دوشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۷
نظرات: ۰
۰
-
[دکتر حسین متفکر] پیش‌نیازهای تحقق نگاه رهبری

پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای به مناسبت هفته دولت، در شرایط حساس «دوران پساجنگ تحمیلی سوم» صادر و با فراتر رفتن از چارچوب یک پیام تشریفاتی به بیانیه راهبردی جامعی تبدیل شده است که...

پیام حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت هفته دولت، در شرایط حساس «دوران پسا-جنگ تحمیلی سوم» صادر شده است. این پیام از چارچوب یک پیام تشریفاتی فراتر رفته و به بیانیه راهبردی جامعی تبدیل شده است که برای هدایت کشور در مقطع کنونی، نقشه راهی کامل ترسیم می‌کند. چرایی صدور این پیام در ۶ ضرورت راهبردی خلاصه می‌شود که عبارتند از: ۱ـ پاسخ به جنگ ترکیبی دشمن در ابعاد اقتصادی، روانی، فرهنگی و امنیتی؛ ۲ـ مدیریت بحران‌های مزمن اقتصادی نظیر تورم، بیکاری و رکود تولید؛ ۳ـ پیشگیری از فروپاشی سرمایه اجتماعی که شامل اعتماد عمومی و انسجام ملی است؛ ۴ـ عبور از دوره گذار تاریخی به سوی تثبیت سیادت ملی؛ ۵ـ ترسیم افق تمدنی برای نسل جوان و امیدآفرینی در میان آنان؛ و ۶ـ بازسازی سرمایه بین‌المللی جایگاه شایسته ایران در عرصه جهانی.

این پیام بر چهار مبنای اصلی استوار است که عبارتند از مبنای قرآنی با استناد به آیه شریفه «و امّا بِنِعمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث» که روایت نعمت‌ها را به تکلیف شرعی تبدیل می‌کند؛ مبنای عقلانی که مبتنی بر واقع‌بینی، آینده‌نگری، تحلیل هزینه-فایده و اولویت‌بندی هوشمندانه است؛ مبنای تاریخی-انقلابی که بر استمرار گفتمان انقلاب اسلامی و عبرت‌آموزی از تجربه تلخ وابستگی به بیگانگان تأکید دارد؛ و مبنای اخلاقی-تربیتی که به پرورش فضایل اخلاقی مانند ایثار، صبر، همدلی، صداقت و مسئولیت‌پذیری می‌پردازد. پنج اصل راهبردی نیز بر این مبانی حاکم است: نگاه سیستمی و یکپارچه به مسائل کشور، واقع‌بینی همراه با امیدآفرینی که نه خوش‌بینی ساده‌لوحانه است و نه بدبینی فلج‌کننده، عدالت‌محوری در توزیع خدمات و توجه به اقشار آسیب‌پذیر، پیشگیری از بحران به جای درمان آن، و مردمی‌سازی و مشارکت‌محوری که مردم را نه فقط مخاطب، بلکه شریک و قوه محرکه تحقق اهداف انقلاب می‌داند.

چیستی راهبردی این پیام در هشت هویت مشخص تبلور یافته است: نخست، هویت راهنما که به دولت و سایر ارکان نظام جهت‌دهی می‌کند و اولویت‌ها را تعیین می‌نماید. دوم، هویت هشداردهنده که خط قرمزها را ترسیم کرده و نسبت به آسیب‌ها هشدار می‌دهد که مهم‌ترین آن، انسجام اجتماعی است. سوم، هویت امیدآفرین که پادزهر جنگ روانی دشمن محسوب می‌شود و روحیه ملی را تقویت می‌کند. چهارم، هویت انسجام‌بخش که به ترمیم سرمایه اجتماعی می‌پردازد و هرگونه اقدام تضعیف‌کننده را ممنوع اعلام می‌کند. پنجم، هویت تمدن‌ساز که فراتر از مسائل اقتصادی و سیاسی، به دنبال تمدن‌سازی نوین اسلامی است. ششم، هویت مقاومتی که راهبرد مقاومت فعال را با اتکا به توان داخلی و اسقاط دلار ترسیم می‌کند. هفتم، هویت آینده‌پژوهانه که سناریوها و افق پنج ساله را برای تصمیم‌گیری هوشمندانه ارائه می‌دهد. و  هشتم، هویت مردمی و مشارکت‌جویانه که مردم را نه فقط مخاطب و هدف، بلکه شریک و همکار در تحقق اهداف می‌داند. این پیام با سه سند فرادست یعنی بیانیه گام دوم انقلاب، سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش همخوانی کامل داشته و نسخه عملیاتی‌تر و زمان‌مندتر آن‌ها محسوب می‌شود.

