به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از آتلانتیک، با پیشروی نیروهای انصارالله، دونالد ترامپ که امیدوار بود کنترل تنگه هرمز را از ایران بازپس گیرد، اکنون با واقعیتی تلخ روبهرو شده است، دشمنان آمریکا هر دو تنگه حیاتی غرب آسیا را در اختیار دارند؛ آبراههایی که روزانه حدود یکسوم محمولههای نفتی جهان از آنها عبور میکند.
این شکست یک واقعیت سخت را آشکار میکند: محور مقاومت به رهبری ایران، با وجود ضربههایی که در یکی دو سال اخیر دریافت کرده، همچنان از شور ایدئولوژیک و روحیه جمعی برخوردار است که در طرف مقابل به شدت کم است. ناکامی کشورهای خلیج فارس در هماهنگی علیه یمنیها فاجعهبار بوده و بازتاب ناکامی خود ترامپ در طراحی یک راهبرد منسجم علیه ایران است.
کارشناسان تاکید میکنند که تصرف باب المندب به یمنیها امکان میدهد روی ساحل بنشینند و مستقیما به کشتیهای عبوری شلیک کنند و این امر کنترل آنها بر تنگه را از نظر نظامی و سیاسی تثبیت میکند. آمریکا حتی با آغاز دور تازه حملات هوایی هم احتمالا نمیتواند این وضعیت را تغییر دهد، چون بمب و موشک بدون نیروی زمینی کارساز نیست و متحدان یمنی آمریکا اکنون پراکنده و ضعیف شدهاند.
تجربه جنگ هفت هفتهای سال گذشته نشان داد که آمریکا با وجود کشتن برخی فرماندهان یمنی، نتوانست این گروه را تضعیف کند. در سوی دیگر، عربستان سعودی که سالها برای مهار یمنیها تلاش کرده، اکنون با وضعیتی بدتر روبهروست؛ یمنیها تجهیزات سعودی و اماراتی جامانده را از آن خود کردهاند و اختلافات ریاض و ابوظبی باعث شده جبهه مخالف یمنیها بیش از پیش از هم بپاشد.
پیروزیهای یمنیها ارزش پیمان دفاعی مکه (اتحاد نظامی میان عربستان، پاکستان و ترکیه) را زیر سوال برده و نشان داده که متحدان سنتی آمریکا تمایلی به ورود به این منازعه ندارند. یمنیها برخلاف دشمنانشان، پیوندی ایدئولوژیک با ایران دارند که سربازانشان حاضرند برای آن جان بدهند و نیازی ندارند در هر نبردی پیروز شوند؛ همین که بتوانند هر از چند گاهی یک نفتکش را غرق کنند، بر همسایگان سعودی و جهان چنگ خواهند داشت.
در نهایت، این تحولات نهتنها موضع ایران را تقویت کرده، بلکه نشان میدهد رئیس جمهوری آمریکا در مهار محور مقاومت و بازپسگیری کنترل آبراههای حیاتی غرب آسیا، با چالشی بسیار پیچیدهتر از آنچه تصور میکرد روبهرو شده است.