پنجشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۵
نظرات: ۰
۰
-
چگونه جنگ ترامپ با ایران، سیاست خارجی آمریکا را به خطر انداخته است

تقریباً شش ماه پس از پرتاب اولین بمب‌های ایالات متحده، دونالد ترامپ اکنون چنان بر جنگ ایران متمرکز شده که ظاهراً حاضر است کل سیاست خارجی خود را زیر و رو کند و سایر اهدافش را در این مسیر به خطر بیندازد.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از MSNOW، وقتی دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در ابتدای سال از پیشنهادهای تجاری با ایران خسته شد، تصمیم گرفت مذاکرات را رها کند و دنبال یک جنگ تمام‌عیار باشد. وقتی جنگ عواقبی به بار آورد که کاملاً پیش‌بینی‌شده بود - بستن تنگه هرمز و پرخاشگرتر شدن ایران نسبت به همسایگان عرب خلیج فارس - او دوباره به دیپلماسی روی آورد، به این امید که تفاهمنامه ژوئن، تشدید تنش را در نطفه خفه کند، قبل از اینکه بدتر شود.

وقتی آن توافق چند هفته بعد از هم پاشید، ترامپ تغییر رویه داد و به حملات هوایی بازگشت. اکنون، به نظر می‌رسد دولت ترامپ، که ظاهراً هیچ گزینه‌ای ندارد، آماده است تا با تمام قوا وارد عمل شود. ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود برای وادار کردن ایرانیان به دست کشیدن از آرمان‌های هسته‌ای خود، به تحریم‌های فشار حداکثری تکیه کرد. سال‌ها بعد، همان راهبرد فشار حداکثری دوباره در خط مقدم قرار گرفته است.

روز دوشنبه، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، «عملیات طرد اقتصادی» را رونمایی کرد، ابتکاری جدید که هدف آن قطع تمام جریان‌های درآمدی به تهران و وادار کردن رژیم به تسلیم بود. پیام: هر کشوری که به هر نحوی با ایران در ارتباط باشد، در معرض خطر اخراج از سیستم مالی ایالات متحده قرار دارد. بسنت در این کنفرانس خبری گفت: «ما در حال تنظیم سطح انتظارات خود با هر کشوری هستیم. ما می‌دانیم آنها چه کسانی هستند. آنها نیز می‌دانند چه کسانی هستند.»

البته ایرانی‌ها نمی‌توانند فرض کنند که دولت ترامپ بلوف می‌زند. تهران به شرکای عرب واشنگتن هشدار داد که از شرکت در این طرح خودداری کنند، ده‌ها کشتی را در فهرست سیاه عبور از تنگه قرار داد و چند ساعت پس از سخنرانی بسنت، یک نفتکش دیگر را در نزدیکی سواحل عمان از کار انداخت.

با این حال، ترامپ باید قبل از شروع یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار، مدت‌ها فکر کند. چنین اقدامی نه تنها منجر به تحریک تلافی‌جویانه بیشتر ایران - از جمله بازگشت حملات موشکی و پهپادی علیه کشورهای خلیج فارس - می‌شود، بلکه خطر آلوده کردن سایر اجزای کلیدی سیاست خارجی او را نیز به همراه دارد. این احتیاط از اهمیت بیشتری برخوردار است، زیرا آمریکایی‌ها از هزینه‌های بالاتر برای همه چیز، از مواد غذایی گرفته تا بنزین، رنج می‌برند و اقتصاد جهانی همچنان به دلیل جنگی که ترامپ ایجاد کرده، دچار خونریزی است.

مکانیسم خفه کردن اقتصاد ایران مشکل نیست. وزارت خزانه‌داری ایالات متحده تجربه زیادی در اجرای تحریم‌های ثانویه در سراسر جهان دارد. اعمال ممنوعیت صادرات، توقیف حساب‌ها و منع یک کشور از استفاده از دلار آمریکا، مدت‌هاست که ابزارهای محبوب ایالات متحده برای مجازات دشمنان به دلیل هر گونه تخلف احتمالی بوده است.

مسئله، اولویت‌بندی است. شکی نیست که ترامپ قصد دارد ایران را مجبور به رعایت خواسته‌های سیاسی خود کند: بازگرداندن ترافیک کشتیرانی از طریق تنگه به سطح عادی و تحویل ذخایر اورانیوم غنی‌شده.

اما ایران همه چیز نیست. ترامپ اهداف سیاست خارجی دیگری هم دارد که فراتر از جنگ است، از جمله حفظ یک رابطه راهبردی کارآمد با چین در زمان آشفتگی اقتصادی و بهبود روابط با هند، غول آسیای جنوبی که برخی از مقامات در داخل تشکیلات امنیت ملی ایالات متحده آن را یک مانع حیاتی در برابر قدرت چین می‌دانند. متأسفانه، با ظهور جنگ اقتصادی خودخوانده ترامپ، اکنون همه این اولویت‌ها در تضاد با هم قرار گرفته‌اند.

