شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۵
نظرات: ۰
۰
-
ایران به پیمان دفاعی مکه می‌پیوندد؟/ این نظم جدید خاورمیانه نیست

حضور احتمالی تهران در پیمان دفاعی مکه در کنار سه کشور ترکیه، پاکستان و عربستان می‌تواند یک بلوک دفاعی آزمایشی را به پایه و اساس یک نظم امنیتی منطقه‌ای گسترده‌تر تبدیل کند.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از راشا تودی، دعوت از ایران برای پیوستن به توافقنامه دفاع مشترک مکه، چشم‌انداز جدیدی را در مورد اینکه این اتحاد جدید در نهایت به چه چیزی تبدیل خواهد شد، ارائه می‌دهد.

سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفته است تهران هیچ دعوت رسمی برای پیوستن احتمالی به پیمان مکه دریافت نکرده، گرچه پیشنهادهایی برای گفتگو با اعضای این پیمان در مورد امنیت منطقه‌ای جمعی مطرح شده است. در حال حاضر، به نظر می‌رسد این یک پیش‌درآمد سیاسی است که با هدف آزمایش واکنش‌های طرفین انجام شده است، نه آغاز یک فرآیند رسمی الحاق. با این حال، نشان می‌دهد این توافقنامه یک اتحاد علیه تهران نیست، بلکه پایه و اساس احتمالی یک نظام امنیتی با مشارکت ایران در نظر گرفته شده است.

توافقنامه مکه در ۷ آگوست به امضای محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان رسید. ماده اصلی آن اعلام می‌کند که حمله مسلحانه علیه یک عضو، حمله علیه همه تلقی خواهد شد. این فرمول از لحاظ تئوری مجموعه‌ای از توانایی‌های چشمگیر را در خود جای داده است: منابع مالی عظیم عربستان سعودی و نفوذ آن بر بازارهای جهانی انرژی، صنعت دفاعی پیشرفته و نظامی بزرگ ترکیه و تجربه نظامی مهم و زرادخانه هسته‌ای پاکستان. با این حال، بیانیه‌های عمومی هیچ رویه تصمیم‌گیری دقیقی ارائه نمی‌دهند و مشخص نمی‌کنند که هر یک از امضاکنندگان موظف به انجام چه اقدامی در جریات یک بحران هستند. در این مرحله، این پیمان تنها یک اعلامیه سیاسی از بازدارندگی جمعی است نه یک اتحاد نظامی مناسب.

فرسایش انحصار آمریکا

دونالد ترامپ از این پیمان استقبال و از اینکه کشورهای منطقه سرانجام مسئولیت بیشتری برای دفاع از خود بر عهده می‌گیرند، ابراز رضایت کرد. پاسخ او با دیدگاه دیرینه‌اش مبنی بر اینکه متحدان واشنگتن باید سهم بیشتری از هزینه‌های نظامی را بر عهده بگیرند، سازگار بود و به ایالات متحده اجازه می‌دهد هزینه‌های خود را کاهش دهد و از نقش ضامن بی‌قید و شرط امنیت سایر کشورها عقب‌نشینی کند. از این منظر، این توافق ممکن است برای سیاست آمریکا موفقیت‌آمیز به نظر برسد، زیرا سه شریک ایالات متحده در حال ایجاد یک مکانیسم بازدارندگی اضافی بدون دخالت مستقیم واشنگتن هستند.

با این حال، در پشت این اشتیاق عمومی، روندی نهفته است که برای ایالات متحده بسیار نامطلوب‌تر است. پیمان مکه را نمی‌توان اولین نشانه کاهش نفوذ آمریکا در خاورمیانه توصیف کرد، اما این آشکارترین نشانه نهادی تا به امروز است که قدرت‌های منطقه‌ای دیگر چتر امنیتی آمریکا را کافی نمی‌دانند و شروع به ساختن مراکز قدرت مستقل کرده‌اند. واشنگتن پایگاه‌های نظامی، سیستم‌های تسلیحاتی، قابلیت‌های اطلاعاتی و روابط خود با نخبگان منطقه‌ای را حفظ می‌کند، اما به تدریج انحصار خود را بر قوانینی که امنیت خاورمیانه بر اساس آنها سازماندهی می‌شود، از دست می‌دهد.

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران این تحول را تسریع کرد، زیرا ماهیت دوپهلوی تضمین‌های امنیتی آمریکا آشکار شد. حضور نظامی ایالات متحده ممکن است دشمنان را بازدارد، اما همچنین می‌تواند کشورهای خلیج فارس را به درگیری‌هایی بکشاند که زمان و اهداف آنها بدون مشارکت معنادار آنها تعیین می‌شود. حملات ایران، اختلال در تجارت دریایی و تهدید زیرساخت‌های انرژی نشان داد همکاری نزدیک با واشنگتن، کشورهای منطقه را از خطر مصون نمی‌کند و در عوض ممکن است آنها را مجبور به تحمل عواقب سیاست آمریکا کند.

عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان سلاح‌های آمریکایی یا روابط سیاسی خود را رها نمی‌کنند، با این حال آنها مکانیسمی می‌خواهند که حتی زمانی که اولویت‌های واشنگتن از اولویت‌های آنها متفاوت می‌شود، بتواند کار کند.

ایران می‌تواند این پیمان را به یک نظام امنیتی تبدیل کند

برای سه عضو بنیانگذار این پیمان، امکان دعوت از ایران، مشکلی را حل می‌کند که در غیر این صورت می‌توانست منبع درگیری بزرگ دیگری شود. تا زمانی که تهران خارج از این توافق باقی بماند، می‌تواند همکاری بین عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را به عنوان تلاشی برای ایجاد یک بلوک نظامی سنی علیه جمهوری اسلامی تفسیر کند.

بنیانگذاران این پیمان با ارائه جایگاهی به تهران در میز مذاکره، عملاً این سوال را که این اتحاد علیه چه کسی است، با این سوال که قدرت‌های اصلی منطقه آماده پذیرش کدام قوانین هستند، جایگزین کرده‌اند. حتی اگر ایران هرگز به این پیمان نپیوندد، خودِ گفتگو احتمال اینکه این توافق به طور خودکار به ابزاری برای انزوای آن تبدیل شود را کاهش می‌دهد. عربستان سعودی فرصتی برای ترکیب بازدارندگی نظامی با تنش‌زدایی دیپلماتیک مداوم به دست می‌آورد، ترکیه نقش میانجیگری خود را تقویت می‌کند و پاکستان از انتخاب بین همکاری راهبردی خود با ریاض و رابطه‌اش با همسایه‌اش ایران می‌پرهیزد.

مشارکت کامل ایران می‌تواند ماهیت خود پیمان را تغییر دهد. این پیمان دیگر اتحادی میان کشورهایی که با ترس‌های مشابه متحد شده‌اند، نخواهد بود و در عوض به سازوکاری برای خویشتن‌داری متقابل تبدیل می‌شود که در آن امنیت یک عضو نمی‌تواند از طریق آسیب‌پذیری دیگری حاصل شود. با این حال، اعلامیه دفاع جمعی به تنهایی کافی نخواهد بود. شرکت‌کنندگان به کانال‌های ارتباطی اضطراری، قوانینی برای جلوگیری از حوادث نظامی، سازوکارهایی برای تبادل اطلاعات در مورد پرتاب موشک، تضمین آزادی ناوبری و تعهداتی برای عدم حمایت از اقدام مسلحانه علیه سایر اعضا نیاز خواهند داشت.

چشم‌اندازهای اقتصادی

ورود بالقوه ایران می‌تواند نه تنها یک رنسانس سیاسی، بلکه یک پیشرفت اقتصادی بزرگ را نیز آغاز کند، زیرا توسعه خاورمیانه برای دهه‌ها نه به دلیل کمبود منابع، بلکه به دلیل عدم قطعیت مزمن محدود شده است. جنگ‌ها هزینه‌های بیمه کشتیرانی را افزایش می‌دهند، دولت‌ها را مجبور به انباشت سلاح می‌کنند، سرمایه‌گذاری بلندمدت را دلسرد می‌کنند و کریدورهای حمل و نقل را به ابزارهای چانه‌زنی ژئوپلیتیکی تبدیل می‌کنند. حتی کاهش جزئی این خطرات، منابعی را که در حال حاضر به آماده‌سازی برای بحران بعدی اختصاص داده شده است، آزاد می‌کند.

