به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از MSNOW، یک ربع قرن پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر که منجر به کشته شدن ۲۹۷۷ نفر در خاک آمریکا شد، ایالات متحده بیسروصدا در حال عقبنشینی و تغییر مسیر بخشهایی از سیستمی است که در واکنش به آن ایجاد کرده بود - درسهای کلیدی از این حمله و واکنش پرهزینه پس از آن را فراموش کرده است.
دستگاه مبارزه با تروریسم ضعیف شده است. اتحادهایی مانند ناتو که ارزش خود را در افغانستان ثابت کردند، در لحظهای که ایالات متحده با سختترین تصویر امنیتی از زمان جنگ جهانی دوم روبرو است، تضعیف شدهاند. درگیریهای نامشخص در خاورمیانه همچنان ادامه دارد.
و معماری اطلاعاتی که برای متوقف کردن حمله بعدی طراحی شده بود - طبق ارزیابی افرادی که به ایجاد آن کمک کردند - بار دیگر در تلاش است تا نقاط را در یک تصویر تهدید در حال تحول به هم متصل کند.
هیچ یک از این موارد اجتنابناپذیر نبود. حملات ۱۱ سپتامبر بزرگترین سازماندهی مجدد دولت فدرال را از زمان قانون امنیت ملی ۱۹۴۷، یک جنگ جهانی دو دههای علیه تروریسم و گسترش گسترده قدرتهای نظارتی آمریکا - واکنشی که با هزینه هنگفتی ساخته شد و سالها به عنوان بهای هرگز غافلگیر نشدن دوباره دفاع شد - به کار گرفت.
اکنون ایالات متحده در حال کاهش یا تغییر کاربری بخشهای مهمی از آن معماری است، با استدلالی بسیار کمتر از آنچه برای ساختن آن صرف کرده است. در اینجا چهار نکتهی مهم از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ که به سختی به دست آمده و به نظر میرسد این کشور فراموش کرده است، آورده شده است.
مبارزه با تروریسم را دست کم نگیرید
زیرساختهای ایجادشده برای جلوگیری از حملات مشابه در خاک ایالات متحده در سالهای اخیر، با افزایش تهدیدات از سوی کشورهایی مانند روسیه، چین و ایران، تهی شده است. تحلیلگران میگویند در حالی که تهدید تروریسم کاهش یافته، اما از بین نرفته است.
دانیل بایمن، مدیر برنامه جنگ، تهدیدات نامنظم و تروریسم در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، گفت: «در چند سال گذشته، شاهد کوچکسازیهای عظیم و همچنین از دست رفتن دانش و تجربه نهادی بودهایم. من نگرانم، به خصوص وقتی تروریسم تا این حد سیاسی شده، که ما دوباره همان اشتباهات گذشته را تکرار کنیم. شما نمیتوانید تروریسم را به عنوان تهدیدی که به صورت پراکنده و نامنظم بر آن تمرکز میکنیم، در نظر بگیرید.»
همین توجه پراکنده به نحوه برخورد واشنگتن با متحدانش نیز سرایت کرده است، متحدانی که پس از حملات به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون، چیزی بیش از همبستگی نشان دادند.
اتحادهای آمریکا اختیاری نیستند
در روزها و ماههای پس از ۱۱ سپتامبر، ایالات متحده ارزش متحدان خود در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی را که برای اولین بار در تاریخ خود به بند دفاع جمعی ماده ۵ این اتحاد استناد کردند، به طور مستقیم آموخت. در افغانستان، کشورهای ناتو نه تنها اطلاعات، دسترسی به پایگاهها و پشتیبانی نظامی، بلکه مشروعیت سیاسی را برای تلاشهای واشنگتن علیه تهدیدات تروریستی فراهم کردند.
بردلی بومن، افسر سابق ارتش و مشاور امنیت ملی اعضای کمیتههای نیروهای مسلح و روابط خارجی سنا، گفت: دولت ترامپ باید به این نمونه توجه کند.
بومن، که اکنون در بنیاد دفاع از دموکراسیها است، گفت: «در این لحظه که ما بیش از هر زمان دیگری به متحدان و شرکا نیاز داریم، وقتی بیش از هر زمان دیگری به دوستان نیاز داریم، به نظر میرسد این دولت آنها را بدیهی میداند و بدتر از آن، در واقع با آنها اختلاف نظر ایجاد میکند.»
منتقدان میگویند دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، پس از یازده سپتامبر، سهم متحدان ناتو را نادیده گرفته و پیوسته از ارائه مشاوره به متحدان در مورد برنامههای واشنگتن یا تلاش برای همراه کردن آنها خودداری کرده است، و بعداً به آنها حمله کرده است که هیچ کاری برای ایالات متحده انجام نمیدهند، مانند جنگ جاری ایران.
جفری فلتمن، سفیر سابق ایالات متحده در لبنان و یک مقام ارشد خاورمیانه در وزارت امور خارجه، گفت: «متحدان ما به کمک ما آمدند و به نفع خود دیدند که به کمک ما بیایند. من مطمئن نیستم که امروز متحدان ما در صورت درخواست ما، به نفع خود ببینند که به ما کمک کنند.»
ایالات متحده برای ایجاد ائتلافی که با گروه دولت اسلامی مقابله کند و آن را از بین برد، به کار مشابهی متکی بود و حتی پس از آنکه جنگ عراق باعث ایجاد اختلاف بیشتر در بین متحدان ایالات متحده شد، دهها شریک را به خود جذب کرد.
اما رویکرد عجولانه و مبتنی بر شلیک اول دولت ترامپ در قبال جنگ ایران، این سوال را مطرح کرده است که آیا واشنگتن میتواند دوباره کاری مشابه انجام دهد یا خیر.
ماجراجوییهای خاورمیانه برای آمریکا هزینه داشته است.
از زمان حملات ۱۱ سپتامبر، روسای جمهور هر دو حزب، توانایی واشنگتن برای دستیابی به نتایج سریع و پایدار در خاورمیانه را بیش از حد ارزیابی کردهاند، به طوری که مداخلات آمریکا باعث ایجاد مجموعهای از اثرات جانبی شده که ایالات متحده همچنان با آن دست و پنجه نرم میکند.
جنگهای عراق و افغانستان که پس از ۱۱ سپتامبر آغاز شد، مردم آمریکا را نسبت به مأموریتهای نظامی طولانیمدت و درگیریهای نامشخص در خاورمیانه محتاط کرد. این شک و تردید امروز نیز باقی مانده است، به طوری که طبق یک نظرسنجی اخیر در دانشگاه ماساچوست، ۵۵ درصد از آمریکاییها میگویند رفتن به جنگ با ایران یک اشتباه بوده است.
استفن ورتهایم، عضو ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی، گفت: «اهداف تعیینشده در ابتدای یک درگیری سرنوشتساز هستند - بهتر است در تعیین اهدافی که ممکن است از تواناییهای ما فراتر رود، مراقب باشیم.»
نقاط کور در اطلاعات ایالات متحده باید پیدا شوند
شکستهای اطلاعاتی که از نقشه مرگبار هواپیمای مسافربری در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ غافل ماندند، باعث بازنگری گسترده در دستگاه امنیتی آمریکا با هدف اطمینان از این شد که مقامات محلی و فدرال منابع را جمعآوری کرده و اطلاعات را به اشتراک میگذارند تا از حملات آینده جلوگیری کنند.
در حالی که ایالات متحده از آن زمان تعدادی از حملات را خنثی کرده است، کارشناسان و مقامات سابق نگرانند که دولت بار دیگر در آمادهسازی برای نسل جدیدی از چالشها کند عمل کند.
ست جونز، رئیس بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، گفت: «به نظر من، سرزمین ایالات متحده بیش از هر زمان دیگری در دوران اخیر از سوی دشمنان دولتی و غیردولتی آسیبپذیر است.»
او به تهدید حملات پهپادی، تروریسم و عملیات خرابکارانه اشاره کرد و هشدار داد که پایگاهها و زیرساختهای حیاتی ایالات متحده به شدت در معرض خطرند، دفاع در برابر پهپادها ضعیف است و معماری اطلاعاتی که پس از 11 سپتامبر شکل گرفت، مانند دفتر مدیر اطلاعات ملی، قدیمی است و مسئولیتهای مبهمی دارد. جونز گفت: «ما در موقعیت خوبی برای دفاع از میهن نیستیم.»
او افزود که اشتراکگذاری اطلاعات ایالات متحده «در واقع کاملاً بیهدف» است - بهویژه در مورد حملات روسیه و سایر دشمنان که ردیابی آنها عمداً دشوار است و مانع از واکنشهای رسمی نظامی یا دیپلماتیک میشوند. جونز گفت: «فکر میکنم ما تا حد زیادی به عقب برگشتهایم.»
ایوو دالدر، سفیر سابق ایالات متحده در ناتو در دوران دولت اوباما، گفت: «در حالی که ایالات متحده گامهای مهمی در اشتراکگذاری و جمعآوری اطلاعات برداشته، ترامپ نه تنها اطلاعات را سیاسی کرده، بلکه اغلب آن را به نفع غرایز خود نادیده گرفته است.»
دالدر افزود: «ما اکنون نه تنها با سیاسی شدن اطلاعات، بلکه با مصرفکنندگانی که صادقانه بگویم آن را مصرف نمیکنند، مشکل داریم. این مشکلی است که نمیتوان با فرآیند حل کرد.»