چهار محور راهبردی پیام، هسته اصلی این بیانیه را تشکیل می‌دهند. محور اول، روایت قدرت یا جنگ شناختی است که بر برجسته‌سازی نقاط قوت و پرهیز از روایت ضعف‌ها در شرایطی که دشمن به روحیه نیاز دارد، تأکید می‌کند. روایت قدرت در این نگاه، نه یک کار تبلیغاتی، بلکه یک تکلیف راهبردی است که امید را در جامعه زنده نگه می‌دارد، اعتماد عمومی را افزایش می‌دهد و دشمن را از اقدام ماجراجویانه بازمی‌دارد. محور دوم، اقتصاد مقاومتی است که به عنوان کلید اصلی حل مشکلات اقتصادی معرفی شده و تولید داخلی، اسقاط تدریجی دلار، مدیریت هوشمندانه واردات، رونق تولید دانش‌بنیان، و کاهش تورم و بیکاری از مؤلفه‌های اصلی آن به شمار می‌رود. محور سوم، انسجام اجتماعی است که صریح‌ترین بخش پیام را به خود اختصاص داده و هرگونه اقدام تضعیف‌کننده انسجام را ممنوع اعلام می‌کند. ابتکار «پیوست انسجام‌شناختی» در این بخش مطرح شده که تمامی طرح‌ها و سیاست‌ها باید از فیلتر آن عبور کنند و پرهیز از دوگانه‌سازی‌های موهوم مانند جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی از دیگر مؤلفه‌های کلیدی آن است. محور چهارم، فرهنگ فراراهبردی است که بر تقدم فرهنگ و تعلیم و تربیت بر سایر راهبردها تأکید دارد و سه قشر کلیدی یعنی معلمان و اساتید به عنوان منتقل‌کنندگان سرمایه فرهنگی، پرستاران و اطبای بخش عمومی به عنوان نماد عدالت در سلامت، و بانوان خانه‌دار به عنوان مربیان تمدن در حریم خانواده را منبع اشاعه فرهنگ مثبت و سازنده معرفی می‌کند.

برای عملیاتی‌سازی این چهار محور، هفت بسته پیشنهادی با هفت گام و هفت شاخص (مدل ۷-۷-۷) طراحی شده است. بسته اول، سند جامع تحقق ایران قوی ۱۴۱۰ است که با متولی‌گری سازمان برنامه و بودجه، نقشه راه پنج ساله را تدوین می‌کند. بسته دوم، سیستم ملی رصد و پایش راهبردی است که با متولی‌گری مرکز آمار ایران، داشبوردی از بیست شاخص کلیدی را به‌روزرسانی می‌کند. بسته سوم، کارگروه ویژه اسقاط دلار و احیای تولید است که با متولی‌گری وزارت اقتصاد و بانک مرکزی، کاهش پنجاه درصدی وابستگی به دلار را در افق بیست و چهار ماهه دنبال می‌کند. بسته چهارم، نهضت ملی وفاق و گفتگو است که با متولی‌گری نهاد ریاست‌جمهوری، افزایش ۲۰ درصدی سرمایه اجتماعی را از طریق گفتگوی مستمر در سطوح کلان، میانی، محلی و مردمی پیگیری می‌کند. بسته پنجم، جبهه ملی روایت پیشرفت است که با متولی‌گری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، افزایش ۳۰ درصدی شاخص امید را از طریق تولید و توزیع محتوای امیدبخش و مستند دنبال می‌کند. بسته ششم، حمایت ویژه از سه قشر کلیدی یعنی معلمان، پرستاران و بانوان خانه‌دار است که با بودجه‌ای بالغ بر ۴۵ هزار میلیارد تومان، بهبود معیشت و کرامت این اقشار را هدف گرفته است. بسته هفتم، نسخه ویژه نسل جوان با عنوان «امید و اقدام» است که با متولی‌گری وزارت ورزش و جوانان، کاهش مهاجرت و بیکاری جوانان را از طریق کارآفرینی، مهارت‌آموزی، مشارکت سیاسی و اجتماعی، مهاجرت‌معکوس نخبگان و حمایت از تولیدکنندگان محتوا در فضای مجازی دنبال می‌کند.

اولویت‌بندی اجرایی این هفت بسته بر اساس سه عامل فوریت، تأثیرگذاری و امکان‌پذیری انجام شده است. بر این اساس، بسته سوم (اسقاط دلار) و بسته اول (سند تحقق) به عنوان اولویت اول و شروع فوری تعیین شده‌اند. بسته‌های چهارم (وفاق)، ششم (حمایت از اقشار) و هفتم (برنامه جوانان) به عنوان اولویت دوم و شروع ظرف سه ماه معرفی شده‌اند. بسته‌های دوم (رصد) و پنجم (روایت) نیز به عنوان اولویت سوم و شروع ظرف شش ماه تعیین گردیده‌اند. 

