به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از وایرد، این سومین بار در هفتههای اخیر است که هجوم برای خرید بلیت فیلمهای بزرگ، یادآور تلاش برای بهدست آوردن صندلی در کنسرتهای پاپ جنجالی است؛ پدیدهای که منتقدان از آن با عنوان «کنسرتی شدن» (Concertification) سینما یاد میکنند. پیش از این، فیلمهای «ادیسه» (The Odyssey) اثر کریستوفر نولان و «مرد عنکبوتی: روز کاملاً تازه» (Spider-Man: Brand New Day) نیز تقاضای مشابهی را تجربه کرده بودند.
صفهای سحرگاهی
همزمان با باز شدن درهای دیجیتالِ پیشفروش، زیرساختهای فنی سینماهای زنجیرهای تابآوری خود را از دست دادند. اپلیکیشنهای موبایلی و وبسایتها، از جمله پلتفرمهای اصلی فروش بلیت در آمریکا، دچار قطعیهای گسترده و اختلالات فنی شدند. در حالی که میلیونها کاربر در سراسر جهان در صفهای انتظار مجازی گرفتار شده بودند، عدهای از طرفداران دوآتشه در نیویورک، که دیگر اعتمادی به فناوری متزلزل نداشتند، تصمیم گرفتند ریسک نکنند. آنها ساعتها قبل از طلوع خورشید، در یک صبح روز کاری عادی، دور بلوک سینمای مشهور ایامسی لینکلن اسکوئر (AMC Lincoln Square) صف کشیدند تا شانس خود را برای خرید حضوری بلیت امتحان کنند، اقدامی که نشاندهنده عمق اشتیاق و اضطراب برای تماشای این فیلمهاست.
عطش فرمتهای خاص
دلیل اصلی این آشفتگی، تمایل شدید مخاطبان به تجربه فیلمها در بهترین فرمتهای نمایشی، به ویژه IMAX است. فیلمهای «تلماسه: قسمت سوم» و «ادیسه» علاوه بر اکران استاندارد، در فرمت فوقانحصاری و بسیار کمیاب IMAX 70mm نیز به نمایش درخواهند آمد. در حال حاضر تنها ۲۵ سالن سینما در سراسر ایالات متحده آمریکا مجهز به فناوری نمایش فیلم به این شکل هستند.
این مساله به شکلگیری «ذهنیت کمیابی» (Scarcity Mindset) در میان مخاطبان دامن زده است. کارگردانان و استودیوها از اکرانهای ممتاز در سالنهای بزرگ استقبال میکنند، که بخشی از دلیل آن قیمت بالاتر بلیتهای این سالنهاست. با این حال، کمیابی سالنهای مجهز به این فناوریها باعث شده است که مردم چنان شیفته تجربه تماشای این آثار به بهترین شکل ممکن باشند که حاضرند هزینههای گزافی بپردازند. این وضعیت پیامدهای عجیبی را نیز به دنبال داشته است؛ دلالان بلیت تلاش کردهاند بلیتهای این نمایشها را به قیمت صدها دلار در بازار سیاه به حراج بگذارند، و برخی از سینمادوستان جانسخت، سفرهای حماسی و طولانی را به سالنهای IMAX در چندین ایالت آنطرفتر آغاز کردهاند.
ابعاد اجتماعی و اقتصادی
استفانی وانگ (Stephanie Wang)، استاد اقتصاد در دانشگاه پیتسبورگ که در زمینه اقتصاد رفتاری تحقیق میکند، بر این باور است که ابعاد اجتماعی مهمی نیز در اینجا نقش دارند. او میگوید: «میل برخی مصرفکنندگان به داشتن یک بلیت ممکن است زمانی بیشتر شود که آنها بدانند افراد بسیار دیگری هم هستند که این بلیت را میخواهند اما نمیتوانند آن را داشته باشند.»علاوه بر این، او میافزاید که تعهد یک فرد به شرکت در رویداد نهایی سینما میتواند «به دیگران، و گاهی اوقات به خودشان نیز نشان دهد که آنها طرفداران واقعی هستند»، زیرا ممکن است «از شما بخواهد زمان، خواب یا چیز ارزشمند دیگری را فدا کنید.»
وانگ پیشنهاد کلاسیک اقتصادی برای افزایش قیمتها تا رسیدن به تعادل عرضه و تقاضا را مطرح میکند، اما توضیح میدهد که سینماها دلایلی دارند که مخاطبی را که بالاترین قیمت را در همه بخشها (از جمله تنقلات) پرداخت کرده است، فراری ندهند. در نهایت، احتمال بیشتر این است که زنجیرهها و فروشندگان مجبور خواهند بود فناوری خود را ارتقا دهند و تمهیدات دیگری را برای جلوگیری از احتکار بلیتها پیادهسازی کنند. تا زمانی که آنها راه حل این مشکلات را پیدا کنند، به نظر میرسد نبرد برای بهترین صندلیهای سالن همچنان یک «حمام خون» باقی خواهد ماند.