روزنامه فرهیختگان نوشت: جنگ علیه ایران فقط با جنگنده و موشک و پهپاد پیش نرفت. پشت هر حمله، هر تاماهاوک و هر سنگرشکن، مقاماتی ایستاده بودند که عملیات را طراحی کردند، فرمان صادر کردند و از آن دفاع کردند یا برای آن مشروعیت ساختند. برخی مستقیماً دستور حمله دادند، برخی جنایتها را توجیه کردند و برخی دیگر با حمایت سیاسی، نظامی یا دیپلماتیک در کنار آنها ایستادند. آنچه در ادامه فهرست شده، مروری بر مهمترین چهرههایی است که در طراحی، هدایت، پشتیبانی یا توجیه تجاوز نظامی علیه ایران نقش داشتند. افرادی که اظهارات، تصمیمها و اقداماتشان میتواند بخشی از مستندات لازم برای پیگیری حقوقی و بینالمللی این جنایتها باشد. اگر چه برخی معتقدند در گفتوگوهای دیپلماتیک بحث انتقام باید شکل دیگری به خود بگیرد، اما فارغ از آن، با پیگیری حقوقی و قضایی کسانی که خون زنان و مردان و کودکان بیگناه ایران را به زمین ریختند، به نظر نمیرسد که راحت گذاشتن این چهرهها برای ادامه زندگی عادی خود گزینه منطقیای باشد.
دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا در تاریخ 9 اسفند 1404 فرمان حمله به ایران را صادر کرد. او پیش از این هم در خردادماه همان سال، در جنگ دوازدهروزه علیه ایران، بیش از1190 نفر از مردم ایران را به شهادت رساند و تأسیسات هستهای صلحآمیز کشورمان را نیز بمباران کرد. ترامپ اما به لحاظ حقوقی هیچ هزینهای متناسب با جنایاتی که مرتکب شده بود پرداخت نکرد و همین باعث شد دوباره صحنه نبرد وحشیانهتری را علیه ایران بچیند. او در همان ساعت اولیه حملات علیه ایران، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران را به شهادت رساند و بازهم از لحاظ حقوقی پاسخی نداد. در ادامه با همکاری رژیم صهیونی جنایتهای غمباری در میناب، لامرد و جایجای کشور انجام داد و حدود 3500 نفر از زنان و مردان و کودکان این سرزمین را به خاک و خون کشید. علاوهبر این، بخشی از زیرساختهای ملی ایران از جمله پلها، پتروشیمیها، نیروگاهها و تأسیسات هستهای و نفتی کشور مورد حمله آنها قرار گرفت و هیچ پاسخ حقوقی در این باره داده نشد. همه این اقدامات به دستور مستقیم ترامپ، رئیسجمهور جنایتکار آمریکا صورت گرفت. نتانیاهو محرک اصلی آغاز جنگ رمضان بود؛ او از همان روزهای آغازین سال جدید میلادی، ترامپ را برای حمله نظامی مشترک علیه ایران، بهویژه با هدف قرار دادن رهبر انقلاب، تحتفشار قرار داد و پس از نشستهای سطح بالا، ترامپ عملیات موسوم به «خشم حماسی» را مجاز اعلام کرد که اطلاعات ارائهشده از سوی اسرائیل نقش تعیینکنندهای در آن داشت.
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا دو روز بعد از آغاز حملات علیه ایران، در جمع خبرنگاران رسماً از حمله نظامی آمریکا علیه ایران دفاع کرد و آن را تصمیمی «درست» و «ضروری» خواند. او اعلام کرد هدف این عملیات، ازبینبردن توان موشکی ایران بوده و تأکید کرد که آمریکا با اطلاع قبلی از حمله رژیم صهیونیستی، حملهای پیشدستانه علیه ایران را در دستور کار قرار داده است. روبیو همچنین تأیید کرد که این حمله با دستور مستقیم دونالد ترامپ انجام شده و آن را اقدامی برای تأمین امنیت آمریکا و جهان توصیف کرد. وی در ادامه با توهین به مقامات ردهبالای ایران، تلاش کرد حمله نظامی آمریکا و جنایتهای صورتگرفته علیه مردم ایران را توجیه کند. این ادعاها دفاع واضح وزیر امور خارجه آمریکا از عملیات نظامی علیه ایران و پذیرش مسئولیت سیاسی این تجاوز محسوب میشود.
پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا
پیت هگست، بهعنوان وزیر جنگ ایالات متحده، در رأس جنایتهای جنگی علیه ایران قرار دارد. او پابهپای ترامپ زیرساختهای ایران را تهدید به نابودی کرده است: «ما بر زیرساختهای حیاتی دومنظوره شما، بر تولید برق باقیماندهتان و بر صنعت انرژی شما قفل و آمادهایم. ترجیح میدهیم این کار را نکنیم، اما آمادهایم به فرمان رئیسجمهورمان و با فشار یک دکمه اقدام کنیم.» او همچنین خطاب به نیروهای نظامی ایران گفت: «ما میدانیم چه تجهیزات نظامی را جابهجا میکنید و به کجا منتقل میکنید؛ درحالیکه شما در حال بیرون آمدن از تأسیسات بمباران شده و ویران شده هستید، ما در حال قویتر شدن هستیم.» هگست در نشست خبری پنتاگون اعلام کرد حملات آمریکا و اسرائیل به ایران «ارتش ایران را نابود کرده و توانایی رزمی آن برای سالهای آینده ناکارآمد خواهد بود.» در کنگره هم مدعی شد تأسیسات هستهای ایران در حملات سال ۲۰۲۵ «کاملاً نابود شدهاند.» او درباره نیروی هوایی و دریایی ایران ادعا کرد: «نیروهای هوایی و دریایی دشمن را نابود میکنیم و تا زمانی که قاطعانه شکست بخورد، از پا نمینشینیم.» هگست در اظهاراتی بیشرمانه بهجای آنکه کشتار غیرنظامیان در جنگ علیه ایران را توضیح دهد، در توصیف عملیات نظامی پیوسته آمریکا گفت: «مرگ و ویرانی از آسمان همواره جاری است!» پس از این، روزنامه گاردین او را بهعنوان فردی توصیف کرد که علاقه زیادی به نمایش قدرت و تهدید علیه دشمنان بدون رعایت عدالت یا جان غیرنظامیان دارد.
برد کوپر، فرمانده سنتکام
محاصره یک کشور یک اکت نظامی علیه آن کشور است و برد کوپر بهعنوان مجری محاصره علیه ایران بعد از تفاهم آتشبس، در لیست کسانی است که باید تحت پیگیری حقوقی قرار بگیرد. او درباره محاصره دریایی ایران گفت: «محاصره بنادر ایران به طور کامل اجرایی شده است... در کمتر از ۳۶ ساعت، نیروهای آمریکایی به طور کامل جریان تجارت دریایی ورودی و خروجی ایران را متوقف کردهاند.» او حتی با شبکه تروریستی اینترنشنال مصاحبه کرد و درحالیکه چندین هزار نفر از مردم ایران بمباران شده بودند، گفت: «ما در حال حمله به رژیم و جمهوری اسلامی هستیم، نه مردم.»
یسرائیل کاتس، وزیر جنگ اسرائیل
یسرائیل کاتس نیز یکی از مؤثرترین مقامات صهیونیست در جنایتهای این رژیم علیه ایران است. او با تهدید مستقیم به نابودی تهران در میانه پاسخهای موشکی ایران به تلآویو گفت اگر ایران به شلیک موشک به اسرائیل ادامه دهد، «تهران خواهد سوخت.» او پیش از جنگ رمضان نیز با تهدید رهبر انقلاب گفته بود که ایشان «نمیتواند به حیات خود ادامه دهد.»
گیدئون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل
گیدئون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل از چهرههای اصلی توجیه حملات علیه ایران بود. ساعر در جریان جنگ رمضان، پس از شهادت سردار غلامرضا سلیمانی، رئیس سازمان بسیج و علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در حملات اسرائیل به تهران، بهصراحت این ترورها را توجیه کرد و آنها را به اتفاقاتی که هیچ ارتباطی با رژیم صهیونی ندارد مربوط کرد.
جورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا
ورجیا ملونی، نخستوزیر ایتالیا اگر چه در لفظ و بهخاطر ترس از تبعات جنگ مدعی مشارکت نداشتن در جنگ علیه ایران بود، اما در بحبوحه گسترش آتش به فضای دریای مدیترانه و نگرانی از حملات احتمالی ایران به پایگاههای غربی، نشستی اضطراری در رم برگزار کرد. در دوران جنگ ایتالیا، پایگاههایی را در اختیار آمریکا قرار داد تا از طریق آن به خاک ایران حمله کند. او و دیگر مقامهای ایتالیایی احتمال اعزام نیروهای تقویتی به قبرس را بررسی کردند؛ اقدامی هماهنگ با یونان، فرانسه، آلمان و بریتانیا که نیروهای نظامی خود را در منطقه مستقر کرده بودند. هرچند ایتالیا رسماً وارد عملیات نظامی نشد و موضع خود را در چهارچوب «دفاعی» و حفاظت از اتباع و منافع اروپایی در منطقه توجیه کرد، اما در حقوق بینالملل کوچکترین همکاری با طرف مهاجم، بهعنوان مشارکت در منازعه تعریف شده است.
