نژلا پیکانیان. گونه فیلمسازی سروش صحت همواره موافقان و مخالفان خودش را چه در میان مخاطبان عام و چه اهالی نقد و منتقدان داشته است. بسیاری بر این باورند اتفاقا فانتزی فیلم و سریالهای صحت بیشتر برای مخاطبان خاص یا به قول معروف نخبه ترها ملموستر و قابل فهمتر است، اما تجربه گیشه نشان داده است که عموم مردم هم ارتباطی که با این نوع کمدی باید می گرفتند را گرفتند و به آثار صحت چه در نمایش خانگی و چه سینما روی خوش نشان دادند.
در همین باره با حسام فروزان، منتقد سینما و مترجم، درباره دنیای فانتزی وجهان فیلمسازی سروش صحت و تازهترین ساخته او «استخر» گفت وگو کردیم.
سروش صحت در «استخر» جدیدترین ساختهاش باز هم سراغ همان سبک فیلمسازی رفته و ردپای فانتزی در این فیلمش هم بسیار پررنگ است. فیلم جدید صحت را چطور دیدید؟
- به عنوان یک علاقه مند به کارهای سروش صحت و ایمان صفایی، از «لیسانسهها»، «مگه تموم عمر چنتا بهاره؟»، «جهان با من برقص» و حتی «صبحانه با زرافهها»، سبک کمدی ابزورد کارهای قبلی او را تا قبل از فیلم «استخر» دوست داشتم و اگر بخواهم درباره این مجموعه یا موقعیتها بگویم، به نظرم آن آثار حتی «صبحانه با زرافهها» هم از فیلم جدید او جلوتر بودند. در واقع من توقع داشتم فیلم جدید او یک یا چند قدم جلوتر از فیلم قبلیاش یعنی صبحانه با زرافهها باشد، اما در استخر دیدم که نهتنها همان مفاهیم و موقعیتهای آثار قبلی او همچنان وجود دارند، بلکه با آوردن بازیگرانی که در دنیای فیلمهای قبلی او نبودند، مثل امین حیایی و سحر دولتشاهی، یک مقدار بازیگرها هم نچسب شدهاند. البته بهجز امین حیایی که خوب بازی کرد، پسر سروش صحت هم در موقعیتهای مختلف فیلم آنطور که باید نتوانست بار کمدی را به دوش بکشد و از پس لحظات کمدی فانتزی برآید و در واقع خیلی به این موقعیتها نچسبیده بود. در نهایت من فکر میکنم صبحانه با زرافهها انتظارات را از صحت بالا برده بود، اما در استخر یک مقدار به تکرار افتاده است.
در سینمای جهان نمونههای خارجی از کمدی فانتزی زیاد داریم که موفق بودهاند و این سبک طرفداران خاص خودش را در همه جای دنیا دارد.
اما شاید این فانتزی در ایران، بهخصوص در سینما یا حتی شبکه نمایش خانگی، آنچنان که باید و در مقایسه با نمونههای خارجی، به مذاق مخاطب خوش نیاید.
به نظرتان ظرفیت کمدیهای فانتزی در سینمای ایران چقدر است و کمدیهای اینچنینی و فانتزیگونه در ایران چقدر جواب میدهند؟
-من تا حدودی موافقم که این نوع کمدی تماشاگر نخبهتری میخواهد. همانطور که برخی از مخاطبان، فانتزی که در صبحانه با زرافهها بود را لمس نکردند و حتی این فیلم را جفنگ یا به نوعی ترویج مواد مخدر تلقی کردند و درباره فیلمهای دیگر هم خیلی از سکانسها اصلا به نظرشان خنده دار نمیآمد. من معتقدم مخاطب سینمای ایران، بهخصوص مخاطبی که به کمدیهای زرد و مبتذل عادت کرده است، با این طنز خاص، موقعیتهای شگرف یا تا حدی رئالیسم جادویی، شاید نتواند ارتباط بگیرد، چراکه اساسا باید این جهان سینمایی را درک کرد تا جذابیت یا کمدی آن را فهمید. من فکر میکنم اگر غیر از صحت، مثلا فیلمساز دیگری هم سراغ اینگونه میرفت، خودش در واقع میتوانست یک جریان باشد، البته با یک تماشاگر تربیتشده که به هر حال با این نوع کمدیها هم همراه میشود، ولی قطعاً آن تماشاگر، تماشاگر عام نیست.
به طور کلی یک اثر فانتزی که برای مخاطب جذاب باشد باید چه ویژگی هایی داشته باشد و استخر چقدر از این مشخصهها را دارا بود؟
-مشخصا درباره استخر اگر یک داستان خاص و جذاب بود، یک شخصیت خیلی خاص داشتیم، یک داستان متفاوت و پیچیده میدیدیم که موقعیت میساخت و بیشتر میتوانست مخاطب را جذب کند. در حالی که در استخر داستان خاصی نمیبینیم، روایت یک جدایی بعد از سالهاست که معمول است. شخصیتها در استخر نماینده ذهن فیلمساز یا نویسنده هستند و واقعی نیستند، یعنی باورشان نمیکنیم و همذاتپنداری صورت نمیگیرد. اگر من مخاطب در این فیلم یک داستان جالب و غیرقابل پیشبینی میدیدم، طبیعتا بیشتر جذب میشدم. البته حدس می زدم سازندگان فیلم با امین حیایی و آقای خمسه و برخی موقعیتهای فیلم، فکر میکردند این اتفاق بیفتد، ولی به نظر من آن لحظه و اتفاقی که باید درنیامده است و فیلم از جهان خود سروش صحت هم بیرون میزند و کاملا هم جنس با فیلمهای قبلی او نیست.»
به نظر میرسد حالا در این مقطع زمانی و بعد از چند فیلم و سریال، مخاطبی که قرار است کارهای صحت را در سینما ببیند، میداند که قرار است یک فیلم خاصتری را تماشا کند. اگر سه فیلم جهان با من برقص ، صبحانه با زرافهها و حالا استخر را کنار هم بگذاریم، تماشاگر دیگر با استخر به این پذیرش رسیده که با چه سبک فیلمسازی از سروش صحت در سینمای ایران مواجه است. اما همین مخاطب طبیعتا انتظاراتی هم از فیلمساز دارد، به نظر شما انتظار مخاطب، امروز از فیلمهای صحت چیست؟
-بله، مخاطب حالا دیگر میداند که به دیدن چه فیلمی از این فیلمساز میرود و می توان گفت به نوعی سه فیلم سروش صحبت به نوعی سه گانهای بود که با استخر تکمیل شد، سه گانهای درباره زندگی، مرگ، قدر لحظه را دانستن و بخشیدن همدیگر که به نوعی نگاه خیاموار را هم میتوان در آن دید. البته این نکته را هم باید در نظر بگیریم که در سینمای ایران تبلیغ شفاهی و دهان به دهان هم به فروش فیلمها کمک میکند و در نهایت وایرال شدن سکانسهایی از فیلم، مثل رقص امین حیایی میتواند در پرفروشتر شدن فیلم موثر باشد. به طور کلی چنین فیلمهایی میتوانند در گیشه هم موفق باشند و در وجوه تجاری هم استخر برای سروش صحت شکستخورده نیست و اثر دیگری از این نوع تفکر را ارائه میدهد، فقط من با یک نگاه سختگیرانه میگویم که استخر گامی رو به جلو نیست.»