به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از بیبیسی، جنگی که رخ داد، به اتحاد ایالات متحده با پادشاهیهای عرب تولیدکننده نفت در خلیج فارس آسیب رسانده است، که مدل تجاری آنها به عنوان جزایر ثبات در آشفتگی خاورمیانه سالها طول خواهد کشید تا ترمیم شود. مقامهای آنها در خفا از قبل در مورد تنوع بخشیدن به وفاداریهای خود و لزوم یافتن راههایی برای زندگی در کنار ایران، همسایه آن سوی آب، صحبت میکنند.
چین از نزدیک نظارهگر این بوده است که ایالات متحده چگونه ذخایر تسلیحاتی بدون جایگزین خود را سوزانده و با محدودیتهای قدرت خود روبرو شده است. این توافق، با فرض اینکه دیگر هیچ مانع دقیقه نودی وجود نداشته باشد، به جنگی پایان میدهد که بر اساس برداشت نادرست آمریکا و اسرائیل از قدرت دشمنشان در تهران بنا شده بود.
ترامپ میگوید این توافق، تنگه هرمز را دوباره باز میکند و فشار را از روی اقتصاد جهانی و زندگی واقعی صدها میلیون نفر از مردم تحت فشار در سراسر جهان برمیدارد. هزاران نفر در خاورمیانه کشته و خانهها و مشاغل ویران شدهاند. تأثیر این توافق بر تولید کود که به محمولههای ارسالی از طریق این تنگه وابسته بود، میتواند به معنای گرسنگی مردم در کشورهای فقیر در اواخر سال باشد، به ویژه جنوب صحرای آفریقا در معرض خطر قرار دارد.
این توافق یک توافق صلح نیست. متن کامل آن که به گفته مذاکرهکنندگان شامل ۱۴ بند در دو صفحه است، هنوز منتشر نشده است. اما این یادداشت تفاهم علاوه بر بازگشایی تنگه، آتشبس را تمدید و محاصره بنادر ایران توسط نیروی دریایی ایالات متحده را لغو میکند.
حالا زمان را به ۲۷ فوریه برگردانید، زمانی که نیروهای آمریکایی و اسرائیلی در حال آماده شدن برای حمله، مسلح کردن هواپیماهای خود، توجیه خدمه و برنامهریزی اهداف برای موشکهایشان بودند. در ژنو، ایران و ایالات متحده درگیر مذاکراتی بودند که به جهان گفته شده بود مذاکرات اساسی با هدف کنترل برنامههای هستهای ایران است.
منابع متعددی گفتهاند مذاکرهکنندگان ایرانی معتقد بودند در یک فرآیند جدی قرار دارند و امتیازات و همچنین خواستههایی را روی میز گذاشته بودند. در ورودی خلیج فارس، تنگه هرمز باز بود و امکان عبور حدود ۲۰٪ از نیازهای نفت و گاز طبیعی جهان و همچنین محصولات جانبی صنعت پتروشیمی که به اجزای حیاتی زندگی مدرن تبدیل شدهاند، از جمله کودهای کشاورزی و نیمههادیها، را فراهم میکرد.
این یادداشت تفاهم، راه را برای مذاکرهکنندگان هستهای جهت از سرگیری مذاکرات و عبور کشتیها از تنگه هرمز هموار میکند. این دقیقاً همان جایی است که آنها ۲۴ ساعت قبل از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل در آن قرار داشتند. در اولین مورد از یک سری حملات غافلگیرکننده و ویرانگر، اسرائیل آیتالله سیدعلی خامنهای، رهبر ایران، و نزدیکترین مشاوران او را به قتل رساند.
