امیرحسین نادری: صبح روز دوازدهم تیر؛ زمانی که تهران میزبان دهها هیئت خارجی برای وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی شد، شهر در ظاهر در وضعیت سوگ بود، اما در لایه زیرین آن، صحنهای کاملاً متفاوت شکل میگرفت. آنچه انبوه رسانههای جهانی حاضر در مراسم از جمله رویترز، آسوشیتدپرس و الجزیره در گزارشهای لحظهبهلحظه خود توصیف کردند، صرفاً یک مراسم تشییع نبود؛ بلکه یکی از گستردهترین گردهماییهای سیاسی- دیپلماتیک سالهای اخیر بود که از آسیا تا اروپا و از آفریقا تا آمریکای لاتین امتداد داشت.
آن روز، فرودگاههای بینالمللی امام خمینی(ره) و مهرآباد و سپس مسیرهای منتهی به تهران، به نقطه تلاقی هیئتهایی تبدیل شده بود که هرکدام حامل یک پیام بودند؛ پیامهایی که در ظاهر در قالب تسلیت بیان میشد، اما در واقعیت، بازتابی از جایگاه ایران در نظم منطقهای و جهانی بود.
خبرگزاری انگلیسی «رویترز» در گزارشهای خود از «حضور کمسابقه هیئتهای رسمی از کشورهای مختلف» نوشت و خبرگزاری امریکایی «آسوشیتدپرس»، این مراسم را یکی از «متنوعترین تجمعات دیپلماتیک در یک رویداد غیرسازمانی» توصیف کرد. اما آنچه اهمیت داشت، فقط تعداد کشورها نبود؛ بلکه ترکیب آنها بود.
ورود دولتها؛ سیاست در لباس احترام
در سطح نخست، دولتهای بزرگ و اثرگذار وارد صحنه شدند. از «دیمیتری مدودف» نایب رئیس شورای امنیت روسیه، «هه وی» معاون کنگره خلق چین و «سیدعطا حسنین» فرستاده ویژه هند گرفته تا کشورهای بزرگ خاورمیانه و دیگر مناطق جهان در کنار ایران قرار گرفتند. در میان آنها، کشورهای همسایه، آسیای مرکزی، امریکای لاتین، قاره آفریقا و برخی کشورهای اروپایی نیز حضور داشتند. شمار مقام های رسمی از ۴۵ کشور و هیئتهای خارجی مراسم از بیش از یکصد کشور اعلام شده است. این حضور، همانطور که الجزیره تحلیل کرد، نه صرفاً یک رفتار احساسی، بلکه نشانهای از ادامه سیاست «تعامل فعال با تهران در چارچوب نظم چندقطبی» بود.
همه این کشورها بهخوبی میدانند که ایران در معادلات انرژی، امنیت منطقهای ومسیرهای ترانزیتی، یک بازیگر قابل حذف نیست. بنابراین، حضورشان در تهران، علاوه بر ابراز همدردی، نوعی ثبت موقعیت در برابر یک واقعیت ژئوپلیتیک بود.
کشورهای منطقه؛ موازنهگران در میدان فشار
در سطح دوم، کشورهای منطقه قرار داشتند؛ عراق، ترکیه، پاکستان، افغانستان، کشورهای حوزه خلیج فارس و برخی دولتهای عربی. رویترز در گزارشهای تحلیلی خود تأکید کرد که این کشورها معمولاً در وضعیت «موازنه فعال» قرار دارند؛ یعنی نه به دنبال حذف یک طرف، بلکه در تنظیم رابطه میان همه طرفها فعال هستند
پاکستان یکی از این کشورها بود که بنا به گزارش ها، چهار هواپیما هیئتهای اعزامی این کشور را در خود جای داده بودند. «شهباز شریف» نخست وزیر، ژنرال «عاصم منیر» فرمانده کل ارتش، «یوسف رضا گیلانی» رئیس سنا، «ایاز صادق» رئیس مجلس ملی، و «سیدمحسن نقوی» وزیر کشور پاکستان از مسئولان رسمی و هیئت بزرگی از علمای مذهبی و شخصیت های سیاسی و فرهنگی این کشور همسایه از جمله شرکت کنندگان مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی بودند.
«امامعلی رحمان» رئیس جمهوری تاجیکستان، «قربان بردی محمداف» رهبر ملی ترکمنستان، «میخائیل کاولاشویلی» رئیس جمهوری گرجستان،«نیکول پاشینیان» نخست وزیر ارمنستان،«جودت ایلماز» معاون رئیس جمهوری ترکیه، «عصام الدین احمد محمد فرید» رئیس سنای مصر، «حسن بن عبدالله الغانیم» رئیس مجلس قطر، «نورالدین اسماعیلف» رئیس مجلس ازبکستان، «صاحبه غفاروا» رئیس مجلس جمهوری آذربایجان، «ایگور سرگینکو» رئیس مجلس بلاروس، «مارلن محمدعلی اف» رئیس مجلس قزقیزستان، «حافظالدین احمد» رئیس مجلس بنگلادش، معاون اقتصادی رئیس الوزرای افغانستان، نایب رئیس مجلس سریلانکا و وزیران خارجه نیکاراگوئه، بورکینافاسو، کنگو، قزاقستان، غنا، افغانستان، وزیران مجلس دولت و اوقاف و امور دینی عمان، قائم مقام وزیر خارجه عربستان، وزیر کشاورزی مالزی، وزیر کابینه نامیبیا، وزیر آموزش عالی گوام، وزیر ارتباطات صربستان، وزیر امور اتحادیه میانمار، وزیر آموزش عالی کوبا، وزیر آموزش عالی ویتنام، مفتی اعظم و نماینده جمهوری تونس، معاون وزیر خارجه تانزانیا و هیئت هایی از برزیل، گامبیا، تایلند، الجزایر و دهها کشور دیگر از این جملهاند.
حضور این کشورها در تهران، یک پیام روشن داشت: هیچ معادله پایداری در خاورمیانه بدون در نظر گرفتن ایران قابل طراحی نیست. حتی کشورهایی که اختلافات سیاسی جدی با تهران دارند، در چنین لحظاتی ناچارند کانال ارتباطی خود را فعال نگه دارند. این همان نقطهای است که سیاست از سطح شعار خارج میشود و به سطح ضرورت تبدیل میگردد.
محور مقاومت؛ شبکهای فراتر از دولتها
اما شاید مهمترین و معنادارترین بخش مراسم، جایی بود که دولتها نبودند؛ بلکه جریانها حضور داشتند. از لبنان تا عراق، از یمن تا فلسطین و افغانستان و حتی آمریکای لاتین، جریانهای مقاومت در قالب هیئتهای رسمی و نیمهرسمی در تهران حاضر شدند. الجزیره در تحلیل خود از این حضور، آن را نشانهای از «پیوستگی شبکههای فراملی سیاسی و ایدئولوژیک در منطقه» توصیف کرد.
در همین چارچوب، بیش از ۸۰ هیئت از نمایندگان فرهنگی و مذهبی، شخصیت های سیاسی و اعضای جبهه مقاومت از لبنان، فلسطین، سوریه، عراق، مغرب، ترکیه، اکوادور، بولیوی، افغانستان، کشورهای حوزه خلیج فارس و دهها کشور دیگر حتی از آلمان، اسپانیا و امریکای لاتین در مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی شرکت کرده بودند.
در این سطح، دیگر با دیپلماسی کلاسیک مواجه نیستیم. اینجا یک شبکه هویتی- سیاسی در حال بازنمایی خویش است؛ شبکهای که ایران در شکلگیری و استمرار آن نقش محوری دارد و در لحظات حساس، خود را بهصورت یکپارچه نشان میدهد.
عراق؛ صحنهای که همه معادلات را به هم وصل میکند
در میان همه هیئتها، عراق جایگاه ویژهای داشت. هم به دلیل حجم حضور، و هم به دلیل ترکیب پیچیده سیاسی آن. رویترز گزارش داد که هیئت عراقی شامل طیفی از مقامات دولتی، پارلمانی و نمایندگان جریانهای مختلف سیاسی و امنیتی بود، به گونهای که علاوه بر دولت مرکزی، «نیچروان بارزانی» رئیس اقلیم کردستان عراق و هیئتی از شیوخ، عشایر و احزاب شیعه، سنی، کرد و اقوام مختلف این کشور همسایه در مراسم حاضر بودند.
این حضور را نمیتوان صرفاً در قالب روابط دوجانبه توضیح داد. عراق امروز، همانطور که تحلیلهای الجزیره و رویترز نشان میدهد، در نقطه تلاقی سه نیرو قرار دارد:
دولت مرکزی، فشارهای آمریکا و پیوندهای عمیق با ایران.
بنابراین، حضور گسترده عراقیها در تهران، یک پیام ساده داشت: بغداد هنوز در حال مدیریت توازن میان این سه محور است، و حذف یکی از این اضلاع، عملاً امکانپذیر نیست. در چنین شرایطی، تشییع باشکوه رهبر شهید در شهرهای نجف و کربلا با استقبال رسمی نخست وزیر و روسای قبایل و طوایف عراق در فرودگاه نشان داد که عراق تلاش میکند به یک شریک و متحد نزدیک ایران تبدیل شود.
چین و روسیه؛ ثبت موقعیت در نظم جدید
در سطح قدرتهای بزرگ، حضور چین و روسیه در کنار کشورهای دیگری نظیر هند و برزیل اهمیت ویژهای داشت. آسوشیتدپرس در تحلیل خود این حضور را بخشی از روند «تنوعبخشی به ائتلافهای جهانی» توصیف کرد.
چین و روسیه ، در کنار ایران، بخشی از یک واقعیت در حال شکلگیری هستند: کاهش تمرکز قدرت جهانی و حرکت به سمت ساختارهای چندقطبی. به همین دلیل، حضورشان در چنین مراسمی، بیشتر از آنکه نماد همدردی باشد، نوعی تثبیت حضور در یک معماری سیاسی در حال تغییر بود.
پیام خاموش دیگران؛ سکوتهایی که پرمعنا بود
در کنار حضورهای پررنگ، سکوتها هم معنا داشتند. برخی کشورها با سطح پایینتر نمایندگی یا در قالب پیامهای غیرمستقیم حضور یافتند. رویترز این وضعیت را «دیپلماسی حداقلی در لحظات حساس» توصیف کرد؛ رفتاری که هدف آن جلوگیری از قطع کامل رابطه در عین عدم ورود به سطح سیاسی بالا است.
این سکوتها، در کنار حضورهای پررنگ، تصویر کاملتری از وضعیت ایران در نظام بینالملل ارائه میدهد: کشوری که هم مرکز توجه است و هم نقطه تنظیم حساسیتها.
در سوی مقابل، امریکا، رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای اروپایی و غربی بودند که از غایبان بزرگ این مراسم به شمار میرفتند. کسانی که یا دستشان به خون رهبر شهید انقلاب اسلامی آغشته بود، یا با دشمنان او همدستی داشتند و یا دست کم، آنکه حاضر نشدند این اقدام ددمنشانه و غیرانسانی را به صورت علنی محکوم کنند. به همین دلیل ، دولت ایران از کشورهای اروپایی برای شرکت در مراسم وداع دعوت نکرد چون به گفته وزارت امور خارجه، آنها در «سمت باطل» تاریخ ایستادند.
جمعبندی؛ سوگ بهمثابه صحنه سیاست
اگر تمام این لایهها را کنار هم قرار دهیم، یک تصویر واحد شکل میگیرد: مراسمی که در ظاهر پایان یک دوره بود ،اما در واقع صحنه تثبیت یک موقعیت و حتی آغاز دورانی تازه به شمار می رود.
در این صحنه، ایران نه در حاشیه، بلکه در مرکز شبکهای از روابط ایستاده است؛ شبکهای که شامل دولتها، قدرتهای بزرگ، کشورهای منطقهای و جریانهای فراملی است. هرکدام از این بازیگران، با انگیزهای متفاوت، اما با یک نتیجه مشترک در تهران حاضر شدند: تنظیم جایگاه خود نسبت به ایران در نظم در حال تغییر منطقهای و جهانی.و شاید مهمترین نکته همین باشد: در سیاست خارجی، گاهی مراسمها بیشتر از مذاکرات رسمی حرف میزنند و تهران در روز وداع، بیش از هر بیانیهای، خودش را در زبان حضور دیگران تعریف کرد.