از برجستهترین نمونهها، خانه خدا و مقام ابراهیم خلیل است که در قرآن کریم مورد تأکید قرار گرفتهاست. در آیه ۹۷سوره آلعمران آمدهاست: «درآن (خانه) نشانههایی آشکار، از جمله مقام ابراهیم وجود دارد و هرکس درآن واردشود، در امان است.» علاوه بر این در روایات و احادیث منسوب به امامان شیعه (ع) نیز درباره فضیلت اماکن مقدس و توصیه به مجاورت با اماکن منسوب به اولیای الهی صحبت شدهاست. این موضوع در اندیشه عرفانی اسلام نیز جایگاهی ویژه دارد. اهل عرفان با تفسیر مفاهیم «قرب»، «حضور» و «تجلی»، قداست مکان را جلوهای از نسبت آن با ظهور حقیقت قدسی دانستهاند.
محیالدین ابن عربی در الفتوحات المکیه، از جمله در تبیین آیات مربوط به مقام ابراهیم، به این موضوع اشاره دارد. از نوشتههای عرفایی همچون عینالقضات همدانی نیز چنین مفهومی مستفاد میشود. عین القضات در رساله الأزمنه و الأمکنه، با دستهبندی و تعیین مراتب مکان و طرح مفهوم «مکان لطیف»، مکان را صرفاً ظرفی مادی و جغرافیایی نمیداند؛ بلکه آن را واجد حقیقتی میداند که میتواند برخوردار از مراتب وجودی والا و مقدس باشد. از اینرو این مفهوم در باور مسلمانان، بهویژه شیعیان، عمومیت یافته و در تعابیری نظیر مفهوم «مجاورت» با اولیای الهی، چه در حیات و چه پس از وفات فهمیده میشود و آن را بهعنوان جریان طلب «قرب»، انتساب معنوی و استمرار پیوند با اولیای الهی تفسیر میکنند. در همین چارچوب، تدفین دو خلیفه نخستین در جوار مزار رسول اسلام (ص) و سابقه تاریخی تدفین مراجع و علما در اماکن مقدسه، گواهی بر صدق این بحث است. از این باب تدفین رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، حضرت آیتالله خامنهای (ره) در جوار بارگاه منور حضرت علی بن موسی الرضا (ع) را نیز در امتداد همین سنت تاریخی، قابل تفسیر و دارای اهمیت است.
نکته مهم در این میان، توجه به استمرار خوانش روایت قدسی مکان و پیوند دادن گذشته و حال و کمک به تداوم جریان حضور این سنت است. هرچند میدانیم تدفین بزرگان در اماکن مقدس، سبقهای دیرینه در تاریخ باستان دارد اما میباید تصریح کرد این سنت در فرهنگ اسلامی و ایرانی بر این باورمندی استوار است که شخص زائر به تشرف یک مقام زنده حاضر میشود و برای ارتباط حضوری با او تلاش میکند؛ لذا تقرب به این مقام حاضر و «مجاور» شدن نزد او، صرفا جنبه نمادین نداشته و میراث فرهنگی ناملموس مربوط به این اماکن، ضمن پایداری اصول، همیشه امکان نوزایی یا بازآفرینی دارد. تجربههای اخیر در توسعه مراسم مرتبط با رویداد تاریخی اربعین در کربلا نمونه موفق از چنین ظرفیت تاریخی و نظری است.
بدیهی است در تحقق این امر، توجه به ریشههای اخلاقی، بنیانها و مستندات دینی ضروری است و مراتب باید با تأیید مراجع دینی صورت گیرد. با این حال پایداری روایت یک مکان مقدس در گرو ارتباط مستمر و معاصر با جامعه مخاطب است. طبیعی است در چنین روند صحیح و درستی، قدسیت و لطافت مکان دیگر محدود به کالبد تاریخی معماری، فرم نمادین، تزئینات هنری یا قدمت تاریخی آنها نمیشود، بلکه در پیوندی عمیق و ناگسستنی میان میراث فرهنگی ملموس و میراث فرهنگی ناملموس است که هویت و اصالت آنها را شکل میدهد. بدین ترتیب همانطور که سنت نقارهخوانی میتواند به آیینهای حرم در گذشته افزون شود، استاد فرشچیان هم میتواند ضریحی نو برای مضجع شریف بسازد. در امتداد این پیوند، حتی ساختار فضایی معماری نیز خود را در خدمت این بازآفرینی قرار میدهد. روایت مرتبط با ساخت مسجد گوهرشاد در دوره تیموریان یا ساخت مسجد بالاسر در دوره غزنویان در همین مبنا باید تفسیر شود. در جریان ساخت مسجد بالاسر جالب توجه است که شکلگیری این فضا، افزون بر ارزش معماری و تاریخی، تأکیدی است بر اهمیت میراث ناملموس مفهوم «بالاسر» در سنت زیارت امامان شیعی. میدانیم که شیوه مرسوم زیارت از سمت پایین پا آغاز و در بالاسر پیکر مبارک پایان مییابد. ساخت مسجد بالاسر پس از چند قرن از ساخت مضجع شریف، با بهرهگیری از همین ظرفیت بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی ناملموس حرم رضوی تبدیل شده و نشاندهنده تأثیر عمیق باورهای زیارتی بر سازمان فضایی، الگوی حرکت زائران و تجربه حضور در این مکان مقدس است.
در جمعبندی باید اذعان کرد توجه به این پیوندها در برنامههای ساماندهی ارکان مرتبط با مشهد الرضا (ع) و حرم رضوی، بسیار اهمیت دارد و توجه بیشتر به مواردی نظیر مزار جناب شیخ بهایی یا عباس میرزا که به تمنای مجاورت با بارگاه حضرت رضا (ع) در حرم رضوی مشهد مدفون هستند، بر تداوم این سنت کمک میکند. این امر در باب ساماندهی مزار امام محمد غزالی در منطقه توس نیز وارد بوده و بیشک بر اهمیت تاریخی مشهد الرضا و خراسان بزرگ در درازای تاریخ گواهی میدهد. طراحی مناسب مزار رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران در جوار بارگاه منور حضرت علی بن موسی الرضا (ع) با رعایت شأن بارگاه رضوی و ملاحظات حفاظتی میراث فرهنگی و بدون آنکه محوریت زیارت حضرت رضا (ع) را خدشهدار نماید، بر همین اساس میتواند در امتداد همین نگاه فرهنگی تفسیر شود؛ انتخابی که افزون بر بیان پیوندی معنوی با ساحت مقدس امام رضا(ع)، بر تداوم و پویایی سنت تاریخی زیارت، تدفین در جوار اولیای الهی و ضرورت پاسداشت از حافظه تاریخی یک ملت تأکید میکند.