پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۰
نظرات: ۰
۰
-
[اکبر حیدری] آیا ترامپ به دنبال صلح است؟

سکوت نسبی پس از روزهای ملتهب، نباید به حساب تغییر راهبردی یا صلح‌طلبی واشنگتن گذاشته شود. در دنیای سیاست‌ورزی دونالد ترامپ، «آرامش» نه یک هدف غایی، بلکه صرفاً «وقفه‌ای تاکتیکی» در یک کارزار فرسایشی است.

پرسش اصلی امروز این است که آیا این عقب‌نشینی ظاهری، مقدمه‌ای برای یک توافق پایدار است یا صرفاً ترفندی برای بازآرایی مهره‌های شطرنج در خاورمیانه‌ای که دیگر به بازی‌های قدیمی تن نمی‌دهد؟ 
رویکرد کاخ سفید فعلی در قبال تهران، بیش از آنکه بر دیپلماسی کلاسیک استوار باشد، متکی بر یک «معامله‌گری بی‌قرار» است. ترامپ به خوبی می‌داند که برای پیشبرد برنامه‌های خود، نیازمند خروج از بن‌بست ناشی از درگیری‌های نظامی مستقیم است؛ چرا که هزینه‌های اقتصادی بی‌ثباتی، ترازنامه‌ی انتخاباتی و امنیتی او را در واشنگتن تهدید می‌کند. با این حال، او برای بازگشت به میز مذاکره، به جای «اعتمادسازی»، «ارعاب» را برگزیده است. او در حالی که از دریچه‌ی دوربین‌ها، دعوت به گفت‌وگو می‌کند، در پس‌زمینه، اهرم‌های نظامی‌اش را برای وارد کردن «ضربات کاری» کوک نگه داشته است. این تناقض رفتاری، ماهیت واقعی دیپلماسی ترامپ را عیان می‌کند؛ ابزاری که در دست او تنها زمانی اعتبار می‌یابد که به «تسلیم سریع» طرف مقابل ختم شود. 
از نگاهی کلان، میدان رقابت دیگر در مرزهای ایران محدود نمانده است. پیوند خوردن تنش‌ها در دریای سرخ، امنیت مسیرهای انرژی و تحولات عراق، یک شبکه امنیتی به‌هم‌پیوسته ایجاد کرده که هرگونه توافق دوجانبه را به امری پیچیده بدل می‌سازد. واشنگتن در تلاش است با استفاده از اهرم‌های فشار، نه تنها ایران را به عقب‌نشینی در پرونده هسته‌ای وادارد، بلکه نظم منطقه‌ای را به گونه‌ای بازتعریف کند که ضامن منافع هژمونیک آمریکا باشد. در این سناریو، پیشنهاد مذاکره بیشتر شبیه به یک «اسب تروآ» است؛ بسته‌ای که اگرچه در ظاهر رنگ‌وبوی صلح دارد، اما در بطن خود، مطالبات حداکثری را پنهان کرده است. 
در سوی دیگر این معادله، تهران با کوله‌باری از تجربیات تلخ، از توافق قبلی و خروج یک‌طرفه آمریکا عبور کرده است. برای ایران، هرگونه گفت‌وگوی دوباره، نه یک انتخاب ساده، بلکه آزمونی بزرگ برای سنجش «اراده‌ی تضمین‌دار» طرف مقابل است. بی‌اعتمادی عمیق در تهران، ریشه در واقعیت‌های تلخی دارد که در حافظه‌ی تاریخی دستگاه دیپلماسی کشور حک شده است. بنابراین، هرگونه دعوت به مذاکره بدون وجود ضمانت‌های اجرایی و سازوکارهای راستی‌آزمایی، نه تنها گره‌گشا نخواهد بود، بلکه می‌تواند بستر را برای فشارهای خردکننده‌تر در آینده فراهم کند. 
سخن آخر اینکه، صلح پایدار با «فشار فوری» متولد نمی‌شود. اگر واشنگتن به دنبال نتیجه‌ای متفاوت از گذشته است، باید از منطق «تهدید و معامله» فاصله بگیرد و به سمت تعاملاتی حرکت کند که بر پایه‌ احترام به منافع متقابل و زمان‌بندی‌های مشخص بنا شده باشد. تا زمانی که سایه‌ی تهدید نظامی بر سر میز مذاکره سنگینی می‌کند، هرگونه توافقی، ناپایدار و مستعد فروپاشی خواهد بود؛ سناریویی که بیش از آنکه به حل بحران بینجامد، تنها زمان را برای دور بعدی تنش‌ها می‌خرد. در این میانه، آنچه بیش از همه اهمیت دارد، نه صدای بلند تهدیدها، بلکه عمق باور به تعهداتی است که هنوز هیچ‌کدامشان در آزمون زمان پیروز نشده‌اند. 

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی