به گزارش اطلاعات آنلاین، ارزیابیهای اطلاعاتی نشان میدهد که در حالی که تأسیسات تولید و زیرساختهای پرتاب آسیب دیدهاند، ایران بخش قابل توجهی از قابلیت توسعه موشکی خود را حفظ کرده و همچنان به بهبود عملکرد و بقای زرادخانه خود ادامه میدهد. در کنار تخریب زیرساختهای حیاتی غیرنظامی و حذف رهبری سیاسی کشور، نابودی زرادخانههای موشکی ایران از اولویتهای اصلی نیروهای آمریکایی در طول حملات به این کشور بود.
بر اساس گزارشها، نگرانی ویژه بر بهبود دقت، مانورپذیری و بقای موشکها متمرکز بوده است. نسلهای جدیدتر موشکهای بالستیک و موشکهای مافوق صوت ایران، قابلیتهای مانور نهایی پیچیدهتری نشان دادهاند که هدف آن پیچیدهتر کردن رهگیری با سامانههای دفاع موشکی است. روزنامه اسرائیلی هاآرتص در اواخر ماه مارس تأیید کرد که از هر 10 موشک ایرانی که علیه اهداف اسرائیلی شلیک شده، 8 موشک به اهداف خود رسیدهاند. این خبر پس از انتشار گزارشهای فزاینده و افزایش تعداد فیلمهایی که به شکستهای دفاع موشکی بالستیک اسرائیل و آمریکا اشاره دارند، منتشر شد. ایران همچنین به تدریج به ساخت موشکهایی با پیشرانه سوخت جامد روی آورده که زمان آمادهسازی پرتاب را کاهش میدهد و در عین حال تحرک و بقای پرتابگرهای حامل-برپاکننده را بهبود میبخشد.
نیروهای موشکی ایران همچنین در طول درگیری، سرعت عملیاتی غیرمنتظره و بالایی از خود نشان دادهاند. با وجود حملات مکرر به زیرساختهای نظامی، نیروهای ایرانی به پرتاب موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادهای دوربرد علیه تأسیسات نظامی ایالات متحده و اهداف متحد در سراسر خاورمیانه ادامه دادهاند. سرعت مداوم عملیات، این ارزیابیها را تقویت کرد که ایران با موجودی موشکی بسیار بزرگتر نسبت به آنچه بسیاری از تخمینهای غربی پیشنهاد کرده بودند، وارد جنگ شده است.
در ماه مه، منابع اطلاعاتی به نیویورک تایمز گفتند که ایران تقریباً ۷۰ درصد از زرادخانه موشکی خود را حفظ و با موفقیت دسترسی عملیاتی به ۳۰ مورد از ۳۳ تأسیسات موشکی در امتداد تنگه هرمز و تقریباً ۹۰ درصد از تأسیسات ذخیرهسازی زیرزمینی و سکوهای پرتاب را بازیابی کرده است. دادههای اطلاعاتی نشان میداد واشنگتن احتمالاً میزان خسارت به زرادخانه موشکی ایران را بیش از حد تخمین زده و توانایی ایران برای بازیابی سریع تأسیسات نظامی خود را دست کم گرفته است. اهمیت نابودی زرادخانه موشکی ایران و تأسیسات موشکی زیرزمینی در هفتههای اولیه خصومتها به سرعت افزایش یافت، زیرا نه تنها زرادخانههای موشکهای ضد بالستیک آمریکا و متحدانش به سرعت تخلیه شدند، بلکه شبکه رادارهای دفاع هوایی ایالات متحده و متحدانش در سراسر خاورمیانه نیز به سرعت نابود شدند.

آخرین ارزیابیها نشاندهنده تغییر گستردهتری در تفکر پنتاگون در مورد نیروهای موشکی ایران است. پیش از وقوع خصومتهای گسترده، تحلیلگران غربی به طور گسترده پیشبینی میکردند حملات هوایی مداوم علیه سایتهای تولید، انبارهای ذخیرهسازی و تأسیسات پرتاب، توانایی ایران در انجام حملات موشکی را به طور قابل توجهی کاهش میدهد. در عوض، حملات مکرر، تابآوری زیرساختهای موشکی کشور را برجسته کرده که بخش عمده آن در تأسیسات زیرزمینی مستحکم و شبکههای تولید پنهان پراکنده شده است.
تابآوری پایگاه صنعتی دفاعی ایران یکی دیگر از عوامل اصلی ناامیدکننده تلاشهای جنگی به رهبری آمریکا بوده است. به جای تکیه بر تعداد کمی از کارخانههای متمرکز، به نظر میرسد تولید موشک در مکانهای متعدد توزیع شده و حذف کامل ظرفیت تولید را برای حملات هوایی دشوار میکند. تأسیسات زیرزمینی، خطوط تولید اضافی و ذخایر بزرگ قبل از جنگ، همگی به حفظ توانایی ایران برای جایگزینی خسارات و ادامه گسترش زرادخانه خود با وجود بمبارانهای مداوم کمک کردهاند. نیروهای ایرانی در ساخت استحکامات زیرزمینی گسترده در اعماق زمین به شدت به حمایت کره شمالی متکی بودهاند. این پایگاههای موشکی چند طبقه توسط راهآهن صدها متر در زیر زمین به هم متصل شده و امکان جابجایی نیروها و داراییهای موشکی را با امنیت نسبی از حملات آمریکا و متحدانش فراهم میکنند.