عصر خبر نوشت: همزمان با تغییرات مدیریتی در بیمه مرکزی و برگزاری مراسم رونمایی از سند تحول اقتصاد دیجیتال صنعت بیمه، پرسشهایی درباره محتوای سند، سوابق مدیران جدید، نحوه بهکارگیری آنها و نقش بدنه کارشناسی این نهاد مطرح شده است.
سند تحول کجاست؟
مدیران با چه سازوکاری آمدهاند؟
چرا از ظرفیت کارکنان بیمه مرکزی استفاده نمیشود؟
و سازمان اداری و استخدامی کشور چرا توضیح نمیدهد؟
آقای رئیسجمهور؛
آنچه این روزها در بیمه مرکزی اتفاق میافتد، دیگر صرفاً موضوع داخلی یک دستگاه نیست.
بیمه مرکزی نهاد ناظر بر یکی از مهمترین بخشهای نظام مالی کشور است و تصمیمات آن مستقیماً با میلیونها بیمهگذار، شرکتهای بیمه، شبکه فروش و منابع عظیم مالی مردم و اقتصاد کشور ارتباط دارد.
از این رو، اتفاقات مدیریتی و تصمیمات ساختاری این نهاد نمیتواند بدون توضیح و شفافیت باقی بماند.
اول؛ سند تحول کجاست؟
در روزهای اخیر، با حضور وزیر امور اقتصادی و دارایی، مراسمی با عنوان «رونمایی از سند تحول اقتصاد دیجیتال صنعت بیمه» برگزار شد. روایت رسمی نیز از این سند بهعنوان یکی از زیرساختهای نوسازی حکمرانی و تحول دیجیتال صنعت بیمه یاد کرد
اما یک سؤال ساده وجود دارد:
سند کجاست؟
آنچه در این جلسه ارائه شد، بنا بر آنچه مشاهده و گزارش شده، چند اسلاید پاورپوینت و مجموعهای از تعاریف کلی درباره اقتصاد دیجیتال بود.
اگر واقعاً یک سند جامع تحول اقتصاد دیجیتال صنعت بیمه وجود دارد، چرا متن آن منتشر نمیشود؟
اگر سند محرمانه نیست، انتشار آن چه مانعی دارد؟
و اگر آنچه در جلسه ارائه شد همان سند است، چگونه میتوان چند اسلاید و چند تعریف عمومی را «سند تحول اقتصاد دیجیتال صنعت بیمه» نامید؟
تحول دیجیتال یک عنوان نیست.
تحول دیجیتال یعنی مسئله مشخص، وضع موجود، وضع مطلوب، نقشه راه، اقدامات اجرایی، مسئولیتها، منابع، زمانبندی و شاخصهای قابل سنجش.
اگر چنین سندی وجود دارد، منتشرش کنید.
این سادهترین راه برای پایان دادن به همه ابهامهاست.
دوم؛ چرا از ظرفیت کارکنان بیمه مرکزی استفاده نمیشود؟
این سؤال حتی بنیادیتر است.
بیمه مرکزی سالهاست از نیروهای تخصصی در حوزههای مختلف برخوردار است؛ مدیران و کارشناسانی که سالها با مسائل واقعی صنعت بیمه، مقررات، نظارت، شرکتهای بیمه، شبکه فروش، داده، ریسک و فرآیندهای تخصصی این صنعت کار کردهاند.
پس پرسش روشن است:
چرا برای طراحی و اجرای تحول دیجیتال، ابتدا از ظرفیت همین بدنه تخصصی استفاده نمیشود؟
آیا در بیمه مرکزی نیروی متخصص برای طراحی چنین برنامهای وجود ندارد؟
اگر وجود ندارد، این خود پرسشی جدی درباره سالها سرمایهگذاری بر منابع انسانی این نهاد است.
و اگر وجود دارد، چرا این ظرفیت در خط مقدم تحول قرار نگرفته است؟
تحول سازمانی پایدار، زمانی شکل میگیرد که بدنه کارشناسی سازمان در آن نقش داشته باشد؛ نه اینکه احساس کند برای تحول سازمان خود، باید منتظر نیروهایی از بیرون باشد.
سرمایه انسانی بیمه مرکزی نباید نادیده گرفته شود.
سوم؛ مدیران جدید با چه سازوکاری آمدهاند؟
در روزهای اخیر تغییرات مدیریتی متعددی در بیمه مرکزی انجام شده است؛ از جمله انتصاب امیرفرشاد هوشمندیراد و ابراهیم نوروزی در سمتهای معاونتی و تغییرات دیگری در سطح مدیران کل و مشاوران رئیس کل.
ما درباره صلاحیت هیچ فردی پیشاپیش قضاوت نمیکنیم.
اما یک مطالبه کاملاً طبیعی داریم:
سوابق کامل این افراد منتشر شود.
نه چند عنوان انتخابشده در خبر انتصاب؛ بلکه:
سوابق تحصیلی؛
سوابق مدیریتی؛
سوابق تخصصی؛
سمتهای قبلی؛
سوابق حضور در هیأتمدیره شرکتها؛
سوابق مرتبط با صنعت بیمه؛
و تجربه مشخص آنان در حوزهای که قرار است مسئولیت آن را بر عهده بگیرند.
در برخی گزارشهای منتشرشده، برای مدیران جدید سوابق متنوعی در صنعت بیمه، بازار سرمایه و شرکتهای اقتصادی ذکر شده است. همین موضوع نیز نشان میدهد انتشار یک رزومه رسمی و کامل میتواند بهترین راه برای ارزیابی عمومی شایستگی افراد باشد.
