سه‌شنبه ۱۶ تیر ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۳
نظرات: ۰
۰
-
[امیرحسین نادری] پیام مراسم تشییع در رسانه‌های جهان

چهار ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب به صحنه‌ای تبدیل شد که روایت‌های پیشین برخی رسانه‌های غربی را با چالش جدی روبه‌رو کرد.

رسانه‌هایی که پیش‌تر از تضعیف ساختار قدرت ایران، فرسایش انسجام داخلی و انزوای دیپلماتیک جمهوری اسلامی سخن می‌گفتند، این بار ناچار شدند تصاویری منتشر کنند که از واقعیتی متفاوت حکایت داشت: حضور گسترده مردم، مشارکت هیئت‌های خارجی و نمایش آشکار تداوم قدرت سیاسی ایران.

خبرگزاری رویترز در گزارش خود، نخستین پیام این مراسم را تداوم ساختار سیاسی ایران دانست. این رسانه با اشاره به حضور میلیونی مردم در آیین تشییع، نوشت که مراسم به بزرگ‌ترین رویداد یک هفته بزرگداشت تبدیل شد و آن را نشانه‌ای از تسلط رهبران کنونی جمهوری اسلامی بر فضای سیاسی کشور توصیف کرد. رویترز تأکید کرد که دولت ایران از این مراسم برای نمایش تداوم حاکمیت پس از جنگ بهره برده است. در ادبیات رسانه‌ای غرب، چنین عبارتی عملاً اعترافی معنادار به شکست سناریوی خلأ قدرت در ایران به شمار می‌آید.

شبکه الجزیره نیز هرچند کوشید روایت خود را با محوریت شعارهای ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی تنظیم کند، اما در متن گزارش خود ناچار شد به نکته‌ای اساسی اشاره کند: «جمهوری اسلامی این مراسم را به بستری برای نمایش تاب‌آوری در برابر جنگ و ترور تبدیل کرده است.» همین انتخاب واژگان نشان می‌دهد حتی رسانه‌ای با رویکرد انتقادی نیز نتوانست از کنار واقعیت انسجام سیاسی پس از بحران عبور کند.

تلویزیون دولتی اسپانیا نیز گزارش داد که میلیون ها نفر در یک راهپیمایی عظیم در خیابان های تهران پیکر آیت الله خامنه ای را تشییع کردند. این شبکه خبری اروپایی، شمار شرکت کنندگان در مراسم را ۲۰ میلیون نفر برآورد کرد و آن را دریایی از هواداران رهبر شهید انقلاب توصیف کرد که در سوگ او می گریستند و در این مراسم، تصویری از همبستگی مردم وتداوم نظام را به نمایش گذاشته بودند.

در این میان، گزارش روزنامه اسپانیایی ال‌پائیس اهمیت ویژه‌ای دارد. این روزنامه با اشاره به گستردگی مراسم در ایران و عراق و حضور ده‌ها هیئت خارجی، نوشت که این رویداد صرفاً یک آیین سوگواری نیست، بلکه تلاشی هدفمند برای نمایش بقای نظام سیاسی پس از ماه‌ها جنگ تلقی می‌شود. ال‌پائیس همچنین تأکید کرد که حضور نمایندگانی از بیش از ۹۰ کشور و سازمان‌های بین‌المللی، برای محاسبات امنیتی و سیاسی منطقه اهمیت دارد و می‌تواند بر هزینه هرگونه اقدام تقابلی علیه ایران بیفزاید.

وجه مشترک بیشتر گزارش‌های رسانه‌های خارجی، تمرکز بر سه مؤلفه بود: جمعیت، هیئت‌های خارجی و امنیت مراسم. این هم‌زمانی، تصادفی نیست. هر سه مؤلفه، شاخص‌هایی شناخته‌شده برای سنجش اقتدار یک نظام سیاسی در دوره پس از بحران به شمار می‌آیند. از همین رو، بازتاب این مراسم فراتر از یک خبر عادی یا آیین مذهبی بود و به عرصه تحلیل سیاسی و ژئوپلیتیک کشیده شد.

نخست، حضور گسترده مردم: حتی رسانه‌هایی که معمولاً در مواجهه با آمارهای رسمی ایران با احتیاط عمل می‌کنند، نتوانستند اصل این واقعیت را انکار کنند. تصاویر منتشرشده از تهران، خیابان‌هایی را نشان می‌داد که در ساعت‌های طولانی مملو از جمعیت بود. اختلاف بر سر عدد و رقم، اصل واقعیت را تغییر نمی‌دهد؛ واقعیت این بود که صحنه‌ای از بسیج اجتماعی در مقیاسی وسیع شکل گرفت و روایت «فروپاشی سرمایه اجتماعی» را با تردید جدی روبه‌رو کرد.

