به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، ماریوت هشدار میدهد که کوچ از کتاب به نمایشگرها نه تنها ما را از شاهکارهای ادبی دور میکند، بلکه جامعه را به سوی استبداد، قبیلهگرایی و بربریت سوق میدهد. در مقابل این نظر انتونی کامینز در گاردین بر این کتاب نقد تندی نوشته و چهره دیگری از این اثر پرطمطراق را نمایان میکند. به باور منتقد، ماریوت که دوران کودکیاش را زیر سایه پدر معلمش با شوقِ وافر به کتابخوانی گذرانده، اکنون در قامت یک مرثیهسرای آخرالزمانی ظاهر شده است؛ اما لحن بلندپروازانهی کتاب به شدت از عمق منطقی تهی است.
نویسنده اصرار دارد که بگوید هیچ ابزاری به اندازه رمانهای کلاسیک نمیتواند ابعاد درون انسان را آشکار کند، اما هرگاه پای اثبات این ادعا وسط میآید، در بیان جزئیات و دلایل آن ناکام میماند. تناقض بزرگ کتاب آنجاست که در ابتدا تلفنهای هوشمند را مقصر اصلی افت کتابخوانی میداند و فقر یا نابرابریهای ساختاری را نادیده میگیرد، اما در صفحات پایانی ناچار میشود اعتراف کند که ثروتمندان ابزار لازم برای دور نگه داشتن فرزندانشان از این صفحات اعتیادآور را دارند، در حالی که والدین کارگر و فقیر از چنین شانسی محرومند!
«عصر تاریکی جدید» با تمام شعارهای آخرالزمانیاش، در نهایت به پوستهای از مصلحتاندیشی میرسد و به مخاطبان دلداری میدهد که قرار نیست سواد کاملاً نابود شود؛ شاید شکسپیرهای کمتر و پیامهای کاری بیشتری داشته باشیم، اما کتابخوانی فعلاً زنده میماند!
به نوشته منتقد گاردین، این کتاب بیش از آنکه یک تحلیل عمیق جامعهشناختی باشد، آیینهای است برای فرار کسانی که با دیدن گزارش هفتگی زمان استفاده از گوشی (Screen Time) عذاب وجدان میگیرند. در پشت این سطور پرهیاهو، داستان واقعیتری پنهان است: بزرگ شدن با این توهم که دنیا تنها در صفحات کتاب معنا پیدا میکند، تا اینکه تکه شیشه سیاهرنگ ششاینچی تمام این باورها را به چالش میکشد.