به گزارش اطلاعات آنلاین، نقاش، منتقد و مربی برجستهای بود که بیش از سه دهه از عمر پربار خود را صرف آموزش نسل جوانی از هنرمندان این مرزوبوم کرد؛ نسلی که نامهای بزرگی چون احمد وکیلی، نصرتالله مسلمیان و مسعود سعدالدین از شاخصترین آنها به شمار میروند. با این حال، همانگونه که کارنامه پرثمرش گواهی میدهد، سنگینی سایه خلق آثار نقاشی همواره بر دیگر فعالیتهای او غلبه داشت.
او متولد ۱۳۰۹ در کرمانشاه و برخاسته از خانوادهای آشوری بود که اگرچه تحصیلات کلاسیک هنر را از محضر استاد جعفر پتگر آغاز کرد و سپس در مؤسسه هنر شیکاگو در رشته تصویرسازی به مدارج عالی رسید، اما اصالت نگاه شرقی و پیوند عمیقش با اسطورهها و کهنالگوهای ایرانی را هرگز از دست نداد. از همان آغاز کار، هانیبال احساس کرد که انسان برای او از هر موضوع دیگری جالبتر است: «خیلی دوست داشتم به قیافه و نگاه آدمها فکر کنم و عمق عواطف، اندوه، تکبر، خودخواهی، مهربانی آنها را دریابم.» و همچنین او گفته بود: «در دانشگاه، از کلاس کشیدن اندام انسانها لذت میبردم. بیشتر دوست داشتم بروم در کلاسهای مدل زنده، نقاشی کنم. در همان کلاس بود که برای اولین بار کارهای ذهنی کردم. آن کار ذهنی پر از صورتهای آدم بود. تخیلات بیشتر روی کارهایی بود که در آن اندام انسان و چهرهٔ انسان بود، ولی اولین باری که در کارهایم موضوعی را نگه داشتم و تکرارش کردم و بعدها به صورت امضاء کارهای من شد، وفور آدم بود.»
صفهای ممتد آدمها و وفور پیکرهها بر بستر تابلوها، همراه با رنگهای درخشان برگرفته از هنر شرقی، امضای شخصی او بر پیکره نقاشی مدرن ایران ساختند. الخاص هنر ایرانی را با اکسپرسیونیسم شاگال و فضای مذهبی الگرکو پیوند زد و سبکی آفرید که روایتگر دردها، عواطف و ساختارشکنیهای انسانی بود.
نگاه عمیق الخاص به جهان و هنر، در لایههای پنهان کلامش نیز جاری بود. او در یکی از مصاحبههای خود، با صراحتی مثالزدنی از نگاه و انتظارش نسبت به مخاطب و هنر کودکان سخن میگفت: «دلم میخواست مردم بسنده کنند به دیدن کار؛ زیاد سوال نکنند و خودشان از زبان هنرمند گزارش دهند... من تصویرهای کودکانه کشیدم؛ با رنگهای روشن و شاد. برای کودکان اما بیش از همه احترام قائل شدم.»
الخاص با زبانی بیپرده، نبوغ پنهان کودکان و نگاه منحصربهفردشان به هستی را ستایش میکرد و رنج کودکان کار و قربانیان جنگ، همچون کودکان فلسطین را با قلم خود به تصویر میکشید. او همچنین درباره تلفیق هنر و کلام باور داشت که حضور نوشته و شعر در نقاشی، سنتی دیرینه از مینیاتورهای ایرانی است؛ سنتی که او نیز در آثارش به شکلی مدرن تداوم بخشید. الخاص در بیستوسوم شهریور ۱۳۸۹ در کالیفرنیا چشم از جهان فروبست. او رفت، اما صفوف به هم پیوسته آدمها در بومهای رنگین او و طنین اندیشههای آزادمنش دانشمندانه و معلموارش، همچنان در تاریخ هنر معاصر ایران زنده و جاری است.