جان رتکلیف، رئیس سازمان اطلاعاتی آمریکا در ۲۵ اوت ۲۰۲۶ (۳/۶/۱۴۰۵) از مسکو دیدار و با همتای روس خود سرگئی ناریشکین دیدار کرد. بیتردید در میانه منازعات امنیتی جاری بینالمللی، دیدار بین رهبران اطلاعاتی و امنیتی حائز اهمیت و در خور توجه میباشد ولی جالب آنکه مقامات دو کشور سعی کردند این دیدار را عادی جلوه دهند. ترامپ از این دیدار به عنوان «نیمه عادی» یاد کرد و مقامات روسیه نیز آنرا در قالب دیدارهای حرفهای ترسیم کردند. هرچند که از مطالب مطرح شده در دیدار پشت پرده آن دو، خبر خاصی منتشر نشده و احتمالا منتشر نخواهد شد، اما پرسشی اساسی متبادر به ذهن میگردد که معنای استراتژیک این دیدار چیست؟
پاسخ به این سؤال را براساس فضای استراتژیک جاری و همچنین با خوانش میان سطرهای اظهارات، دیدگاهها و تحلیلهای دستاندرکاران امور امنیت بینالمللی، به شمول کارشناسان آمریکایی و روسی میتوان تا حدودی پیدا کرد. در مسیر پاسخگویی، سه مفهوم اصلی جلب توجه میکند: «حفظ ارتباطات استراتژیک»، «بهم پیوستگی و اثرگذاری بحرانهای امنیتی بر یکدیگر» و «ارزیابیهای استراتژیک قدرتهای بزرگ از شرایط کنونی».
شکی نیست که روابط آمریکا و روسیه مخصوصاً در دوران پسا جنگ اوکراین، پرتنش است. از فوریه ۲۰۲۲ (اسفند ۱۴۰۱) که روسیه به اوکراین حمله کرد، روابط مسکو و واشنگتن پیچیدهتر از گذشته شده و دو طرف در مقابل یکدیگر قرار گرفتهاند. اوکراین، جداکننده جدّی مناسبات آمریکا و روسیه بوده است. اما آنچه جالب میباشد، اینکه ارتباطات استراتژیک دو کشور و مناسبات دیپلماتیک آنها برقرار بوده است. هر دو کشور، حضور قابل ملاحظه دیپلماتیک در پایتخت طرف مقابل دارند و البته این صرفاً مربوط به این دوران نیست. واشنگتن و مسکو در اوج تنشهای سنگین استراتژیک و حتی در گاه احتمال برخورد هستهای نظیر بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۳، هیچگاه نه فقط کانالهای ارتباطات دیپلماتیک و استراتژیک را قطع نکردهاند، بلکه به نحوی در مواردی خاص به این ارتباطات وسعت بخشیدهاند؛ از ارتباطات و تماسهای نهادی گرفته تا آشناییهای شخصی مقامات ارشد با یکدیگر، این تداوم خطوط تماس را مشاهده میکنیم. البته این امکانات برای مدیریت بحرانهای استراتژیک بکار گرفته شده است.
در نوامبر ۲۰۲۱ (آذر ۱۴۰۱) ویلیام برنز، رئیس وقت سیا به مسکو سفر و با پوتین نیز ملاقات کرد و البته او را از حمله به اوکراین برحذر داشت که البته افاقهای نکرد. با توجه به این سابقه و این زمینه، سفر رئیس سیا در حال حاضر معنادار بوده و نمیتواند برخلاف آنچه رسماً اعلام شده، دیداری معمولی قلمداد گردد و ناشی از شرایط پیچیده امنیت بینالمللی در حال حاضر است.
در وضعیت کنونی، امنیت بینالمللی با بحرانهای چندلایه و متعددی روبروست؛ از جنگ اوکراین گرفته تا تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشور ما و از بحرانهای خاورمیانه غربی گرفته تا تنش تایوان و از بحرانهای متعدد آمریکای لاتین گرفته تا بیثباتیهای غرب آفریقا، نوعی بهم پیوستگی مشاهده میشود. البته درجه این بهم پیوستگی متفاوت میباشد. در بین بحرانهای رنگارنگ، دو بحران «اوکراین» و «ایران» به لحاظ حضور دو بازیگر بینالمللی یعنی روسیه و ایالات متحده، مهمتر، جدیتر و بر یکدیگر اثرات قابل ملاحظهای دارند.
و در این فضاست که ارزیابیهای استراتژیک دو کشور از موقعیت طرف مقابل، موضوعی سرنوشتساز قلمداد میگردد. آنچه رسانهها و نهادهای پژوهشی غربی منعکس میکنند این است که ارزیابی استراتژیک روسیه آن است که آمریکا در جنگ با ایران دچار چالش استراتژیک شده و لذا موقعیت مناسبی برای برای تحت فشار قراردادن ناتو در قضیه اوکراین میباشد. بدین صورت که روسها خود را برای عملیات قویتری نه فقط علیه اوکراین، بلکه متحدین آن در اروپا فراهم میکنند. از زلنسکی، رئیس جمهوری اوکراین نقل میشود که روسیه ۵۰۰ هزار نیرو برای حمله به برخی از متحدان اروپایی در مجموعه ناتو تدارک دیده و علاوه بر آنها، ۳۰ هزار نیروی کره شمالی را در اختیار گرفته است. حملات لفظی برخی مقامات روسیه علیه تعدادی از کشورهای عضو ناتو نیز بالا گرفته است.
در این میان، دو دیدگاه در بین استراژیستهای غربی وجود دارد؛ یکی حمله جدّی و تمام عیار روسیه به اعضای ناتو با این ارزیابی که آمریکا دچار ضعف است و با توجه به شکاف آمریکا و ناتو، دولت ترامپ اقدامی جدی در مقابل این حمله و انجام نخواهد داد. اما دیدگاه دوم بر آن است که روسیه به مجموعه عملیات ایذائی و در عین حال استراتژیک خود، نه در قالب حمله تمام عیار، بلکه با فرسایش توان متحدین ناتو به صور گوناگون مانند عملیات خرابکارانه و ارسال پهپاد به فضای کشورهای خاصی در اروپا ادامه داده و این نوع اقدامات را تشدید خواهد کرد. باید اضافه کرد که تحلیلگران غربی، این نکته را مطرح میکنند که روسیه اطلاعات استراتژیک در اختیار ایران قرار داده است.
هر چه هست، در این فضا سفر رئیس سیا به مسکو میتواند از یک سو اخطارگرایانه به روسیه قلمداد شود و از سوی دیگر میتواند نشانی از معاملات و داد و ستدهای استراتژیک و پشت پرده در مورد بحرانهای بینالمللی بین آمریکا و روسیه باشد.