«بیابان»، برای ما که در ایران زیست میکنیم و همیشه گفتهاند و خواندهایم که این سرزمین در کمربند خشکی دنیا قرار دارد، واژه آشنایی است، اما در دهه اخیر با وجود توفانهای گرد و غبار و به شماره افتادن نفسها در گستره وسیعی از مناطق کشور و حتی استانهای ساحلی، به نظر بسیار آشناتر هم میرسد. پس ما در ایران باید اهمیت۱۷ ژوئن، روز جهانی بیابانزدایی را طور دیگری درک کنیم.
پدیده بیابانزایی براساس تعریف کنوانسیون جهانی بیابانزدایی که تحت نظر سازمان ملل متحد فعالیت دارد، نوعی از تخریب زمین است که در آن منطقهای با زمینهای تقریبا خشک، به صورت کاملا مشهود و ملموس خشک میشود و معمولا آب، پوشش گیاهی و حیاتوحش خود را نیز از دست میدهد. تغییر اقلیم و فعالیتهای انسانی، چرای مفرط و خارج از فصل دام در مراتع، تبدیل مراتع به دیمزار، برداشت بیرویه آب از سفرههای آب زیرزمینی، معدن کاوی و بهره برداری از معادن، جادهسازی و توسعه شهرها و روستاها از عوامل مؤثر بر بیابانزایی هستند که پیامدهایی مانند از بین رفتن پوشش گیاهی، گرد و خاک زیاد در یک منطقه، کم شدن بارندگی، فرسایش خاک، عدم حاصلخیزی زمین، افت آبهای زیرزمینی و از بین رفتن حیاتوحش، بیکاری، گرسنگی، فقر و در نهایت مهاجرت را به دنبال دارد.
مسأله بیابانزایی و عواقب آن در چند دهه اخیر در جهان به ویژه در آفریقا و آسیا سبب شد تا با نامگذاری یک روز جهانی به نام مقابله با بیابانزایی از ۱۹۹۴ میلادی، جلب توجهات به این موضوع اهمیت بیشتری پیدا کند. هدف از این کار، ایجاد یک همکاری جهانی برای جلوگیری از بیابانزایی، تخریب سرزمین و کاهش اثرات خشکسالی در مناطق تحتتأثیر به منظور حمایت از کاهش فقر و پایداری زیست محیطی است. اما در ایران، از مساحت ۱۶۴ میلیون هکتاری کشور، ۳۲ میلیون هکتار آن اراضی بیابانی است که ۱۵ میلیون هکتار از همین مقدار در عرصههای بیابانی و فوقبحرانی قرار دارد و جزو کانون های گرد وغبار است.
در بیان وضعیت بحرانی بیابانزایی در کشور همین بس که چندی پیش یک پژوهشگر در مرکز تحقیقات کشاورزی خراسان رضوی با هشدار نسبت به وضعیت تخریب خاک در کشور گفته است که ایران از نظر توسعه بیابان، رتبه پنجم جهان را دارد و روزانه ۴۰ هکتار زمین در کشور تخریب و به بیابان تبدیل میشود.
بر اساس پژوهشهای انجامشده ۱۰۰ میلیون هکتار از اراضی کشور دچار فرسایش آبی، ۲۰ تا ۲۱ میلیون هکتار دچار فرسایش بادی و حدود ۵ میلیون هکتار نیز گرفتار فرسایش شیمیایی و فیزیکی شدهاند. به واقع، ۱۲ درصد از سطح کشور، متأثر از فرسایش آبی است که این میزان ۶ برابر میانگین جهانی است. همچنین ۴۶ درصد از عرصههای کشور دارای فرسایش بیش از ۱۰ تن در هکتار در سال هستند؛ کمااینکه براساس مطالعات انجامشده توسط دانشگاه تهران و وزارت نیرو، حدود ۸۸ درصد از مساحت کشور تحتتأثیر پدیده بیابانزایی قرار دارد.
عرصههای بیابانی که سبب تخریب سرزمین میشوند و ما آنها را تحت عنوان کانونهای بحرانی فرسایش بادی میشناسیم، همان عرصههایی هستند که به منابع زیستی و اقتصادی کشور، خسارات جدی و غیرقابلجبران وارد میکنند. اراضی کشاورزی، جادهها، راهآهن، صنایع و همه منابع زیست انسانی که در محدوده تحتتأثیر فرسایش بادی قرار داشته باشند، آسیب میبینند.
در مطالعه ای در سال ۱۳۹۸ گفته شده که هزینههای ناشی از فرسایش بادی در کشور حداقل ۳۰۰۰ میلیارد تومان در سال است که بهطور مستقیم باعث کاهش کیفیت زندگی در بسیاری از کانونهای جمعیتی مناطق بیابانی میشود.
یکی از مهمترین علل زیربنایی تشدید فرسایش بادی در کشور بهویژه در سالهای اخیر، به چگونگی مدیریت منابع آب، افت آبهای زیرزمینی و عدم تأمین حقابه بازمیگردد. بهطور کلی استمرار و تشدید توسعه خشکسالی در کشور از عواملی هستند که به گسترش و تخریب سرزمین و بیابانزایی کمک کردهاند.
اما در مقابل معضل جهانی بیابانزایی، مفهومی با عنوان «بیابانزدایی» وجود دارد که به اقداماتی برای احیای بیابان و جلوگیری از روند سریع تخریب سرزمینها در مناطق خشک، نیمهخشک و نیمهمرطوب میپردازد. مهم این است که بر خلاف تصور عموم، بیابانزدایی فقط کاشت درخت نیست که بر اساس آن بارها نمونههایی دیده میشود که درختان غیرسازگار با اقلیم بیابانی در طرحهای پر سرو صدا و پر هزینه به اجرا در میآید که بهجز هدررفت منابع به هیچ یک از اهداف بیابانزدایی هم دست پیدا نمیکند.
کاشت درختان و گیاهان مقاوم و متناسب با مناطق خشک همچون گیاهان شورهزی، پخش سیلاب و پخش آب، تعادل دام و مراتع برای حفاظت از پوشش گیاهی موجود، بهرهگیری از روشهای کارآمد در انباشتن آب باران و احیای شورهزارها از جمله برخی از اقدامات مؤثر در حوزه بیابانزدایی است.
در کشور ما چاره کار در اجرای برنامههای مدیریت پایدار سرزمین است که بخش قابلتوجهی از آن به درک اهمیت مسأله توسط مجموعه حکمرانی و مردم، اختصاص اعتبارات لازم، استفاده از فناوریهای پیشرفته، بهرهمندی از تجربه و تسهیلات جهانی در مدیریت منابع آب مانند اجرای طرحهای آبخیزداری و مانند آن، تثبیت خاکهای سطحی و مقابله با فرسایش خاک و دهها اقدام دیگر بازمیگردد.