاست، امر محال، محال نیست.

پیوندهای استوار تاریخی در میان آمریکا و اروپا واقعیتی است که این تغییر ریل را به سادگی امکان پذیر نمی سازد

*** زلنسکی پس از خروج از کاخ سفید به لندن رفت و از یک کمک ۲/۸ میلون دلاری بهره مند شد و گفت این مبلغ را صرف هزینه های تسلیحاتی خواهد کرد. بنظر شما آیا این موضوع در راستای کلیدزدن ایجاد همان ارتش اروپایی که سال هاست مورد نظر اروپایی ها قرار گرفته است و آیا اساسا اروپا توان ایجاد چنین ارتشی را خواهد داشت یا خیر؟

این بحث ریشه دار همواره وجود داشته است. به ویژه پس از فروپاشی اتحاد شوروی در مورد منطق ادامه حیات ناتو پرسش مطرح بوده است. شاید یک دوره ای رهبران اروپایی بر سازمان امنیت همکاری اروپا، که در گذشته در دوره جنگ سرد "کنفرانس امنیت و همکاری اروپا" خوانده می شد، اصرار می ورزیدند که این نهاد جایگزین ناتو برای تامین امنیت اروپا شود. اما جنگ های بالکان به رهبران اروپایی گوشزد کرد، این نقش را باید همچنان امریکا برعهده داشته باشد. آنها سرانجام به دنبال توافق دیتون، پذیرفتند که باید نقش برتر و مسلط ناتو و توانمندی های آمریکا را در تامین امنیت اروپا بپذیرند.

در طول دو دهه بعد، نظام جهانی با دگرگونی های بسیاری روبرو شده ولی به نظر نمی رسد ارتش های اروپایی، در شرایط فعلی با توجه به هزینه های شکل گیری و تقویت آن، با در نظر گرفتن پیوندها و همبستگی های گوناگون با آمریکا، گزینه مطلوبی برای کشورهای اروپایی به شمار آید، شرایط در آینده می تواند دگرگون شود. ما باید در فرآیند روندی از چانه زنی و بده بستان و البته تلاش برای حل اختلاف دیدگاه‌ها، به این مسئله نگاه کنیم. نگاه افراطی داشتن به این گزینه ها با واقعیت ها سازگار نیست، ضمن اینکه همانگونه که اشاره شد همبستگی ها، پیوستگی ها و پیوندهای استوار تاریخی در میان آمریکا و اروپا واقعیتی است که این تغییر ریل را به سادگی امکان پذیر نمی سازد. به نظر می رسد دو طرف تلاش خواهند کرد چالش های موجود را از راه رسیدن به توافق های قابل دسترسی از میان ببرند.

اروپا از همه ظرفیت‌های تاثیرگذار خود بر روند تحولات میدان نظامی اوکراین استفاده خواهد کرد

*** فرانسه و انگلستان از ارائه طرح جدید صلح اوکراین گفته اند، آیا این طرح منویات ترامپ را برقرار خواهد کرد یا خیر؟

هر یک از این کشورها به عنوان کانون های قدرت و عوامل تاثیرگذار بر منازعه کنونی، تلاش می کنند از ظرفیت ها و امکانات دیپلماتیک و سیاسی خود همزمان با ابزارهای نظامی بهره برداری کنند. آنها هیچ گزینه ای را به سود دیگری تقلیل نمی دهند. در اصل تقلیل گرایی از ویژگی های جوامع کمتر توسعه یافته است. در کشورهای توسعه یافته و در اروپا، این گزینه ها به شکل متنوع و متفاوت در چارچوب ظرفیت های این کشورها مورد توجه قرار می گیرد. این کشورها می کوشند از همه ظرفیت های تاثیرگذاری خود بر روند تحولات و آنچه که در میدان های نظامی اوکراین جریان دارد، در جهت دستیابی به منافع خود بهره برداری کنند.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

Video Player is loading.
Current Time 0:00
Duration 0:00
Loaded: 0%
Stream Type LIVE
Remaining Time 0:00
1x
    • Chapters
    • descriptions off, selected
    • subtitles off, selected

      آخرین مطالب

      بازرگانی