هر جنگی افزون بر آنچه در میدان نبرد رقم می خورد پیامدهایی دارد که گاه اثرگذارتر از نتایج نظامی آن است؛ پیامدهایی که در عرصه افکار عمومی، معادلات سیاسی و بازتعریف موازنههای قدرت خود را نشان میدهد. تحولات اخیر منطقه نیز از این قاعده مستثنی نیست و در کنار رویاروییهای میدانی، زمینه ساز شکلگیری روایتهایی تازه از مفهوم پیروزی، قدرت و مقاومت شده است؛ روایتهایی که ابعاد آن فراتر از اخبار روزمره و تحلیلهای متعارف قابل ارزیابی است.
در نبردهای بزرگ، گاهی آنچه در میدان جنگ رخ میدهد، تنها بخش کوچکی از پیروزی است. حقیقت نبرد، نه آنچه در اخبار سطحی دیده میشود، بلکه آنچه در لایههای عمیق سیاست و وجدانهای بیدار جهانیان میگذرد، نهفته است. امروز، در تقابل میان ایران و جبهه مستکبر (آمریکا و اسرائیل)، با نبردی روبه رو هستیم که فراتر از محاسبات نظامی است؛ نبردی که در آن، باطل با همه ابزارها و هیاهوی خود. در حال فروپاشی ساختارهای اخلاقی و سیاسی خویش است.
این نبرد، دو دستاورد بزرگ و سرنوشت ساز را در خود نهفته دارد که توجه به آنها، درک دیگری از مفهوم پیروزی را پیش روی ما قرار میدهد.
نخستین دستاورد، فروریختن نفاق و تزویر بزرگی است که سالها میکوشید جهان را بر پایه اتحادی همیشگی و یکپارچه میان آمریکا، اسرائیل و اروپا به تصویر بکشد. اما امروز، شاهد شکافی عمیق و راهبردی در این جبهه هستیم. این شکاف، نه از سر تصادف، بلکه محصول مستقیم جنایات آشکار و بی پرده ای است که در این نبرد رخ داده است. وقتی خون بیگناهان، اشک کودکان و ویرانی مدارس، دانشگاهها و بیمارستانها در برابر دیدگان جهانیان قرار می گیرد، دیگر نمیتوان با لفاظیهای سیاسی، حقیقت را پنهان کرد. سیاست مداران اروپایی و آمریکایی که روزگاری با ادعای ارزشهای انسانی و حقوق بینالملل خود را متمایز میکردند، امروز در برابر سکوت سنگین، یا حمایت بی قید و شرط از جنایات اسرائیل، با بحران هویت و مشروعیت روبه رو هستند. این شکاف، حاصل تضاد عمیق میان ادعای اخلاق و واقعیت جنایت است.
هنگامی که زیر ساختهای زندگی غیر نظامیان هدف قرار میگیرد، آن اتحاد ظاهری، همچون خانه ای که بر ماسه بنا شده باشد، در برابر طوفان حقیقت فرو می ریزد. اکنون جهان به روشنی میبیند که جبهه اسرائیل و متحدانش، نه بر پایه اصول بلکه بر مبنای خودخواهی، جنایت و تجاوز شکل گرفته است و این، خود آغاز پایان اتحاد مدعیان نظم و عدالت است. تلخی این واقعیت و نزدیک شدن به انتخابات در کشورهای مدعی نیز سبب شده است که هر روز بیش از گذشته، روسای دولتهای اروپایی و احزاب آمریکایی از این اتحاد نامقدس فاصله بگیرند. اما دستاورد دوم، بسیار عمیق تر، ظریف تر و سرنوشت ساز تر است؛ دستاوردی که در دلهای میلیونها انسان در سراسر جهان اسلام و در قلب ملت ایران معنا مییابد.
پیش از این نبرد، در فضای رسانه ای و تبلیغاتی گسترده، تلاشهای بیوفقه ای صورت می گرفت تا تصویری کج و مخدوش از ایران و نقش آن در جهان ارائه شود؛ تبلیغاتی که می کوشید میان عموم ملتهای مسلمان و ایران گسست ایجاد کند و ایران را از دایره همبستگی اسلامی خارج جلوه دهد یا آن را با برچسبهایی همچون حامی تروریسم، خارج از دین یا رافضی منزوی سازد. اما امروز، این ورق به شکلی خیره کننده برگشته است. میدان نبرد نظامی، امروز خود مبلغ اصلی حقیقت شده است. ایستادگی قاطعانه، بی باکانه و حتی گاه بی حد و مرز ایران در برابر دشمن جنایتکار، چنان در نگاه حق طلبان جهان اسلام نفوذ کرده که همه آن تبلیغات رسانه ای، همچون غباری در برابر نور خورشید، پراکنده شده است.
اکنون برای بسیاری از مسلمانانی که پیش تر شاید با تردید به ایران مینگریستند، دیگر صحنه، صحنه سیاست یا مرزبندیهای مذهبی نیست؛ بلکه صحنه تقابل صریح حق و باطل است.
امروز، با پایمردی ایران در ایجاد امنیت پایدار برای ملت مظلوم لبنان و فلسطین و دفاع ازآنان، در نگاه جریانهای تندرو و حتی بسیاری از مردم مسلمان، جمهوری اسلامی ایران را نه یک قدرت منطقه ای بلکه پیشرو اخلاق و انسان دوستی در برابر هیولای اسرائیلی – آمریکایی است. این تغییر نگرش، بزرگترین پیروزی نرم در این نبرد به شمار میآید؛ پیروزیای که دیوارهای ذهنی ساخته شده بر اثر سالها تبلیغات فرو ریخته و ارادههای مسلمانان را با محوریت مقاومت ایران به یک دیگر پیوند زده است؛ پیوندی که اکنون از عرصه تبلیغات، به میدان عمل و باور رسیده است.
همزمان، این نبرد در درون کشور نیز، روحیه اعتماد بنفس و همبستگی ملی را تقویت کرده است. مردم ایران، با دیدن اینکه چگونه در برابر ابرقدرتهای جهان ایستاده اند، به این یقین رسیدهاند که قدرت آنان نه در تجهیزات، بلکه در اتحاد ملی است. این اعتماد بنفس، همان موشکی است که از دل همبستگی مردم بر می خیزد تا ناوهای تکبر را در اعماق تاریخ غرق کند. در نهایت، باید دانست که پیروزی این نبرد، با تسخیر زمین یا نابودی فیزیکی دشمن به دست نمیآید، بلکه با تغییر نقشه ذهنی جهان حاصل میشود.
پیروزی در اینجا به معنای شکاف انداختن در قلب اتحاد ظالمان و پیوند دادن دلهای حق طلبان در سراسر جهان با محوریت مقاومت است. ما امروز در میانه یک تحول تاریخی ایستاده ایم؛ جایی که باطل، با تمام قدرت خود، در حال خودرسوایی و انزوای اخلاقی است و حق، با تمام ایستادگی اش، در حال بازپس گیری وجدانهای بیدار جهانیست. همان گونه که در کربلا، شهادت امام حسین(ع)، پیروزی جاودانه آفرید، امروز نیز خون پاک شهیدان و قائد شهید ما و ایستادگی مردمان مبعوث ایران، در حال ساختن پیروزیای است که فراتر از زمان و مرزها، در تاریخ انسانی ماندگار خواهد شد.
• رئیس دانشگاه بینالمللی امام رضا علیهالسلام