پنج الزام اجرایی نیز برای تحقق این بسته‌ها ضروری است: تشکیل شورای عالی تحقق ایران قوی، تدوین نظام جامع روایت‌پردازی ملی، بازطراحی سیاست‌های اقتصادی بر اساس اسقاط دلار و تولید داخلی، نهادینه‌سازی پیوست انسجام‌شناختی در قوانین و طرح‌ها، و اجرای برنامه ویژه برای اقشار کلیدی. در کنار این الزامات، چهار آسیب جدی نیز باید مورد توجه قرار گیرد که عبارتند از: خطر روایت‌پردازی خودفریبانه که به انکار مشکلات می‌انجامد، تعارض منافع در اجرای اقتصاد مقاومتی، خطر تقلیل انسجام اجتماعی به طرد مخالفان به جای وفاق و گفتگو، و غفلت از زمان‌بندی و اولویت‌بندی اجرایی که به پراکندگی انرژی منجر می‌شود.

در افق آینده، سناریوی ترکیبی «گذار پویا با نوسانات کنترل‌شده» به عنوان محتمل‌ترین گزینه شناسایی شده است. بر اساس این سناریو، در حوزه اقتصاد، رشد ۴ تا ۵ درصدی، تورم ۱۸ تا ۲۲ درصدی و کاهش ۳۰ تا ۴۰ درصدی وابستگی به دلار پیش‌بینی می‌شود.

 در حوزه انسجام اجتماعی، افزایش نسبی اعتماد عمومی با نوسانات دوره‌ای (به ویژه در ایام انتخابات) محتمل است. در حوزه فرهنگ و تربیت، بهبود تدریجی شاخص‌های فرهنگی و کاهش ۲۰ درصدی مهاجرت نخبگان انتظار می‌رود. در حوزه روایت و امید، افزایش ۱۵ تا ۲۰ درصدی شاخص امید به آینده و بهبود نسبی چهره بین‌المللی ایران قابل پیش‌بینی است. و در حوزه نسل جوان، کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی نرخ مهاجرت و افزایش مشارکت در فعالیت‌های کارآفرینی و اجتماعی دور از انتظار نیست. این سناریو به دلیل واقع‌بینی، انعطاف‌پذیری و قابلیت تبدیل به سناریوی مطلوب در صورت افزایش هماهنگی و همت، محتمل‌ترین گزینه پیش‌روست.

 در نهایت، پیام رهبری یک نقشه راه جامع برای عبور از دوران پسا-جنگ تحمیلی سوم و دستیابی به «ایران هر چه قوی‌تر» است که تحقق آن نیاز به سه تحول اساسی دارد: تحول اول، تحول در نگاه است؛ یعنی حرکت از نگاه جزیره‌ای و بخشی به نگاه سیستمی و یکپارچه، از نگاه انفعالی و واکنشی به نگاه فعال و آینده‌ساز، و از نگاه دولت‌محور به نگاه مردمی و مشارکت‌جویانه. تحول دوم، تحول در عمل است؛ یعنی حرکت از وعده و شعار به عمل صادقانه و ملموس، از شتاب‌زدگی و کارهای نمایشی به گام‌های استوار و حساب‌شده، و از انحصار و رانت به شفافیت و عدالت. تحول سوم، تحول در روحیه است؛ یعنی حرکت از یأس و ناامیدی به امید و اعتماد، از تفرقه و دوگانه‌سازی به وفاق و همدلی، و از انفعال و بی‌تفاوتی به مسئولیت‌پذیری و غیرت ملی. نظام نظارتی سه‌لایه شامل نظارت عالیه توسط دفتر رهبری، نظارت میانی توسط شورای عالی تحقق ایران قوی، و نظارت مردمی از طریق سامانه ارتباطات، تضمین‌کننده اجرای صحیح این مسیر خواهد بود.

اگر ملت ایران در این مسیر همدل و هماهنگ و با توکل بر خداوند متعال گام بردارد، نه تنها «ایران هر چه قوی‌تر» محقق خواهد شد، بلکه ایران به الگوی و امام برای سایر ملت‌های مسلمان و مستضعف جهان تبدیل خواهد شد و تمدن‌سازی نوین اسلامی به عنوان یک واقعیت عینی در افق ۱۴۱۰ و فراتر از آن، به ثمر خواهد نشست.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی