به گزارش اطلاعات آنلاین، جیدی ونس روز دوشنبه از مذاکرات در سوئیس بیرون آمد و از موفقیت خود تعریف کرد: توافقی که در مرحله اول آن ایران به بازرسان هستهای سازمان ملل برای بازگشت به این کشور اجازه داده است. اما تقریباً همه موارد بزرگتر و حساستر - از جمله آینده برنامه هستهای ایران - برای مذاکرات آینده باقی مانده است.
انتخاب ونس، با تجربه محدود در سیاست خارجی سطح بالا، به عنوان مذاکرهکننده ارشد و مدافع تفاهمنامه موقت ۱۴ مادهای برخی را در داخل کاخ سفید و حلقه اطراف آن شگفتزده کرد. یکی از مقامهای کاخ سفید که نخواست نامش فاش شود، گفت که مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، از تبدیل شدن به چهره اصلی این توافق خودداری کرد زیرا میدانست میزان موفقیت آن چقدر بعید است. او به MS NOW گفت: در عوض، ونس معتقد است توافق پیروزمندانه با ایران دور از دسترس نیست.
به گفته چند مقام فعلی و سابق آمریکایی و افراد نزدیک به دولت، ونس از همان ابتدا قاطعانه با درگیری تظامی با ایران مخالف بود. اما با توجه به ماهها قیمت بالای بنزین ناشی از جنگ که جایگاه جمهوریخواهان را در انتخابات میاندورهای به خطر میاندازد، ترامپ بیش از هر زمان دیگری خواهان خروج از این درگیری است. اما این به معنای آن نیست که ترامپ کار معاون خود را آسان میکند.
هنگامی که ونس روز یکشنبه مذاکرات را در سوئیس آغاز کرد - و پیشنهاد داد ایالات متحده و ایران «برگی تازه» ورق بزنند و «تغییر روابط» را آغاز کنند - ترامپ تقریباً همزمان در Truth Social پست گذاشت که اگر رژیم مانع «ایجاد مشکل از سوی نیروهای نیابتی خود در لبنان» نشود، ایالات متحده «دوباره به ایران ضربه سختی خواهد زد». این پست باعث شد رهبران ایران تهدید کنند که به طور کلی از مذاکرات خارج میشوند.
برای برخی که این روند را دنبال کردهاند، این تهدید بخشی از یک شکست عمیقتر بود. دو مقام ارشد سابق امنیت ملی به MS NOW اظهار داشتند که دولت ترامپ به دو دلیل در ایران شکست خورده است: سوءتفاهم اساسی در مورد رژیم ایران و یک فرآیند سیاستگذاری بسته که در آن ترامپ با تعداد کمی از دستیاران تصمیم میگیرد در حالی که کارشناسان منطقهای تا حد زیادی کنار گذاشته شدهاند.
یک مقام ارشد سابق دولت گفت: «تقریباً همه تصمیمهای مهم از بالا به پایین هستند. در دولت اول ترامپ یک فرآیند تصمیمگیری قویتر وجود داشت. این احتمالاً با همه روسای جمهور سابق بسیار متفاوت است. تفاهمنامه موقت به این معنی است که ترامپ و ونس از تسلیم کامل در برابر ایران دفاع میکنند. این فقط فروشندگی است. این رژ لب زدن به یک خوک بسیار زشت است.»
یکی دیگر از مقامهای کاخ سفید که نامش فاش نشد، استدلال کرد که ونس انتخابی اشتباه برای رهبری مذاکرات بود، زیرا افرادی که بیشترین نیاز را به متقاعد شدن در مورد توافق صلح دارند، دیدگاههای روبیو در مورد سیاست خارجی را دارند - گروهی که به گفته این مقام، بیشترین نارضایتی را از تفاهمنامه فعلی دارند.
این هفتهای نبود که ونس برای خودش برنامهریزی کرده بود. قرار بود او در یک تور کتاب برای تبلیغ «عشای ربانی: یافتن راه بازگشت به ایمان» باشد، یک کتاب خاطرات که لحن آن در بحبوحه گمانهزنیهای مداوم در مورد جاهطلبیهای ریاست جمهوری ونس به سال ۲۰۲۸ اشاره دارد. در عوض، او بیشتر تور رسانهای برای کتابش را صرف دفاع از تفاهمنامهای کرد که در چند مورد با واکنش منفی دو حزب مواجه شده است.
معاون رئیس جمهوری آمریکا پیش از اکثر هیئتها وارد سوئیس شد و قبل از شروع یک سری جلسات دوجانبه، ساعتها با استیو ویتکاف و جارد کوشنر نشست. مهمترین این دیدارها با شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، و فیلد مارشال عاصم منیر بود که نقش آنها به عنوان واسطه، اهمیت اسلامآباد را در این روند افزایش داده است. اما محدودیتهای نفوذ آمریکا ساعاتی بعد آشکار شد.

در جلسهای که قرار بود یک فرصت عکس تاریخی با هر چهار کشور باشد، هیئت ایرانی از ایستادن کنار معاون رئیس جمهوری خودداری کرد - ظاهراً بیاعتنایی هدفمندی که نماینده دولتی را هدف قرار داده بود که تهران آن را مسئول مرگ و ویرانی در داخل ایران میداند. همانطور که سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با شریف صحبت و ظاهراً او را از این تصمیم مطلع میکرد، ونس با دقت از فاصله چند قدمی نظارهگر بود و بر اساس آنچه در ویدئوها پیداست، هر لحظه چهرهاش خشنتر میشد.
وقتی مقامهای پاکستانی این پیام را مخابره کردند، معاون رئیس جمهوری لحظهای گیج به نظر میرسید و از شریف و منیر توضیح میخواست. این یک لحظه دیپلماتیک نامعمول، بدون برنامهریزی قبلی و خودجوش بود. مذاکرهکننده ارشد آمریکا مجبور بود با واقعیتی روبرو شود که در آن تهران مایل بود دور از دوربینها پشت میز مذاکره با واشنگتن بنشیند، اما حاضر نبود کنار آن دیده شود. ونس بعداً گفت در آن لحظه احساس تحقیر نمیکرد، اما مدعی شد گاهی ایرانیها را «در مقام مذاکرهکننده بسیار گیجکننده» میبیند.
بخش عمدهای از آنچه ونس در سوئیس به دست آورد، رویهای بود. کمیتهها تشکیل و کانالهای ارتباطی برقرار شدند و نقشه راهی برای مذاکرات آینده تهیه شد. اصل موضوع - که برنامه هستهای ایران هم در میان آنها بود - به روزی دیگر موکول شد. به گفته یک فرد آگاه، مذاکرات «سازنده اما پرتنش» بود و بخش زیادی از پیشرفت بر روی رویهها متمرکز بود تا شرایط.
معماری شکنندهای که جیدی ونس بنا نهاد، همچنان در برابر همان نیرویی که تقریباً آن را در زمان واقعی واژگون کرد، آسیبپذیر است: رئیس جمهوری هزاران مایل دورتر که میتواند با یک پست، شرایط را از نو بنویسد.