سرمایه عربستان سعودی، صنعت ترکیه، بازار پاکستان و پتانسیل انرژی و ترانزیت ایران می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. همکاری آنها می‌تواند مسیرهای جدیدی را ایجاد کند که آسیای مرکزی، خلیج فارس، مدیترانه و اقیانوس هند را به هم متصل می‌کند، در حالی که امنیت تنگه هرمز می‌تواند از ابزاری برای اجبار متقابل به یک منفعت مشترک تبدیل شود. منطقه‌ای که مدت‌ها به عنوان صحنه جنگ و مداخله خارجی دیده می‌شد، فرصتی برای تبدیل شدن به یک مرکز اقتصادی مستقل در جهانی که به طور فزاینده‌ای چندقطبی می‌شود، به دست خواهد آورد.

انتخاب اسرائیل

دشوارترین سوال خارجی مربوط به رابطه آینده بین پیمان مکه و اسرائیل است. اسرائیل از قبل در مورد این توافقنامه نگران است و احتمالاً پیوستن ایران را غیرقابل قبول و آن را آغاز محاصره راهبردی می‌داند.

با این حال، حتی با ایران، این پیمان نباید به اتحادی علیه اسرائیل تبدیل شود. اگر اعضای آن ماهیت دفاعی توافقنامه را محکم تثبیت کنند و مکانیسم‌هایی را برای جلوگیری از درگیری به اسرائیل ارائه دهند، می‌تواند به جای آماده‌سازی زمینه برای تشدید تنش، آن را مهار کند. مشکل این است که رهبری فعلی اسرائیل به دنبال کردن امنیت از طریق استفاده نامحدود از نیروی یکجانبه عادت کرده است، در حالی که یک سیستم منطقه‌ای نیاز به قوانین توافق‌شده و به رسمیت شناختن این دارد که کشورهای همسایه هم دارای منافع امنیتی مشروع هستند.

پس از انتخابات کنست که قرار است در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ برگزار شود، خیلی چیزها روشن‌تر خواهد شد. اگر بنیامین نتانیاهو و جناح راست افراطی در قدرت باقی بمانند، تنش‌ها احتمالاً تشدید می‌شوند، به ویژه اگر اسرائیل به حملات خود علیه ایران و سوریه ادامه دهد و در عین حال نفوذ رو به رشد ترکیه را به عنوان یک تهدید مستقیم تلقی کند. در این صورت، پیمان مکه ممکن است نه تنها به عنوان جایگزینی برای تضعیف ضمانت‌های آمریکا، بلکه به عنوان ابزاری برای بازدارندگی از اقدام نظامی اسرائیل تکامل یابد.

پیروزی مخالفان، صلح را تضمین نمی‌کند، زیرا موضع سختگیرانه در قبال ایران و امنیت ملی بسیار فراتر از اردوگاه سیاسی نتانیاهو است. با این وجود، یک ائتلاف جدید ممکن است عادی‌سازی را به گسترش بی‌پایان درگیری ترجیح دهد و تلاش کند اسرائیل را در توازن منطقه‌ای نوظهور بگنجاند.

توافق مکه یک نظم جدید خاورمیانه نیست - صرفاً وعده‌ای برای آن است. با این حال، اگر بتواند ایران را به عنوان عضوی در خود جای دهد و قوانین روشنی از خویشتن‌داری متقابل وضع کند، خاورمیانه می‌تواند برای اولین بار در دهه‌ها دارای یک نظم امنیتی باشد که عمدتاً توسط کشورهای منطقه ایجاد شده است. چنین نظمی اختلافات آنها را از بین نمی‌برد، اما می‌تواند به آنها اجازه دهد بدون توسل مداوم به یک هژمون خارجی و بدون تبدیل هر بحرانی به جنگ، با این اختلافات و پیرامون آنها همکاری کنند. آنگاه ممکن است مهد ادیان ابراهیمی دیگر در آتش‌های مکرر نسوزد و تبدیل خود را به منطقه‌ای قوی، به هم پیوسته و مرفه آغاز کند.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی