به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از رویترز، در این محیط جدید خطرناک، بقیه جهان چگونه ممکن است خود را برای جلوگیری از آسیبهای جانبی دوباره آماده کنند؟ اتینکه آیا مذاکرات ۶۰ روزه بین ایالات متحده و ایران به یک توافق پایدار منجر خواهد شد، هنوز مشخص نیست - به ویژه با توجه به حملات تلافیجویانه در آخر هفته.
اما مهمترین نکته برای بازارها این است که توافق موقت، جریان انرژی را از طریق تنگه هرمز، گلوگاه حیاتی انرژی که در طول درگیری عملاً بسته شده بود، احیا کرده و این امر باعث شده قیمت نفت خام به نزدیکی سطح قبل از جنگ بازگردد. با این حال، زمان در حال گذر است. از آغاز جنگ، بسیاری استدلال میکردند که افزایش قیمت نفت به اندازه موشکها و دیپلماسی، سیاستهای این درگیری را شکل میدهد. اکنون به نظر میرسد این ادعا به اثبات رسیده است.
جنگ شاید بیش از انتظار طول کشیده باشد، اما به نظر میرسد فشارهای اقتصادی و سیاسی به شدت بر تصمیمات دونالد ترامپ تأثیر گذاشته است، همانطور که از تمایل آمریکا برای دادن بسیاری از اقلام خود به ایران در ازای بازگشایی تنگه هرمز مشهود است. یک مهلت کلیدی برای دولت همیشه انتخابات میاندورهای در ماه نوامبر بود و این همچنان پابرجاست. اکنون سوال این است که پس از رفتن رأیدهندگان به پای صندوق رأی، چه اتفاقی برای توازن قدرت بین واشنگتن و تهران میافتد.
صلح، فعلاً
این جنگ آشکارا بین مردم آمریکا منفور بود. میزان محبوبیت خالص ترامپ در نظرسنجی اکونومیست/یو گاو از منفی ۱۷ در آغاز جنگ به منفی ۲۴ قبل از اعلام چارچوب آتشبس کاهش یافت و از آن زمان به منفی ۲۱ رسیده است. افزایش قیمت انرژی آشکارا نقش بزرگی در این امر داشته است. میزان محبوبیت خالص ترامپ در مورد تورم و قیمتها به زیر منفی ۴۰ رسیده است.
اینکه دولت ترامپ اکنون چقدر میتواند خسارتها را کنترل کند، تا حد زیادی به مسیر قیمت بنزین در چند ماه آینده بستگی دارد. دادههای اداره اطلاعات انرژی نشان میدهد که قیمت بنزین در حال حاضر از اوج نزدیک به ۴.۵۰ دلار در طول درگیری به حدود ۳.۹۰ دلار در هر گالن کاهش یافته است.
اما اگر مذاکرات صلح شکست بخورد، این وضعیت میتواند معکوس شود. تهران حتی ممکن است نیاز به بستن تنگه هرمز برای تأثیرگذاری بر قیمت انرژی نداشته باشد. فقط شاید لازم باشد معاملهگران را متقاعد کند که جریان نفت و گاز از طریق خلیج فارس در معرض خطر است. این حق بیمه ریسک میتواند به سرعت بر قیمت نفت خام و بنزین، هزینههای حمل و نقل، کودها و هزینههای نهادههای صنعتی تأثیر بگذارد. در سال انتخابات، این به ایران قدرت میدهد.
در حال حاضر، معاملهگران انرژی مایل بودهاند که اختلافات جزئی بین ایالات متحده و ایران را زیر نظر داشته باشند، چرا که قیمت نفت خام برنت نسبت به اوج خود در زمان جنگ حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است. اما اگر به نظر برسد که ایران مایل است دوباره از کارت هرمز خود استفاده کند، این وضعیت ممکن است به سرعت تغییر کند.
بازگشت ریسک
با این حال، تعادل ظریف قدرت ممکن است پس از انتخابات میاندورهای ایالات متحده در ۳ نوامبر به طور قابل توجهی تغییر کند. اگر جمهوریخواهان کرسیهای خود را از دست بدهند، ترامپ میتواند با کنگرهای خصمانهتر یا متفرقتر روبرو شود که تصویب بودجهها و قوانین را دشوارتر میکند.
طبق نظرسنجی RealClear، دموکراتها در حال حاضر با بیش از ۵ درصد اختلاف در انتخابات عمومی کنگره پیشتازند و به طور گسترده اعتقاد بر این است که شانس زیادی برای بازپسگیری کنترل مجلس نمایندگان دارند، جایی که آنها فقط به پنج کرسی خالص نیاز دارند.
بحران داخلی میتواند وسوسه ترامپ را برای جستجوی پیروزیهای سیاسی در خارج از کشور افزایش دهد، جایی که او میتواند با محدودیتهای کمتر از سوی کنگره یا دادگاهها، جایگاه خود را تثبیت کند. در حالی که به نظر میرسد ترامپ اکنون تمایل محدودی برای از سرگیری جنگ تمامعیار دارد، اما به دلیل توافق موقت که به نفع ایران است، هم در داخل هم در خارج از کشور با انتقادهای شدید مواجه شده است.
علاوه بر این، عقبنشینی سریع نفت برنت نشان میدهد که معاملهگران انرژی میتوانند به سرعت ریسک سیاسی را نادیده بگیرند. این امر ممکن است فشار نظامی مجدد را پس از انتخابات میاندورهای جذابتر کند. بنابراین، ایران ممکن است فعلاً دست بالا را داشته باشد، اما اگر توافق تا پاییز نهایی نشود، این وضعیت میتواند تغییر کند، که با توجه به فاصله زیاد طرفین بر سر نکات کلیدی مورد اختلاف مانند برنامه هستهای ایران، احتمال زیادی وجود دارد.
نتیجه این اهرم فشار ناپایدار، جنگ دائمی نیست، بلکه ریسک مداوم است.
شرط استراتژیک امنتر
این امر واردکنندگان بزرگ انرژی - مانند اروپا و بخش عمدهای از آسیا - را در برابر افزایش غیرمنتظره قیمت نفت و گاز و اختلال در عرضه کود و سایر کالاها در سالهای آینده آسیبپذیر میکند. بهترین دفاع برای این کشورها ساده به نظر میرسد: کاهش تسلط سوختهای فسیلی وارداتی بر اقتصادشان.
به نظر میرسد اروپا متوجه این موضوع شده است. پس از دو شوک انرژی در پنج سال، بسیاری از دولتهای منطقه در حال بازنگری در تولید داخلی نفت و گاز - یک راه حل کوتاهمدت - و تسریع سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر و انرژی هستهای هستند تا وابستگی کمتری به سوختهای فسیلی وارداتی داشته باشند.
بله، این تغییر وابستگی زنجیره تأمین به چین، بازیگر غالب در فناوری انرژیهای تجدیدپذیر، را افزایش میدهد. اما ماهیت این وابستگی با اتکای بیش از حد به انرژی وارداتی متفاوت است. اگر واردات گاز و نفت قطع شود، نیروگاهها و پالایشگاههایی که به آنها متکی هستند تحت فشار فوری قرار میگیرند.
اما اگر چین صادرات سلولهای خورشیدی یا توربینهای بادی را محدود کند، مزارع خورشیدی و بادی موجود تا حد زیادی به کار خود ادامه خواهند داد. کدام شرط راهبردی امنتر است؟ ممکن است یک مرحله از جنگ ایران در حال پایان باشد، اما نبرد طولانیتر تازه شروع شده و کشورهای آسیبپذیر باید برای آن آماده شوند.