ایال زمیر، رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل
ایال زمیر در طول هر دو دور جنگ 12 روزه و رمضان، بهعنوان فرمانده ارشد نظامی اسرائیل، مسئول طراحی و فرماندهی عملیاتهای هوایی علیه اهداف ایرانی بود. او معمولاً در جریان حملات اسرائیل علیه ایران موضع «پیشدستانه» میگیرد و اینگونه جنایتهای خود را نهتنها در ایران که در نقاط مختلف از جمله لبنان، غزه و سوریه توجیه میکند.
مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل
مایک هاکبی یکی از سرکشترین مقامات آمریکایی است که بیشتر به اسرائیل گرایش دارد تا جایی که رسماً برای آن خدمت میکند. او در جنگ 12 روزه و درحالیکه ترامپ سعی میکرد خود را بیخبر از حملات اسرائیل بداند، از هماهنگی کامل واشنگتن با تلآویو دفاع کرد. او گفت بعید است اسرائیل بدون تأیید دولت ترامپ به ایران حمله کند. هاکبی در طول جنگ رمضان هم به یکی از چهرههای مؤثر آمریکا در توجیه و هماهنگی اقدامات نظامی اسرائیل تبدیل شد و بارها در رسانههای آمریکایی از مشروعیت حملات اسرائیل دفاع کرد.
کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا
بریتانیا در جنگ رمضان رسماً وارد عملیات تهاجمی نشد، اما نقش پشتیبانی و دفاعی فعالی ایفا کرد. استارمر در ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ اعلام کرد: «واضح بگویم، استفاده از پایگاههای بریتانیا محدود به اهداف دفاعی توافق شده است و همچنین ما به حملات تهاجمی ایالات متحده و اسرائیل ملحق نمیشویم.» او در همان سخنرانی درباره نقش بریتانیا اینگونه اعتراف کرد: «وظیفه من محافظت از جان بریتانیاییها است و به همین دلیل هواپیماهای تایفون و اف-۳۵ بریتانیایی در منطقه پرواز میکنند.» او با بیان اینکه انگلیس در حمله اولیه به ایران نقشی نداشته، گفت: «آمریکا درخواست اجازه استفاده از پایگاههای ما را کرد و ما برای محافظت از متحدان و دفاع از بریتانیا با آن موافقت کردیم.» در حقوق بینالملل این عملاً به معنای مشارکت در جنگ علیه یک کشور است.
امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه
مکرون نیز در همان تماس تلفنی مشترک با استارمر و مرتس درباره حملات اسرائیل به ایران مشورت کرد. فرانسه تحت ریاست او، با وجود برخی انتقادها به رفتار اسرائیل پس از آتشبس، در طول جنگ رمضان رسماً «حق اسرائیل برای دفاع از خود» را پذیرفت و در کنار کانادا و بریتانیا این موضع را اعلام کرد. فرانسه همزمان بهعنوان عضو تروئیکای اروپایی، فشار تحریمی بر برنامه هستهای ایران را در سالهای منتهی به جنگ هدایت کرده بود که زمینهای شد برای مشروعیتبخشی به حملات علیه ایران.
فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان
فردریش مرتس از متناقضترین مقاماتی است که در این جنگ مدام چهره عوض کرد. او ابتدا از حملات اسرائیل و آمریکا علیه ایران حمایت کرد و در اظهاراتی مضحک مدعی شد «ایران باید وارد مذاکره جدی با آمریکا شود، از تهدید همسایگان خود دست بردارد و تنگه هرمز را بدون هیچ محدودیتی مجدداً باز کند.» او اما بعد از لمس تبعات حمله علیه ایران خواستار پایان جنگ شد. زیادهگوییهای مرتس محدود به این جنگ نیست و او در جنگ دوازدهروزه نیز در پاسخ به سؤال یکی از نمایندگان پارلمان آلمان مدعی شد: «درباره مشروعیت و قانونیبودن آنچه اسرائیل انجام داده، هیچ تردیدی ندارم.» او حتی گفت که «اسرائیل این کار سخت و کثیف را بهجای همه ما انجام داد.» مرتس در همان گفتوگوی سهجانبه با ماکرون و استارمر درباره حمله اسرائیل به ایران مشارکت داشت. حتی آندری کلین، سفیر روسیه در لندن مواضع آلمان، فرانسه و انگلیس را همدستی در تجاوز نظامی توصیف کرد: «بریتانیا، فرانسه و آلمان با نادیدهگرفتن نقضهای حقوق بینالملل و همراهی در تلاش برای مشروعیتبخشی به حملات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، عملاً به همدستان این تجاوز نظامی تبدیل شدهاند.»