دوم، ترکیب هیئت‌های خارجی: اهمیت این مؤلفه تنها در تعداد کشورها نبود، بلکه در تنوع جغرافیایی و سیاسی آن‌ها نهفته بود. حضور مقاماتی از آسیای مرکزی، قفقاز، آفریقا، آمریکای لاتین و حتی برخی دولت‌هایی که روابط نزدیکی با غرب دارند، نشان داد که ایران همچنان به‌عنوان یک بازیگر مؤثر در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی شناخته می‌شود. حضور مقاماتی از کشورهای پاکستان، قطر و ترکیه نیز حامل پیام سیاسی درباره جایگاه ایران در موازنه قدرت منطقه‌ای بود. در روابط بین‌الملل، حضور رسمی در چنین مراسمی یک حرکت نمادین تلقی نمی‌شود و چنین حضور گسترده ای نشان می دهد که طرف مقابل همچنان یکی از بازیگران مؤثر در معادلات قدرت است. اگر ایران واقعاً منزوی شده بود، این سطح از مشارکت سیاسی و دیپلماتیک در مراسم تشییع شکل نمی‌گرفت. از این منظر، حضور هیئت‌های خارجی نه‌تنها نشانه احترام به یک شخصیت سیاسی، بلکه نشانه‌ای از به‌رسمیت شناختن وزن منطقه‌ای ایران است.

سوم، سطح بالای امنیت مراسم: رسانه‌های غربی بارها به تدابیر امنیتی گسترده اشاره کردند؛ موضوعی که در ظاهر ممکن است تنها یک خبر امنیتی به نظر برسد، اما در لایه عمیق‌تر معنای سیاسی مهمی دارد. وقتی ده‌ها هیئت عالی‌رتبه خارجی در یک مراسم حضور می‌یابند، امنیت آن از یک مسئله داخلی فراتر می‌رود و به موضوعی در سطح امنیت دیپلماتیک منطقه‌ای تبدیل می‌شود. این خود نشان می‌دهد که مراسم تشییع، صرفاً یک آیین سوگواری نبود، بلکه به رخدادی با ابعاد سیاسی و بین‌المللی بدل شد.

نکته مهم‌تر آنکه بسیاری از رسانه‌ها تلاش کردند بر حاشیه‌هایی مانند غیبت برخی چهره‌ها یا اختلاف روایت‌ها درباره شمار شرکت‌کنندگان تمرکز کنند و همین تمرکز جانبی بیش از آنکه واقعیت مراسم را توضیح دهد، تلاشی برای کم‌رنگ کردن پیام اصلی بود. پیام اصلی این بود که ایران برخلاف پیش‌بینی برخی تحلیلگران پس از شهادت رهبری و فرماندهان ارشد نیروهای مسلح در جنگ تحمیلی سوم ، نه‌تنها با خلأ قدرت روبه‌رو نشد، بلکه توانست صحنه‌ای از انسجام، سازمان‌یافتگی و تداوم سیاسی را به نمایش بگذارد.

این واقعیت را باید در بستر تحولات منطقه‌ای تحلیل کرد. در شرایطی که جنگ، فشار سیاسی و تهدیدهای امنیتی علیه ایران ادامه داشته، حضور این تعداد کشور در مراسمی که از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی با حساسیت دنبال می‌شود، معنایی فراتر از یک تشریفات دارد. در منطق روابط بین‌الملل، چنین حضوری پیام روشنی دارد: ایران همچنان بازیگری است که نمی‌توان آن را از معادلات منطقه حذف کرد.

از همین رو، مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی به یک رخداد صرفاً عاطفی محدود نمانده، بلکه به صحنه‌ای برای نمایش تداوم ساختار قدرت، حفظ ظرفیت بسیج اجتماعی و تثبیت جایگاه دیپلماتیک ایران تبدیل شده است. بازتاب این رویداد در رسانه‌هایی که پیش‌تر روایتی متفاوت ارائه می‌کردند، نشان داد که واقعیت میدانی با تصویرسازی‌های قبلی فاصله دارد. در نهایت، آنچه از مجموع بازتاب‌های رسانه‌ای به دست می‌آید، تنها گزارش یک مراسم نیست، بلکه ثبت نشانه‌هایی از اقتدار سیاسی، همبستگی اجتماعی و وزن منطقه‌ای ایران است. اگر هدف جنگ و فشارهای رسانه‌ای، القای ضعف و انزوا بود، بازتاب این مراسم نشان داد که این هدف دست‌کم در سطح روایت عمومی با شکست روبه‌رو شده است. ایران نه‌تنها توانست صحنه‌ای از همبستگی داخلی را به نمایش بگذارد، بلکه در سطح منطقه‌ای نیز نشان داد که حذف آن از معادلات قدرت، نه با فشار نظامی ممکن است و نه با روایت‌سازی رسانه‌ای.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی