یوسف مولایی کارشناس ارشد حقوق بینالملل در گفت وگو با آرمان ملی با اشاره به تصمیمات اخیر ترامپ رئیس جمهوری آمریکا گفت: ترامپ عموماً با قوانین و خصوصاً حقوق بینالملل میانه خوبی ندارد. او از بیشتر سازمانها و نهادها و شوراهای بینالمللی خارج شد. همانطور که در گذاشته از موافقتنامه پاریس خارج شد. او با نگاه یک آمریکایی به حقوق بینالمللی مینگرد و در حدی که این حقوق منافع آمریکا را تأمین کند، به آن توجه دارد. هر جا حقوق بینالملل و احکام بینالمللی بر خلاف درک و فهم او و یا چنآنکه گمان میکند برخلاف منافع آمریکا باشد، آن را کنار خواهد گذاشت.
وی افزود: ترامپ اعلام کرده هر کشوری بخواهد این حکم را در ارتباط با نتانیاهو اجرا کند مناسبات آمریکا را درباره آن کشور تغییر خواهد داد. این اظهارات پایه حقوقی ندارد، اما باید در نظر گرفت که آمریکا قدرت دارد و رئیسجمهور آمریکا با اتکا بر آن تصمیم میگیرد. درهرصورت موضع ترامپ از منظر حقوقی موضع درستی نیست و بسیاری هم در جهان با آن مخالفند اما ترامپ از موضع خود با حقوق بینالملل برخورد میکند.
مولایی تاکید کرد: ترامپ البته میتواند با ابزار و روش خود در ارتباط با وضعیت حقوق بشر در کشورهای مختلف بیانیه صادر کند و یا اعلامیه بدهد اما از منظر استفاده از روش سیستماتیک خواستههای خود را پیگیری نخواهد کرد. ترامپ در این ۴ سال روی خوشی به این سازمانها نشان نخواهد داد. نکته جالب این است که روش حکمرانی ترامپ با اصول دموکراسی آمریکایی همخوانی ندارد. ترامپ بیشتر گرایش به سلطنت دارد. او حتی به قانون اساسی آمریکا نیز چندان پایبند نیست. وی بیشتر با اتکا بر قدرت آمریکا تصمیم میگیرد چه این تصمیمات با نظم جهانی و حقوق بینالملل سازوکار باشد یا نباشد.
وی درباره یادداشت اخیر ترامپ علیه ایران گفت: این مهم نیست که او یادداشت علیه ایران صادر کرده است یا فرمان اجرایی داده، مهم این است که در مرحله اجرا چه خواهد شد. کیفیت بخشنامه و یادداشت مهم است و این مورد به قدرت آمریکا در سطح جهان بازمیگردد. البته امکان دارد ترامپ فعلاً ملاحظاتی را در ارتباط با ایران داشته باشد و قصد نداشته باشد مسیر مذاکرات را کاملا مسدود کند. او شاید فعلاً نمیخواهد درهای مذاکره را ببند و امید دارد که مسیر مذاکره در ارتباط با ایران باز شود. ازاینرو فعلاً برخورد نرم را در ارتباط با ایران در نظر دارد و فعلاً برخورد سخت در دستور کار او نیست.
مولایی گفت: نگاه ترامپ در مقایسه با گذشته در مورد ایران تا حدودی تعدیل شده و به نظر میرسد نگاه ترامپ عقلانی و قدری مثبتتر از دور گذشته باشد، اما اینکه جامعه جهانی نسبت به فعالیتهای صلحآمیز تهران متقاعد شود، نیازمند گفتوگوست. در تمام قطعنامههایی که در شورای امنیت علیه ایران صادرشده بود، همین مورد ترجیعبند همه آن قطعنامهها بوده است. درست است که جامعه جهانی دنبال آن است که نسبت به فعالیتهای ایران آگاهی داشته باشد اما در عین حال مهم است که با چه مکانیزمهایی میخواهد به این آگاهی برسد. ایران برای خود اصولی دارد که به آسانی نمیتواند آنها را کنار بگذارد و در مقابل زیادهخواهی دیگران میایستد. این ایستادگی است که موجب شده این کشورها نگاهی تردیدآمیز به پرونده هستهای ایران داشته باشند، اما نمیتوان منکر شد که این مورد بیشتر یک موضع سیاسی است تا یک موضع فنی. ازاینرو توافق برای این منظور بسیار سخت و پیچیده است و تا زمانی که از منظر سیاسی تفاهم وجود نداشته باشد، نمیتوان زمینههای لازم برای رسیدن به توافق را در ارتباط با پرونده هستهای فراهم آورد و این موضوع ربط چندانی به ترامپ ندارد.