به گزارش اطلاعات آنلاین، در میان آثار راه یافته به رقابت، فیلم «زن ناشناس» ساخته مای التوخی توانست با شایستگی کامل، جایزه معتبر «شیر طلا» را از آن خود کند؛ اثری که بلافاصله پس از نمایش، موجی از تحسین منتقدان را برانگیخت و نام این کارگردان دانمارکی را بر سر زبانها انداخت.
این فیلم، یک درام-تریلر شیک و آراسته است که با دقتی کمنظیر به واکاوی شرم و پارانویای سیاسی در دانمارک پس از جنگ جهانی دوم میپردازد. فضا و لحن اثر یادآور آثار شاخصی چون «ربکا» ساخته آلفرد هیچکاک است و التوخی به عنوان کارگردان و یکی از نویسندگان، فیلمی زیرکانه درباره بهای سنگین بقا و مکانیسمهای روانی فراموشی خلق کرده است. داستان در یک آپارتمان متمول و اعجابی طبقه متوسط رو به بالا در کپنهاگ روایت میشود؛ دورانی که مقاومت دانمارک با اختیارات شبهنظامی به دنبال بازداشت و بازجویی از مظنونان به همکاری با نازیها بود. در این میان، کریستیان، کارخانهداری بیوه و پا به سن گذاشته، شیفته پرستار دختر خردسال خود یعنی ماری با بازی خیرهکننده و سرسختانه ماتیلد آرچل میشود. ازدواج قریبالوقوع آنها نه تنها یک پیوند عاطفی، بلکه تلاشی برای سازماندهی دوباره زندگی در هم شکسته پس از جنگ است.
اما شاهکار فیلم در پرداختن به لایههای پنهان و تاریک شخصیتهاست. در حالی که ماری تلاش میکند با رویکردی تسلیمپذیرانه جای خود را در خانه جدید باز کند، سایه سنگین گذشته و رازهای مگو لحظهای او را رها نمیکند. نقطه عطف داستان زمانی رقم میخورد که او ناچار میشود لباس عروس همسر فقید کریستیان را برای ایجاد تغییرات به خیاطی ببرد؛ سکانسی نفسگیر با امضایی کاملاً دافنه دو موریری که به مواابعی فاجعهبار با فردی از گذشته منجر میشود. در پردهای وسیعتر، فیلم حقیقت تلخ و تاریخی کمتری دیدهشدهای را عریان میکند: تحقیر سیستماتیک زنانی که متهم به رابطه با آلمانها بودند (با سرهای تراشیده و صلیبهای شکسته روی پشت)، در واقع سرپوشی بود تا مردان و جامعه مردسالار، مشارکتهای کلان و سودجویانه خود با رایش سوم را پنهان کنند؛ حقیقتی که حتی دامنگیر خود کریستیان و کارخانهاش نیز میشود.
«زن ناشناس» فراتر از یک فیلم تاریخی، روایتی عمیق درباره بازگشت بخشهای سرکوبشده ذهن، تاریکیهای پنهان در پشت ظاهر متمول جوامع، و تلاش انسان برای بازتعریف هویت خود در پسآیند فجایع بزرگ است. این اثر با هدایت بینقص، فضاسازی خیرهکننده و بازیهای قدرتمند، نه تنها شایسته شیر طلای ونیز بود، بلکه تا مدتها به عنوان یکی از نقاط عطف سینمای اروپا در ذهن مخاطب باقی خواهد ماند.