به گزارش اطلاعات، در ابتدای برنامه، پیام اختصاصی وسیم سعید، نویسنده کتاب، برای این مراسم پخش شد که در بخشهایی از آن اظهار کرده بود: «من از قلب غزه با شما سخن میگویم. این کتاب، شهادتنامهای کوتاه و موجز است که تنها بخش کوچکی از عذابی را که اینجا میکشیم، نشان میدهد. معتقدم این کتاب و جنایاتی که در آن مستند شده است، به غزه محدود نمیشود و در نهایت به ایران هم میرسد. انسان هرقدر هم جانی باشد، نمیتواند کودکان را بکشد و بیمارستانها را بمباران کند. عاجزم از یافتن کلماتی که بیانگر درد ما باشند؛ زخم و درد، بزرگتر از کلمات هستند...»
روایتی از بوی سرب و باروت
در ادامه این رویداد، جمیله کدیور، روزنامهنگار پیشکسوت و مترجم این اثر، در سخنانی گفت: عنوان این کتاب بهاندازه کافی گویا و بیانگر محتوای آن درباره جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و مصیبتهای مردم آنجاست. این کتاب یکی از مهمترین مستندات جنگ غزه است که یک سال و هفت ماه از این رویداد را با روایتهای عینی پوشش میدهد؛ روایتهایی که رنگوبوی سرب و باروت میدهند و خواننده میتواند بهخوبی فضا را درک کند.
وی افزود: این کتاب، روایت ملتی است که از جغرافیا و تاریخ جدا شده است. غزه از سال ۲۰۰۷ تحت محاصره بوده و از سال ۲۰۰۸ درگیر جنگ بوده و ترورهای زیادی در آن صورت گرفته است. دوران کودکی و نوجوانی نویسنده نیز در محاصره سپری شده است.
کتاب همچنین به فریبکاری دولتهای غربی اشاره دارد که بمبهای لعنتی خود را به نام دموکراسی و حقوق بشر بر سر مردم غزه فرومیریزند. از سکوت مردم جهان و رسانهها درباره جنایات غزه نیز انتقاد میکند. همچنین از باندهایی نام میبرد که کمکهای غذایی مردم غزه را مصادره میکنند.
نوشتن بهمثابه مقاومت
کدیور یادآور شد: کتاب به بحث مقاومت نیز اشاره دارد و نویسنده از زبان یکی از شهدای غزه میگوید که نوشتن، نوعی مقاومت است. او به تجربه زیسته خود در دوران محاصره غزه اشاره دارد. همانطور که داستایوفسکی بهدلیل حضور در تبعیدگاه سیبری و همینگوی بهدلیل حضور در جنگ اسپانیا توانستند آثار فاخری خلق کنند، وسیم سعید هم بهواسطه حضور در این جنگ، اثری بینظیر نوشته است.
وی تأکید کرد: اگر این کتاب پیش از جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان منتشر میشد، برای خواننده ایرانی قابلدرک نبود، اما تجربه این دو جنگ باعث شد که ما درک بهتری از فجایعی که در غزه روی داده است، به دست آوریم.
کوتاه اما واقعیتی فراتر از توصیف
در ادامه این رویداد، ماشاءالله شمسالواعظین، روزنامهنگار پیشکسوت، اظهار کرد: این کتاب بهصورت خلاصه و کمحجم، گزارشی بسیار تراژیک از وقایع غزه را با شیوهای غیرداستانواره ارائه میدهد. نویسنده در این توصیفات، هنر نویسندگی خود را نشان میدهد. اگر وسیم سعید میخواست فضا را توصیف کند، باید ابتدا چیزی را در ذهن خود مجسم میکرد و سپس مینوشت. سؤال این است که وسیم چه چیزی را باید در ذهن مجسم میکرد که بدتر از آنچه خودش دیده بود، باشد؟ چگونه باید سبعانهتر از چیزی که با چشم خود دیده بود، توصیف میکرد؟ حال آنکه وسیم فقط چیزی را نوشت که لمس کرد و بنابراین، نوشتهاش کوتاه شد. او توصیف اندکی از فضاهای داستان دارد و این، هنر او بود.
وی افزود: آیا فکر کردهاید که چرا حمله اسرائیل پس از ماجرای هفتم اکتبر، اینهمه فراگیر و جهانی شد و وجدان بشر را تکان داد؟ آمار شهدا و زخمیهای این فاجعه بسیار بالاست، اما علت اصلی این فراگیری، رسانه است. در دهههای ۶۰ و ۷۰ که اسرائیل مرتکب جنایاتی از این دست میشد، رسانههای امروزی وجود نداشتند که همزمان جنایت را بازتاب دهند. نقش رسانه و سرعت انتقال اخبار موجب شد که وقایع در لحظه ثبت و منتشر شوند و بلافاصله بر افکار عمومی اثر بگذارند. رهبران اسرائیلی گمان میکردند این فاجعه نیز مانند جنایات قبلی آنهاست و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد؛ درحالیکه وجدان بشری به این جنایت واکنش نشان داد و هر هفته در اروپا شاهد تظاهرات بودیم. این جنایت، زلزلهای در جهان ایجاد کرد؛ تا جایی که ترامپ و معاونش با لحنی تند از رهبران اسرائیل انتقاد کرده و ستیزهجویانه با آنها برخورد میکنند. جیدی ونس صراحتاً به اسرائیلیها میگوید که هیچکدام از رهبران جهان دوست ندارند با رهبران شما ملاقات کنند.
رسانهها و بیداری وجدان عمومی
شمسالواعظین درباره دلیل این اتفاق توضیح داد: سبعیتی که اسرائیل در ماجرای غزه از خود نشان داد، دلیل اصلی این انزواست. اسرائیل در همه جنگهای خود همینقدر وحشیانه عمل کرده و وسیم در این کتاب، بسیار روشن زخم را باز کرده و میگوید: «من در گزارشم نبش قبر کردم تا مردم ببینند چه اتفاقی افتاده است.»
وی اظهار کرد: جامعه ایران نسبت به اسرائیل بسیار کمسواد است. قدرتهای بزرگ در منطقه برای امنیت اسرائیل خطرناک هستند. ایران از نظر عقیدتی و ژئوپلیتیکی با اسرائیل مسئله دارد. بنابراین، اگر میبینید اسرائیل با ایران میجنگد، ربطی به وجود حکومت دینی و شعار نابودی اسرائیل ندارد. طرحهای عوامفریبانهای که در جامعه مطرح میکنند، بهدلیل آن است که مردم بدبختی را ناشی از دولت بدانند، نه قدرتهای منطقه و مسائل ژئوپلیتیکی. من معتقدم که نیروهای مسلح ایران کار بسیار بزرگی کردند. آمریکا و اسرائیل به جایی نمیروند که از آنجا پیروز بازنگردند، اما برای نخستینبار با ناکامی کامل بازگشتند و جنگ متوقف شد.
این روزنامهنگار پیشکسوت تصریح کرد: امیدوارم شناخت حریف در ایران به یک فرهنگ تبدیل شود. این در حالی است که دههها پیش، آن هم در اوج رونق مطبوعات، ما فصلنامه اسرائیلشناسی منتشر میکردیم که تقریباً همه نسخهها از روی کیوسک بازمیگشت و فقط حدود سه نسخه فروش میرفت! یعنی مردم چنین محتوایی را نمیخرند و نمیخوانند.
کتابی در معرض قضاوت خرد خواننده
در ادامه نشست، اکبر نبوی، روزنامهنگار پیشکسوت، نیز گفت: نویسنده این کتاب کوشیده است عاطفه خواننده را درگیر نکند، بلکه در عوض، کتاب را در معرض تماشای خرد خواننده قرار دهد؛ اما حجم مصیبتی که روایت میکند، آنقدر سنگین است که نفس خواننده را بند میآورد. نویسنده بهصورت ناخودآگاه فرصتی برای خواننده فراهم میکند تا بقیه روایتها را در ذهن خود بسازد.
وی ادامه داد: آیا میتوان اسرائیل را از جهان معرفتی، سیاسی و فرهنگی غرب تفکیک کرد؟ در روم باستان، یکی از سرگرمیها تماشای جنگ انسانها، ریختن خون و کشته شدن بود. اسرائیلیها هم از کشتن لذت میبرند. پرسش مهم دیگر این است که آیا صهیونیسم، غرب را نمایندگی میکند یا غرب نماینده صهیونیسم است؟ این دو از منظر تاریخی تفکیکناپذیر هستند. وقتی یک جریان، خود را در طول تاریخ صرفاً یک قوم میبیند و از مذهب برای برآوردن امیال ایدئولوژیک خود استفاده میکند، دیدن چنین جنایاتی از آنها بعید نیست.
نبوی تأکید کرد: یهودیها در بخشی از تاریخ اروپا مطرود بودند و مورد آزار قرار گرفتند، اما کسی نمیگوید که آنها چه میکردند که مطرود شدند. رسانههای اجتماعی باعث شدند جهان نسبت به جنایت غزه آگاه شود و روایتهایی که از این جنایت منتشر شد، وجدان عمومی مردم جهان را برانگیخت.
در پایان این مراسم، کتاب «شاهدی از جهنم نسلکشی» رونمایی شد.