رابطه با چین مسلماً مهم‌ترین بخش این بحث است. زمانی نه چندان دور، روابط ایالات متحده و چین در حال فروپاشی بود و هر دو کشور در یک جنگ تجاری رو به افزایش، تعرفه‌ها و کنترل‌های صادراتی را بر یکدیگر اعمال می‌کردند که عملاً عبور کالا بین دو اقتصاد بزرگ جهان را متوقف می‌کرد. (در مقطعی، تعرفه‌های ترامپ بر چین به ۱۴۵ درصد رسید.) تصمیم چین در اکتبر گذشته برای محدود کردن صادرات مواد معدنی کمیاب و تجهیزات فرآوری، که در پاسخ به کنترل‌های فناوری واشنگتن بر تراشه‌های پیشرفته به پکن گرفته شد، در نهایت ترامپ را مجبور به عقب‌نشینی و مذاکره برای آتش‌بس موقت کرد.

این توافق مستلزم آن بود که چین کنترل‌های جدید بر مواد معدنی کمیاب را در ازای توقف افزودن شرکت‌های چینی بیشتر به فهرست سیاه ایالات متحده به حالت تعلیق درآورد. آمریکا همچنین موافقت کرد که در صورت اقدام شدیدتر پکن در داخل مرزهای خود در مورد مواد شیمیایی مورد استفاده در ساخت فنتانیل، نرخ تعرفه‌های خود بر کالاهای چینی را کاهش دهد. این آتش‌بس برای هر دو کشور مفید بوده و زمانی که ترامپ و شی جین‌پینگ در ماه مه ملاقات کردند، تمدید شد.

چرا این موضوع مهم است؟ زیرا اگر ترامپ واقعاً در مورد به ورطه نابودی کشاندن اقتصاد ایران جدی است، باید سراغ چین برود، کشوری که قبل از جنگ تقریباً ۹۰٪ نفت خام ایران را خریداری می‌کرد و میلیاردها دلار برای دولت ایران به ارمغان آورد، درآمدی که به دلیل تحریم‌های آمریکا بر صنعت نفت آن، نصیبش نمی‌شد. چین شریک تجاری اصلی تهران و حامی دیپلماتیک حیاتی آن تا به امروز است. اعطای مجوز به واردکنندگان نفت و مؤسسات مالی چینی برای طرح جدید فشار اقتصادی ایالات متحده، کل این اقدام را قبل از خشک شدن جوهر، نابود خواهد کرد.

با این حال، برخورد با بانک‌های چینی، به ویژه بانک‌های بزرگ‌تر، به عنوان اهداف آماده برای تحریم‌های ایالات متحده، به معنای برهم زدن بالقوه آتش‌بس تجاری است که ترامپ مایل است تا دیدار ماه آینده خود با شی جین‌پینگ حفظ کند. اگرچه پکن می‌تواند به راحتی به دنبال جایگزین‌هایی برای نفت ایران باشد، اما بعید است که شی در صورت محاصره شدن نهادهای چینی، غرور خود را زیر پا بگذارد. تلافی‌جویی چین تقریباً قطعی است. وزارت امور خارجه چین یک روز پس از اظهارات بسنت اعلام کرد: «چین تمام اقدامات لازم را برای محافظت قاطع از حقوق و منافع خود انجام خواهد داد.»

برای ایالات متحده، خطرات ضربه اقتصادی به هند کمتر از چین است، اما نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. در حالی که تجارت کلی هند با ایران از زمان دوره اول ترامپ حدود ۹۰ درصد کاهش یافته، دهلی نو هنوز برنج و سایر محصولات کشاورزی را به ایرانیان صادر می‌کند. احتمالاً، جلوگیری از واردات ایران به همان اندازه برای راهبرد جنگ اقتصادی ترامپ حیاتی است که توقف صادرات ایران مانند نفت و گاز طبیعی. در این صورت، هند تنها چند ماه پس از آنکه ترامپ و نخست‌وزیر نارندرا مودی تلاش کردند روابط را از سر بگیرند، دوباره خود را زیر فشار اقتصادی ایالات متحده خواهد یافت؛ یک توافق تجاری موقت برای افزایش شتاب به سمت یک توافق جامع در اواخر سال طراحی شده بود. اینکه چگونه این سناریو به تلاش‌های پنتاگون برای جلب هند در تلاش برای ایجاد تعادل در نفوذ چین در آسیا کمک می‌کند، دشوار است.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی