ابتدا مقامهای مصری تنها از وقوع آتشسوزی خبر دادند و علت حادثه مشخص نبود، اما چند ساعت بعد مشخص شد این حادثه نه یک نقص فنی، بلکه نتیجه اصابت یک پهپاد بوده است. یکی از شناورهای آسیبدیده با نام «انرگوس وینتر» متعلق به شرکت آمریکایی «نیوفورترس انرژی» بود که وظیفه ذخیرهسازی و تبدیل گاز مایع به گاز مصرفی را برعهده داشت. آتش سپس به یک کشتی دیگر حامل گاز مایع سرایت کرد. در ظاهر، این فقط یک حمله پهپادی دیگر در منطقه بود، اما با انتشار جزئیات بیشتر، یک سؤال بزرگ شکل گرفت: چه کسی این پهپاد را پرتاب کرده است؟!
تاکنون هیچ کشور یا گروهی مسئولیت حمله را نپذیرفته و حتی انصارالله یمن نیز هرگونه ارتباط با این حادثه را رد کرده است. همین سکوت، حادثه دمیاط را به یک معمای امنیتی تبدیل کرده؛ حملهای که یک هدف آمریکایی را در خاک مصر نشانه گرفت، اما هیچ بازیگری حاضر نشده است نام خود را پشت آن قرار دهد. این ابهام، زمانی بیشتر شد که یورونیوز گزارش داد، دو روز پیش از حمله، برخی رسانههای رسمی ایران در واکنش به حمله اوکراین به یک شناور ایرانی در دریای خزر، نقشهای از اهداف احتمالی پاسخ ایران منتشر کرده بودند که در آن بندر دمیاط به عنوان یکی از نقاط حساس مرتبط با صادرات گاز به اروپا مطرح شده بود.
حال، یک سؤال مهم مطرح است: آیا دمیاط بخشی از زنجیره درگیری بزرگتری شده است یا اینکه بازیگران دیگری از فضای تنش موجود برای تغییر معادلات منطقه سوءاستفاده کردهاند؟ پاسخ این سؤال هنوز مشخص نیست. مقامهای مصری نیز اعلام کردهاند تحقیقات برای تعیین مبدأ پرتاب پهپاد ادامه دارد و تا تکمیل بررسیهای فنی، نمیتوان درباره عامل حمله اظهارنظر قطعی کرد. اما یک بخش از ماجرا روشن است؛ برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ ایران و آمریکا، خاک مصر نیز به صورت مستقیم هدف حمله قرار گرفته است. قاهره در ماههای گذشته تلاش کرده بود از ورود مستقیم به درگیریها اجتناب و همزمان روابط خود را با آمریکا و کانالهای ارتباطی خود با ایران حفظ کند و تا حدودی نقش میانجی داشته باشد. اما حمله دمیاط نشان داد فاصله گرفتن از میدان جنگ الزاماً به معنای مصون ماندن از پیامدهای آن نیست.
از طرفی، انتخاب بندر دمیاط تصادفی نیست. این بندر یکی از مراکز مهم انرژی مصر است و شناور آمریکایی آسیبدیده، بخشی از زنجیره تأمین گاز این کشور را پشتیبانی میکرد. به همین دلیل، حمله به دمیاط فقط حمله به یک کشتی نبود بلکه ضربه به یکی از نقاط حساس انرژی مصر بود. از سوی دیگر، این حادثه در شرایطی رخ داد که مصر به یکی از مسیرهای مهم انتقال انرژی در منطقه تبدیل شده است. بندرهای این کشور، کانال سوئز و زیرساختهای گازی آن، بخشی از ارتباط انرژی میان خاورمیانه و اروپا را شکل میدهند. به همین دلیل حتی اگر هدف مستقیم حمله فقط یک شناور آمریکایی بوده باشد، پیامدهای آن فراتر از یک کشور خواهد بود. تا این لحظه، هیچ کشوری مسئولیت حمله را برعهده نگرفته و مصر نیز هنوز نام هیچ بازیگری را به عنوان متهم اعلام نکرده و تنها گفته است بقایای پهپاد در حال بررسی است. همین سکوت، مهمترین بخش ماجراست.
تاکنون علاوه بر یمن، ایران نیز به صراحت موضع خود را در این زمینه اعلام کرده است. «اسماعیل بقایی» سخنگوی وزارت امور خارجه با رد برخی گمانهزنیهای رسانهای درباره احتمال ارتباط ایران با این حوادث گفته است: «سیاست اصولی ایران در احترام به حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی مصر برای همگان روشن است و جمهوری اسلامی ایران صراحتاً هرگونه دخالت در این حوادث را رد میکند.» «عباس عراقچی» وزیر امور خارجه نیز مصر را «دوست و شریکی مهم در منطقه» برای ایران دانسته که «امنیت آن برای ما از بالاترین درجه اهمیت برخوردار است.» وی در ادامه نسبت به توطئههای اسرائیل و «عملیاتهای پرچم دروغین» با هدف تضعیف صلح منطقهای هشدار داده و آن را یک «تهدید آشکار و هراسناک» برای همبستگی مسلمانان دانسته است.
اگر این حمله از سوی ایران یا یکی از گروههای مقاومت انجام شده بود، انتظار میرفت دستکم نشانهای از پذیرش مسئولیت یا بهرهبرداری رسانهای از آن دیده شود؛ اتفاقی که در بسیاری از عملیاتهای گذشته سابقه داشته است. از سوی دیگر، اگر مبدأ پهپاد از محورهای شناختهشده جنوب یا شرق منطقه یعنی یمن یا ایران بود، با توجه به شبکه گسترده راداری و پدافندی آمریکا، رژیم صهیونیستی، اردن، عربستان و مصر تشخیص مسیر پرواز و معرفی مبدأ آن نباید تا این اندازه مبهم میبود.
همین ابهام، نگاهها را به سمت سناریوهای دیگری برده است. یکی از این سناریوها نقش احتمالی اوکراین است؛ کشوری که در سالهای اخیر بارها با استفاده از پهپادهای دوربرد، کشتیها و زیرساختهای دریایی روسیه را در دریای سیاه، بنادر کریمه و حتی دریای خزر هدف قرار داده و نشان داده که عملیاتهای دوربرد دریایی برایش موضوعی تازه نیست. سناریوی دیگر اسرائیل است. این رژیم بارها نشان داده که از گسترش دامنه درگیری برای افزایش فشار بر ایران استقبال میکند.
اگر حملهای بدون برجا گذاشتن رد روشن بتواند نگاهها را متوجه تهران کند، مصر را وارد بحران امنیتی تازهای سازد، مسیرهای انتقال انرژی به اروپا را ناامن نشان دهد و همزمان روند کاهش تنش میان تهران و واشنگتن را متوقف کند، از منظر سیاسی فقط یک بازنده نخواهد داشت. البته تا زمانی که قاهره نتیجه تحقیقات خود را منتشر نکند، هیچیک از این سناریوها را نمیتوان قطعی دانست. اما یک واقعیت در این حادثه روشن و پروندهای تازه در معادلات امنیتی منطقه گشوده است که پاسخ به یک پرسش را تعیین خواهد کرد: چه کسی بیشترین سود را از کشیده شدن آتش جنگ به خاک مصر میبرد؟