به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از فارن افرز، این همان وعدهای بود که او در ماه آوریل داد، زمانی که گفت ایالات متحده «تحت آنچه کاخ سفید عملیات خشم اقتصادی مینامد، یک خفقان مالی بر رژیم ایران تحمیل میکند». این همچنین شبیه به اجرای اولین کارزار فشار حداکثری دولت ترامپ در ماه مه ۲۰۱۸ بود که در آن مایک پمپئو، وزیر امور خارجه، اعلام کرد ایران هدف «شدیدترین تحریمهای تاریخ» قرار خواهد گرفت و شبیه وعده باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، در سال ۲۰۱۲ بود که دولت ایران با «تحریمهای فلجکنندهتر» روبرو خواهد شد.
اقتصاد ایران مطمئناً اثرات همه محدودیتهای پی در پی را احساس کرده است. از زمان اولین دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ این کشور رشد کمی و تورم بالایی را تجربه کرده است. در نتیجه، شرکتهای ایرانی در مقایسه با همتایان خود در سایر اقتصادهای در حال توسعه، زیرساختهای کمتری ایجاد کرده و فناوریهای جدید کمتری را به کار گرفتهاند. با این حال، ایران برای بخش عمدهای از یک دهه توانسته است در برابر اجبار اقتصادی ایالات متحده مقاومت کند.
تا زمان محاصره اخیر، ایران از تکنیکهای دور زدن تحریمها برای ادامه صادرات نفت به مشتری اصلی خود، چین، استفاده میکرد. صنایع غیرنفتی آن نیز با تحریمها سازگار شدند، زیرا کاهش ارزش پول، رقابت با واردات را کاهش داد و محصولات ایرانی را در بازارهای منطقهای رقابتیتر کرد و صادرات را افزایش داد. بدین ترتیب، ایران از نوعی فروپاشی اقتصادی فراری که در سایر کشورهای تحریمشده مانند سوریه و ونزوئلا دیده میشود، اجتناب کرد.
امروزه، جنگ، تابآوری اقتصاد ایران را به روشهایی آزمایش میکند که تحریمها به تنهایی نمیتوانستند. حملات هوایی متعدد ایالات متحده و اسرائیل، تأسیسات صنعتی حیاتی، از جمله برخی از مهمترین کارخانههای فولاد و پتروشیمی ایران را هدف قرار داده است. خسارات وارده در جریان این حملات منجر به قطع عمده تولید کالاهای صنعتی کلیدی شده است. کاهش کلی ترافیک دریایی در تنگه هرمز و اختلالات خاص ناشی از محاصره دریایی ایالات متحده نه تنها صادرات ایران را کاهش داده، بلکه واردات کالاهای سرمایهای و مصرفی بسیار مورد نیاز را نیز متوقف کرده است.
طبق تخمین ماه ژوئیه صندوق بینالمللی پول، تولید ناخالص داخلی ایران قرار است امسال 5.4 درصد کاهش یابد، پس از آنکه در 12 ماه گذشته کمتر از نصف آن کاهش یافته است. تورم سالانه از 52.6 درصد در دسامبر 2025 به 88.6 درصد در آغاز تابستان افزایش یافت. ارزش پول کشور به پایینترین حد خود یعنی به بیش از دو میلیون ریال در برابر هر دلار رسیده است.
اما حتی با بدتر شدن وضعیت اقتصادی کشور، رهبری ایران همچنان قادر به مقاومت در برابر اثرات قهری تحریمها، بیش از آنچه به نظر میرسد، است. وضعیت اقتصاد هنوز بر توانایی ایران برای جنگ تأثیری نگذاشته است. به لطف سالها تجربه تحریمها، انبارهای کالاهای مختلف همچنان پر از کالا است و دولت ایران دریافته است که چگونه از برآورده شدن نیازهای خود اطمینان حاصل کند. به عبارت دیگر، رویکرد ترامپ مطمئناً میتواند بیشتر مردم کشور را به زحمت بیندازد. اما نمیتواند با موفقیت جمهوری اسلامی را خفه کند.
آناتومی یک بحران
مقامات ایرانی به مشکلات اقتصادی کشور اذعان کردهاند. اما مقامات آمریکایی باید مراقب تفسیر بیش از حد این اظهارات باشند. برخلاف آنچه ممکن است به نظر برسد، هیچیک از رهبران نمیگویند که اقتصاد کشور در آستانه فروپاشی است. ارزیابیهای آمریکا از اقتصاد ایران و موفقیت اجبار اقتصادی، روشهایی را که تحریمها اقتصاد سیاسی ایران را تغییر دادهاند و توزیع منابع اقتصادی را به گونهای تغییر دادهاند که ساختار قدرت موجود آن را تقویت میکند، در نظر نمیگیرد.
شاید مهمتر از آن، ارزیابیهای ایالات متحده از اقتصاد ایران، پویاییهای مهمی را نادیده میگیرد. به طور معمول، اثرات تحریمها بر اساس شاخصهای اقتصاد کلان، از جمله نرخ رشد، تورم و کاهش ارزش پول، توصیف میشود. اما این اقدامات عمدتاً سطح قیمتها را دربر میگیرد: ارزش کالاها و خدمات. به بیان دیگر، آنها یک دیدگاه مالی - نه عملکردی - از اقتصاد ارائه میدهند. برای داشتن یک دیدگاه عملکردی، باید به پویاییها در سطح بنگاه و خانوار نگاه کرد. آنها نشان میدهند که چرا ارقام رو به وخامت در تیترها منجر به تسلیم ایران نشده است.
معضل اساسی برای سیاستگذاران در هر کشور تحت تحریم کامل، چگونگی واکنش به آسیبپذیریهای تراز پرداختها است، مانند زمانی که یک کشور ارز خارجی مورد نیاز برای پرداخت واردات را تمام میکند. به طور کلی، دو رویکرد وجود دارد. سیاستگذاران میتوانند از سیاست پولی انبساطی برای تقویت سرمایهگذاری استفاده و مازاد تجاری را از طریق ترکیبی از صادرات بیشتر و افزایش تولید داخلی بازیابی کنند. از طرف دیگر، سیاستگذاران میتوانند از انقباض پولی و اقدامات ریاضتی برای سرکوب تقاضای واردات استفاده و مازاد تجاری را در سطوح صادراتی مشابه بازیابی کنند.
روزگار خوب، روزگار بد
دادههای اقتصاد خرد، اثرات فشار ایالات متحده بر فعالیت اقتصادی در سطح بنگاهها و خانوارها را آشکار میکند. بررسی دادههای شاخص مدیران خرید که توسط اتاق بازرگانی ایران گردآوری شده، چگونگی تشدید بحران اقتصادی کشور را روشن میکند. بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۳، اقتصاد کلی ایران به دلیل تحریمهای اولیه فشار حداکثری ترامپ، همهگیری کووید-۱۹ و اختلالات مربوط به «زنان، زندگی، آزادی» برای دو سوم این دوره در انقباض بود. اما در طول این دوره، صنایع غیرنفتی ایران رشد متوسطی را تجربه کردند. در آغاز سال ۲۰۲۳، ایران حتی شروع به خروج از رکود طولانی خود کرد، زیرا اقتصاد کلی و بخش صنعت به طور همزمان رشد کردند. تا مارس ۲۰۲۴، استانداردهای زندگی دوباره شروع به افزایش کردند و این امر با افزایش تقریباً ۱۵ درصدی درآمد واقعی تقویت شد.
این بهبود با حملات هوایی اسرائیل به ایران در آوریل ۲۰۲۴ از مسیر خود خارج شد. از آن زمان، عدم قطعیت اقتصادی مرتبط با درگیریهای نظامی مکرر، باعث کاهش طولانیمدت فعالیتهای صنعتی شده و ایران را به رکود عمیقتری سوق داده است. شرکتهای صنعتی برای هشت ماه متوالی از وخامت اوضاع خبر دادهاند. اما این بدان معنا نیست که این شرکتها ورشکسته هستند. در طول دو دهه گذشته، شرکتهای ایرانی روشی برای نگهداری موجودیهای بزرگ ایجاد کردهاند. این روش به شرکتها اجازه میدهد تا اثرات تحریمها بر زنجیرههای تأمین را کاهش دهند و به حفظ ترازنامهها در محیطی با تورم بالا که در آن پول نقد ارزش خود را از دست میدهد اما کالاها نه، کمک میکند.
شرکتها برای حفظ حاشیه سود خود، قیمتها را افزایش دادند و هزینههای ورودی بالاتر را به مصرفکنندگان منتقل کردند. و با ادامه جنگ، این قیمتهای بالاتر منجر به نابودی تقاضا شد. خانوارهای ایرانی که سالها با تورم مداوم دست و پنجه نرم میکردند، شروع به مصرف کمتر کردند. وقتی هم خرید میکردند، به طور فزایندهای به اعتبار مصرفکننده، از جمله طرحهای جدید «الان بخر، بعداً پرداخت کن» و وامهای غیررسمی، متکی بودند. حتی در دستههای خاصی مانند مواد غذایی، خردهفروشان ایرانی از کاهش حجم فروش خبر دادند.
در همین حال، کاهش فعالیت اقتصادی، ضربهگیرهایی را برای اقتصاد واقعی فراهم کرده است. از نظر مالی، اقتصاد ایران در وضعیت بدتری نسبت به آغاز جنگ قرار دارد، اما از نظر عملکردی، سطح موجودی از دسامبر ۲۰۲۵ بدون تغییر مانده و عرضه و تقاضا ممکن است در سطح پایینتری از فعالیت کلی اقتصادی، تعادل جدیدی پیدا کنند. مهمترین آسیبپذیری ایران در برابر تحریمها و محاصره، نیاز مداوم آن به واردات است که در پنج ماه اول سال جاری میلادی از ماه مارس به ۱۷ میلیارد دلار رسیده است. این یعنی واردات احتمالاً تا پایان سال به حدود ۴۰ میلیارد دلار خواهد رسید که نسبت به ۵۸ میلیارد دلار در سال گذشته و ۷۲ میلیارد دلار در سال قبل از آن کاهش یافته است.
حالت کمقدرت
وقتی بسنت در کنفرانس مطبوعاتی ماه اوت خود از تصویر «روز D اقتصادی» استفاده کرد، در نظر نگرفت که چه کسی در آن سوی تهاجم برنامهریزیشدهاش ایستاده است. گرچه ممکن است اینطور به نظر نرسد، اما موفقیت مقامات ایرانی در انتقال هزینههای تحریمها و جنگ به مردم عادی، نوعی بسیج در زمان جنگ را نشان میدهد. ایرانیان عادی ممکن است نخواهند به این شکل بسیج شوند، اما چارهای ندارند.
ترامپ اخیراً در یک پست در شبکههای اجتماعی پرسید: «مردم ایران چه زمانی قیام میکنند و میجنگند؟» این ادبیات یعنی ترامپ مردم ایران را نمیشناسد. در واقع، دولت آمریکا برای پیروزی در جنگ اقتصادی خود باید ۲۵ میلیون خانوار و بیش از یک میلیون شرکت را خفه کند. اما با کند شدن تنفس در بخشهایی از اقتصاد ایران، اکسیژن کافی برای نخبگان کشور باقی خواهد ماند.