تحقیقات متعدد نشان داده است که تقریباً در همان زمان، یک حمله هوایی آمریکا مدرسهای را در میناب در جنوب ایران با خاک یکسان کرد. بیش از ۱۵۰ غیرنظامی، از جمله حداقل ۱۲۰ کودک مدرسهای، که اکثراً دختران و پسران زیر ۱۲ سال بودند، کشته شدند. ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در ویدئوهایی ظاهر شدند تا آغاز جنگی را اعلام کنند که به اعتقاد آنها کوتاه، شدید و پیروزمندانه خواهد بود. این یک قضاوت اشتباه خیرهکننده بود.
سخنرانیهای آنها سقوط رژیم در تهران را پیشبینی میکرد. در عوض، دوام آوردن، رژیم را تقویت کرده است. بدترین کابوس آن، تلاش تمامعیار ایالات متحده و اسرائیل برای تغییر رژیم بود. این تلاش اتفاق افتاد و شکست خورد. مردان سرسخت تهران که زنده ماندند، جسورتر شدهاند.
آیتالله خامنهای و مشاورانش به سرعت توسط پسرش مجتبی به عنوان رهبر عالی و نسل جوانتر فرماندهان، تحت سلطه رهبران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جایگزین شدند. آنها به همان اندازه که ایدئولوژیک هستند، اما کمتر احتیاط میکنند و آمادهاند تا در آنچه به درستی، مبارزه برای بقای رژیم اسلامی در ایران میدانستند، ریسک کنند.
آنها یک راهبرد برنامهریزیشده برای بستن تنگه هرمز و حمله به همسایگان عرب و همچنین نیروها و پایگاههای آمریکایی و خود اسرائیل را تا حد نهایی پیش بردند. لفاظیهای جنگطلبانه پیتر هگزت، وزیر دفاع ایالات متحده، که ادعا میکرد قدرت آمریکا نیروهای مسلح ایران را فلج کرده، اغراقآمیز و نادرست از آب درآمد.
اسرائیل شریک کامل آمریکا در جنگ بود. اما از مذاکره بر سر تفاهمنامه کنار گذاشته شد و با نگرانی به این توافق نگاه میکند. نتانیاهو در ۲۸ فوریه گفت که تمام عمر سیاسی خود را منتظر فرصتی برای نابودی جمهوری اسلامی بوده، که آن را خطرناکترین دشمن اسرائیل میداند. اکنون او به دلیل به خطر انداختن امنیت اسرائیل، مورد حمله مخالفان سیاسی قرار گرفته است.
نتانیاهو از سوی تندروهای کابینهاش و مخالفان سیاسی تحت فشار است تا اقدامات تهاجمی بیشتری در لبنان انجام دهد. برخی خواستار الحاق جنوب این کشور هستند. او باید بررسی کند که آیا میتواند با به چالش کشیدن ترامپ، که در مجموعهای از مصاحبههایش در آمریکا ناامیدی خود را از نتانیاهو ابراز کرده است، ریسک آسیب بیشتر به اتحاد اسرائیل با ایالات متحده را بپذیرد یا خیر. حمله هوایی اسرائیل به حومه جنوبی بیروت در روز یکشنبه تلاشی آشکار برای از مسیر خارج کردن مذاکرات در یک لحظه حساس بود.
در عوض، به نظر میرسد این حمله به آنها سرعت بخشیده است، زیرا به نظر میرسید زمان گفتگو رو به اتمام است. اکنون زمان برای مکث و نفس کشیدن وجود دارد. خیلی زود است که نتیجه بگیریم تفاهمنامه میتواند به یک معامله بزرگ بین ایالات متحده و ایران تبدیل شود. چنین معاملهای میتواند خاورمیانه را متحول کند. اما ایدئولوژی و فقدان کامل اعتماد، آن را به یک رویای دور از دسترس تبدیل میکند.
آمریکا قدرت اقتصادی و نظامی عظیمی را حفظ کرده است. اما تصمیم عجولانه ترامپ برای جنگ علیه ایران، مانند اقدام یک ابرقدرت است که برای حفظ سلطه خود در جهانی در حال تغییر، تلاش میکند.