روزنامه هفت صبح نوشت: شرکت دخانیات ایران که روزگاری ۸۰ درصد بازار سیگار ایران را در اختیار داشت و با هزاران کارگر و کشاورز، زنجیرهای از اشتغال و تولید را مدیریت میکرد، امروز به حاشیه رانده شده است. صنعت دخانیات ایران، با قدمتی حدود ۱۰۰ سال و محصولاتی باکیفیت، در یک خصوصیسازی صوری، به صندوق بازنشستگی فولاد واگذار شد؛ خصوصیسازی که هیچگاه نتوانست جایگاه واقعی این شرکت را حفظ کند. اکنون، دو شرکت خارجی با برندهای معروف جهانی، بازار ایران را در دست گرفتهاند و با شبکهای گسترده از توزیع با تریلی تا پراید، سیگار را در سراسر کشور پخش میکنند.
مرکز نظارت و برنامهریزی دخانیات نیز که وظایف حاکمیتی را بر عهده دارد، امروز به دست افرادی سپرده شده که هیچشناختی از این صنعت پیچیده ندارند. صنعت دخانیات ایران با قدمتی کهن و مزیتهای نسبی فراوان، امروز در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد. این در حالی است که صنعت دخانیات، به دلیل ماهیت محصولات خود، تبعات اجتماعی و فرهنگی گستردهای دارد که نمیتوان نسبت به آن بیتوجه بود. برای نجات این صنعت، نیاز به بازنگری اساسی در سیاستهای قبلی و مدیریتی است که نه تنها به کارایی اقتصادی، که به سلامت جامعه نیز بیندیشد.
ورود دو غول خارجی و تصاحب بازار
با باز شدن پای شرکتهای خارجی به بازار ایران، دو غول بزرگ صنعت دخانیات، بازار را در دست گرفتند. در حال حاضر، بخش عمده بازار سیگار ایران در اختیار شرکتهای خارجی است. برآوردها نشان میدهد شرکت جیتیآی پارسیان «جیتیآی» با سهمی در حدود ۵۰ درصد، بزرگترین بازیگر این بازار است و بیایتی پارس «بیایتی» (بریتیش - آمریکن) نیز حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد بازار را در اختیار دارد. در مقابل سهم شرکت دخانیات ایران حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد برآورد میشود.در کنار بازار رسمی، قاچاق سیگار نیز سهم قابلتوجهی دارد و حدود ۲۵ درصد مصرف بازار را شامل میشود. به این ترتیب، وزن شرکتهای خارجی در بازار رسمی سیگار ایران بسیار بالاست و تولیدکننده دولتی داخلی سهم بهمراتب کوچکتری دارد.
شنیدهها حاکی از آن است که شرکت فیلیپ موریس (تولیدکننده مارلبرو) نیز قصد ورود به بازار ایران را داشته است که با واسطهگری ژاپنیها پیگیری میشد. جالب آنکه با وجود تحریمهای گسترده علیه ایران، این شرکتهای آمریکایی و انگلیسی به راحتی در ایران فعالیت میکنند و کارخانههایی در شهرهایی مانند زنجان راهاندازی کردهاند و این سوال را مطرح میکنند که چرا این شرکتها با وجود تحریمها، در صنعت دخانیات ایران حضور فعالی دارند؟
درواقع شرکتای آمریکایی و انگلیسی فعال در بازار دخانیات ایران، با مدیرانی از کشورهای دیگر، به طور کاملاً آشکار و بیپرده فعالیت میکنند. مدیرعامل شرکت «جیتیآی» یک فرد ژاپنی است و مدیرعامل شرکت «بیایتی» یک فرد روسی است. این در حالی است که در حوزه دارو و تجهیزات پزشکی، تحریمهای شدیدی علیه ایران اعمال میشود و حتی پانسمان کودکان ایرانی نیز تحت تأثیر این تحریمها قرار دارد.
اما صنعت دخانیات، به دلیل سود سرشار و نفوذ بالا، از این قاعده مستثنا شده است. حضور گسترده این شرکتها در بازار دخانیات ایران، علاوه بر پیامدهای اقتصادی، در برخی تحلیلها از منظر سیاسی و امنیتی نیز محل بحث قرار گرفته است. یکی از مهمترین تبعات اقتصادی این وضعیت، خروج ارز از کشور و افزایش فشار بر منابع ارزی است. این موضوع در شرایط تحریم و محدودیت دسترسی ایران به منابع مالی خارجی، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
نکته قابل تامل دیگر، شبکه لجستیکی وسیعی است که این شرکتهای خارجی برای توزیع محصولات خود در ایران راهاندازی کردهاند. از تریلیهای بزرگ که بار را به شهرستانها میرسانند تا کامیونتها و پرایدهایی که سیگار را به سوپرمارکتهای کوچک میرسانند، یک شبکه منسجم و سازمانیافته توزیع دارند، این به آنها اجازه میدهد تا محصولات شرکتهای خارجی در هر نقطه از کشور در دسترس باشد.
این شبکه گسترده، (حدود ۵ هزار وانت کابین دار)که با استفاده از پوشش محصولات دخانی شکل گرفته، میتواند هرگونه کالای دیگری را نیز در این بستر جابهجا کند و عملا یک کریدور لجستیکی موازی را در کشور ایجاد کرده و از آنجایی که نظارت چندانی روی این بخش وجود ندارد میتوانند مشکلات امنیتی برای کشور ایجاد کنند.
کاهش ۳۰ درصدی مالیات هدیه به دشمن در جنگ اقتصادی
در شرایطی که ایران با دو کشور آمریکا و انگلیس در جنگ اقتصادی قرار دارد، مرکز نظارت و برنامهریزی دخانیات با نامهای به گمرک، مالیات و عوارض توتون و تنباکوی وارداتی را ۳۰درصد کاهش داده است. کاهش عوارض برای محصولاتی که از کشورهای متخاصم وارد میشوند، در حالی رخ میدهد که این تصمیم، سود شرکتهای آمریکایی و انگلیسی فعال در بازار ایران را بیش از پیش افزایش میدهد. ایران در میان کشورهای خاورمیانه، کمترین مالیات را بر سیگار وضع کرده است. میانگین قیمت یک پاکت سیگار در ترکیه و امارات حدود ۴ تا ۵ دلار است، اما در ایران، این قیمت به حدود یک دلار میرسد.
سود ۶۰ تا ۸۰ درصدی شرکتهای بینالمللی دخانیات
برآوردها همچنین از حاشیه سود بالای برخی شرکتهای بینالمللی دخانیات در بازار ایران حکایت دارد. تحقیقات هفت صبح نشان می دهد که این سود در برخی گزارشها بین ۶۰ تا ۸۰ درصد عنوان شده است. مجموعه این شرایط، این پرسش را مطرح میکند که چرا در میانه محدودیتهای گسترده تجاری و مالی، مسیر فعالیت و کسب سود در بازار دخانیات همچنان تا این اندازه باز مانده است.
حضور بیضابطه شرکتهای خارجی و کاهش مالیات، به رشد قاچاق در این حوزه دامن زده است. به گفته فعالان صنعت، حدود ۳۰ درصد از کل سیگارهای مصرفی در کشور، از مسیرهای قاچاق تأمین میشود. این آمار در مورد تنباکوی قلیون، به مراتب نگرانکنندهتر است. سالانه حدود ۱۵ هزار تن تنباکوی قلیون در ایران مصرف میشود که از این میزان، تنها ۲۰۰۰ تن آن از طریق واردات رسمی تأمین میشود و مابقی، یعنی ۱۳ هزار تن، از طریق قاچاق و با محصولات تقلبی و بیکیفیت وارد بازار میگردد. این حجم عظیم قاچاق، نه تنها به اقتصاد کشور ضربه میزند، بلکه سلامت مصرفکنندگان را نیز به شدت تهدید میکند.
سیاستگذاری به نفع خارجیها
در عین حال، صنعت دخانیات از جمله حوزههایی است که در سازوکار تحریمهای آمریکا با استثناها و مجوزهای مشخصی روبهرو بوده و در مقاطعی امکان فعالیت شرکتهای بینالمللی در این بازار فراهم شده است. همین مسئله بهویژه در مقایسه با دشواریهای موجود در تأمین برخی اقلام دارویی و تجهیزات پزشکی، انتقادهایی را برانگیخته است.
در شرایطی که ایران با آمریکا در جنگ اقتصادی قرار دارد، مرکز نظارت و برنامهریزی دخانیات با نامهای به گمرک، مالیات و عوارض توتون و تنباکوی وارداتی را ۳۰ درصد کاهش داده است. این تصمیم، در حالی گرفته میشود که عمده این مواد اولیه برای تولید سیگارهای تقلبی و همچنین شرکتهای آمریکایی و انگلیسی فعال در ایران استفاده میشود. کاهش تعرفههای واردات مواد اولیه، با توجه به پدیده قاچاق معکوس، جای سوال بیشتری دارد. چرا باید در میدان جنگ اقتصادی، به نفع شرکتهای خارجی، تعرفهها را کاهش دهیم؟
از طرف دیگر سیگارهای الکترونیک و ویپ که در سالهای اخیر محبوبیت زیادی پیدا کردهاند، بدون هیچگونه نظارتی و کاملاً از مسیر قاچاق وارد بازار میشوند. در حالی که وزارت بهداشت با واردات این محصولات به دلیل مضرات شناختهشده آنها مخالف است، اما در کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز این محصولات مصرف میشوند و به صورت رسمی واردات و نظارت میشوند. پرسش اساسی این است که چرا ایران، که در حال حاضر با قاچاق گسترده این محصولات مواجه است، مجوز واردات قانونی آنها را صادر نمیکند تا حداقل دولت بتواند حقوق گمرکی و مالیات آنها را دریافت کند؟
با یک تغییر کوچک در سیاستگذاری، میتوان حدود ۵۰ هزار میلیارد تومان به درآمد دولت اضافه کرد. با توجه به حجم بالای مصرف ویپ و سیگارهای الکترونیک در کشور، پیشنهاد میشود که به جای مبارزه بینتیجه با قاچاق، مجوز واردات قانونی برای این محصولات صادر شود تا دولت بتواند حقوق گمرکی و مالیات آنها را دریافت کند و همچنین بر کیفیت محصولات وارداتی نظارت داشته باشد.
چرا آمریکاییها در جنگ اقتصادی جولان میدهند؟
ایران ظرفیت تولید سالانه ۱۲۰ میلیارد نخ سیگار را دارد، در حالی که مصرف واقعی کشور حدود ۱۰۰ میلیارد نخ در سال است. این یعنی حتی با وجود تولید کامل داخلی، نه تنها میتوان نیاز کشور را تأمین کرد، بلکه مازاد تولید نیز وجود خواهد داشت. با این حال، سهم شرکت دخانیات ایران از بازار، به زیر ۱۰درصد سقوط کرده است.
این حجم عظیم از پول در بازار دخانیات با بهکارگیری شبکه توزیع دو شرکت خارجی احتمال دارد در خدمت اهداف دشمن بهکار گرفته شود و حتی تأمین مالی فعالیتهای غیرقانونی را تسهیل کنند. درحالی که این پول از جیب مصرفکنندگان و دولت خارج میشود و به حساب قاچاقچیان و شرکتهای خارجی واریز میگردد. از این رو ساماندهی این بازار، نه تنها یک ضرورت اقتصادی، بلکه یک الزام امنیتی است.
ضرورت پاسخگویی متولیان نفوذ خارجیها
در این شرایط چگونه یک شرکت آمریکایی-انگلیسی با خیال راحت در ایران فعالیت میکند و بازار را در اختیار دارد؟ این سوالی است که باید از متولیان امر پرسید اینکه چطور مجوز سرمایه گذاری خارجیها داده شده و زمینه ایجاد لجستیک برای آنها فراهم شده است بدون اینکه نظارتی بر حملونقل این شرکتها وجود داشته باشد. از این رو انتظار میرود نمایندگان مجلس، به ویژه اعضای کمیسیون صنعت، با طرح سوال از وزیر صنعت و وزارت اقتصاد که در جذب سرمایهگذار خارجی نقش دارد به دنبال پاسخگویی در مورد وضعیت اسفبار نفوذ شرکتهای خارجی در صنعت دخانیات باشند.
برخی از نمایندگان مجلس، علنا در صحن علنی درباره وضعیت دخانیات صحبت کرده و این نشان از وجود دغدغه در میان نمایندگان است، اما نقطه ابهام اینجاست که چرا تاکنون اقدامی صورت نگرفته است. در حال حاضر برای خروج از این بحران، نیاز به مدیریتی است که بر اساس شایستگی و تخصص در مرکز نظارت و برنامهریزی دخانیات وزارت صنعت فعالیت کند و از اقداماتی که به نفع شرکتهای خارجی در صنعت تنباکو صورت گرفته تجدیدنظر کند در غیر اینصورت احتمال بروز چالشهای جدی از طریق نفوذ شرکتهای خارجی وجود دارد.