شفافیت درباره رزومه افراد، حمله به آنها نیست؛ احترام به افکار عمومی است.
چهارم؛ اگر این افراد از خارج آمدهاند، مبنای بهکارگیری آنها چیست؟
اگر فردی پیش از انتصاب، مستخدم بیمه مرکزی نبوده است، سؤال روشن است:
با چه رابطه استخدامی و بر اساس چه مجوزی وارد این ساختار شده است؟
استخدام شده؟
مأمور شده؟
قراردادی است؟
سمت او مستمر است یا موقت؟
شرایط احراز آن سمت چیست؟
و فرآیند انتخاب چگونه طی شده است؟
آییننامه استخدامی بیمه مرکزی، برای مستخدمان ثابت و پیمانی سازوکار مشخص دارد و درباره تشکیلات و مشاغل مستمر نیز نقش سازمان امور اداری و استخدامی کشور را پیشبینی کرده است. همچنین در این آییننامه برای مأموریت کارکنان دستگاههای دولتی به بیمه مرکزی نیز ضوابطی مقرر شده است.
بنابراین حکم انتصاب بهتنهایی پاسخ این پرسش نیست.
حکم، نتیجه فرآیند است.
آنچه افکار عمومی حق دارد بداند، مبنای قانونی و اداری رسیدن به آن حکم است.
پنجم؛ سازمان اداری و استخدامی کشور کجاست؟
اینجا دیگر سؤال فقط متوجه بیمه مرکزی نیست.
اگر در ساختار مدیریتی و تشکیلاتی بیمه مرکزی تغییر ایجاد شده است، انتظار میرود سازمان اداری و استخدامی کشور نیز درباره مبنای قانونی و تشکیلاتی آن توضیح داشته باشد.
آیا پست جدید ایجاد شده است؟
آیا شرایط احراز آن تغییر کرده است؟
آیا ساختار سازمانی مربوطه تصویب شده است؟
آیا فرآیند استخدام یا بهکارگیری افراد مطابق مقررات انجام شده است؟
اگر همهچیز قانونی و شفاف است، مستندات آن منتشر شود.
چرا باید درباره موضوعی که با ساختار اداری یک نهاد مهم حاکمیتی ارتباط دارد، سکوت شود؟
سازمان اداری و استخدامی کشور نمیتواند در برابر پرسشهای مربوط به ساختار و نظام اداری دستگاهها بیتفاوت بماند.
آقای رئیسجمهور؛ این مطالبه علیه هیچ فردی نیست
مسئله، شخص نیست.
مسئله، فرآیند است.
مسئله این است که:
سند کجاست؟
چه کسی آن را تهیه کرده است؟
با چه تخصصی؟
چه کسانی قرار است آن را اجرا کنند؟
با چه سابقهای؟
با چه رابطه استخدامی؟
با چه مجوزی؟
و چرا بدنه تخصصی موجود بیمه مرکزی در این فرآیند نقش محوری ندارد؟
اینها پرسشهای یک رسانه نیست؛ پرسشهای طبیعی جامعهای است که از یک نهاد حاکمیتی شفافیت میخواهد.
آقای رئیسجمهور؛ دستور شفافسازی بدهید
مطالبه روشن است:
۱. سند کامل تحول اقتصاد دیجیتال صنعت بیمه منتشر شود.
۲. مشخص شود این سند توسط چه کسانی و بر اساس چه مطالعاتی تهیه شده است.
۳. رزومه کامل مدیران و اعضای هیأت عامل و مدیران جدید منتشر شود.
۴. مبنای قانونی و نوع رابطه استخدامی افراد خارج از بدنه بیمه مرکزی که به سمتهای مدیریتی منصوب شدهاند، اعلام شود.
۵. سازمان اداری و استخدامی کشور درباره مبنای تشکیلاتی و استخدامی این تغییرات توضیح دهد.
۶. روشن شود چرا از ظرفیت کارشناسی و مدیریتی موجود در بیمه مرکزی برای طراحی و اجرای تحول استفاده نشده است.
۷. خروجی واقعی جلسهای که با عنوان تحول دیجیتال برگزار شد، بهصورت رسمی و قابل ارزیابی اعلام شود.
آقای رئیسجمهور؛
تحول واقعی با مراسم رونمایی آغاز نمیشود.
با سند آغاز میشود.
با تخصص آغاز میشود.
با استفاده از سرمایه انسانی موجود آغاز میشود.
با فرآیند شفاف آغاز میشود.
و با پاسخگویی ادامه پیدا میکند.
اگر سند وجود دارد، منتشر کنید.
اگر مدیران شایستهاند، رزومهشان را منتشر کنید.
اگر انتصابات قانونی است، مبنای قانونی آنها را منتشر کنید.
اگر ساختار تغییر کرده است، مستندات آن را منتشر کنید.
و اگر قرار است تحول دیجیتال آینده صنعت بیمه را بسازد، پاسخ دهید:
چرا کسانی که سالها بیمه را میشناسند و در بیمه مرکزی برای آن کار کردهاند، نباید در طراحی و اجرای آینده بیمه نقش اصلی داشته باشند؟
صنعت بیمه به «رونمایی از تحول» نیاز ندارد؛
به تحول واقعی نیاز دارد.
و نخستین نشانه تحول واقعی، شفافیت درباره سند، افراد و فرآیند تصمیمگیری است.