شنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۶
نظرات: ۰
۰
-
[کاظم اشکانی] آزمون پس از وداع

همه وداع‌ها پایان نیستند. برخی وداع‌ها، آغاز فهم دوباره یک ملت از خویشتن‌اند؛ لحظه‌هایی که یک جامعه در آیینه آن، گذشته، هویت و آینده خود را بازخوانی می‌کند.

وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی از همین جنس لحظه‌ها بود. آنچه رخ داد، تنها بدرقه یک پیکر نبود؛ بازتاب پیوندی عمیق میان یک ملت و باورهایی بود که در فراز و نشیب تاریخ، هویت آن را شکل داده‌اند. مردم در چنین لحظه‌هایی تنها برای خداحافظی گرد هم نمی‌آیند؛ آنان بخشی از حافظه تاریخی خود را روایت می‌کنند. حضور گسترده مردم ایران، فراتر از یک احساس جمعی، نشانه پیوند میان ایمان، هویت ملی و مسئولیتی بود که یک ملت در برابر آینده خویش احساس می‌کند. اما این روایت در مرزهای جغرافیا متوقف نمی‌شود. ملت‌ها در سرزمین معنا می‌یابند، اما امت در ایمان و پیوندهای معنوی شکل می‌گیرد؛ پیوندی که مرز نمی‌شناسد و نسل‌ها را به یک حقیقت مشترک متصل می‌کند.

در این میان، جایگاه علم، فقاهت و حکمت، جلوه‌ای دیگر از این حقیقت بود. اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید توسط حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی، مرجع عالیقدر، فقیه، مفسر قرآن و حکیم برجسته معاصر در قم، تنها یک آیین عبادی نبود؛ گواهی معنوی بر یک عمر مجاهدت، معرفت و مسئولیت بود.

این روایت به سرچشمه‌هایی رسید که قرن‌هاست در جان فرهنگ اسلامی و شیعی حضور دارند؛ سرچشمه‌هایی که نه فقط در جغرافیا، بلکه در اندیشه و روح انسان‌ها معنا یافته‌اند؛ میراث علم و معرفت از یک سو، و مدرسه عزت، آزادگی و ایستادگی از سوی دیگر.

سال‌ها پیش، در روزگار جوانی، قدم‌های او به سوی همین سرچشمه‌های معنوی رفته بود. پس از گذشت نزدیک به هفت دهه، این بار نه یک زائر، که پیکر مجاهدی به همان آستان‌های نورانی بازگشت؛ گویی آغاز و انجام یک عمر، در یک قاب تاریخی و معنوی به هم پیوند خورد. این بازگشت، تنها یک رویداد تاریخی نبود؛ تصویری بود از انسانی که مسیر زندگی‌اش با ایمان آغاز شد و با همان حقیقت آرام گرفت. گویی تاریخ، حلقه‌ای را کامل کرد؛ حلقه‌ای میان یک باور دیرین و یک مسئولیت ماندگار.

در این میان، فرهنگ عاشورا نیز بار دیگر خود را نشان داد؛ نه به عنوان خاطره‌ای از گذشته، بلکه به عنوان منطق زنده‌ای برای امروز و فردا. آنجا که رهبر شهید از «تحت لوای حضرت ابوالفضل العباس(ع) بودن» سخن گفت و کلام جاودان حضرت سیدالشهدا(ع) ـ «مِثْلی لا یُبایِعُ مِثْلَ یَزید» ـ را یادآور شد، از یک اصل تاریخی سخن می‌گفت؛ اصل عزت، کرامت و آزادگی.

عاشورا تنها روایت یک حادثه نیست؛ معیار سنجش انتخاب‌هاست. هر نسل باید نسبت خود را با این منطق روشن کند؛ اینکه چگونه می‌توان در برابر دشواری‌ها ایستاد، امید را حفظ کرد و مسئولیت را بر مصلحت مقدم داشت.اما مهم‌ترین پرسش پس از این وداع بزرگ آن است: این سرمایه معنوی از ما برای فردای ایران چه می‌خواهد؟
پاسخ را باید در همان آرمان‌هایی جست‌وجو کرد که یک عمر برای آنها تلاش شد: تبدیل احساس به عمل، خاطره به مسئولیت و وداع به حرکت.

پاسداشت راه شهید، تنها با بزرگداشت نام او کامل نمی‌شود؛ بلکه زمانی معنا می‌یابد که امید در جامعه زنده‌تر شود، جوانان میدان نقش‌آفرینی پیدا کنند، ظرفیت‌های ملی شکوفا شود، عدالت و پیشرفت در کنار یکدیگر دنبال شود و کاهش رنج مردم، به معیار اصلی تصمیم‌ها تبدیل گردد.

رهبر شهید همواره بر امیدآفرینی، اعتماد به ظرفیت‌های کشور و نقش‌آفرینی نسل جوان تأکید داشت. این نگاه، تنها یک توصیه مدیریتی نبود؛ یک راهبرد برای ساختن آینده بود. آینده‌ای که در آن، ایران با اتکا به ایمان، دانش، خلاقیت و اراده مردم، مسیر پیشرفت خود را ادامه دهد.شاید راز ماندگاری چنین وداعی نیز همین باشد؛ ملت‌ها با شهیدان خود تنها گذشته را به یاد نمی‌آورند؛ آنان با میراث شهیدان، آینده خویش را نیز تعریف می‌کنند.

قرآن کریم می‌فرماید: «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» سستی نکنید و اندوهگین نباشید؛ شما برترید اگر ایمان داشته باشید.

اکنون آزمون اصلی آغاز شده است؛ اینکه یک ملت چگونه سرمایه معنوی یک وداع بزرگ را به نیرویی برای ساختن فردایی بزرگ‌تر تبدیل می‌کند. زیرا شهیدان، تنها با یاد شدن زنده نمی‌مانند؛ با ادامه یافتن راهشان در زندگی یک ملت جاودانه می‌شوند.از وداع، امید زاده شد؛ و از امید، مسئولیت ساختن فردای ایران.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی