به گزارش اطلاعات آنلاین به هایپرآلرجیک، ماجرای اخیر دانشکده موسسه هنر شیکاگو (SAIC) نمونه بارزی از همین زوال است که استبداد به جان جوامع دموکراتیک میاندازد. در این ماجرا، ساونیت تالوار، مدیر دوره کارشناسی ارشد هنردرمانی، پس از اینکه از دانشجویان خواست «طرح درمانی فرضی برای یک زن عرب را بنویسند که با اعتراضات فلسطین همدلی داشته و از انتقامجویی دولت ترامپ میترسد»، به مرخصی اجباری فرستاده شد.
دهههاست که فلسطین به خط قرمز فضاهای دانشگاهی و هنری تبدیل شده است؛ فضاهایی که باید پیشروتر از این باشند و نباید ذهن جوانانی را که معماران آینده هستند، کنترل کنند. نزدیک به سه سال است که این تابوی فکری در آمریکا و اروپا، فضای رعب و وحشتی ایجاد کرده که عبور از آن برای بسیاری دشوار است. سرکوب اعتراضات دانشجویی در سال ۲۰۲۴ و تحت تعقیب قرار دادن فعالان این حوزه، به خوبی نشان میدهد که هزینه خارج شدن از صف مطیعها چیست.
به عنوان هنرمند، نویسنده و فعال فرهنگی، باید نگران باشیم؛ زیرا کلاسهای درس و حتی ابزارهای دیجیتال ما که محل ثبت ایدههایمان هستند، بیش از هر زمان دیگری تحت نظارت قرار دارند. مگر نه اینکه ایدهها برای رشد و بالندگی، نیاز به فضایی امن و آزاد برای بحث و نقد دارند؟ آیا محدود کردن امکان خلق چیزهای جدید، به معنای محدود کردن آینده ما نیست؟
در سال ۱۹۷۵، تونی موریسون، نویسنده معروف در سخنرانی خود گفت: «کارکرد نژادپرستی، پرت کردن حواس توست. نژادپرستی تو را از انجام کار اصلیات باز میدارد و وادارت میکند که مدام، در حال توضیح دادن دلیل بودنت باشی.» این جمله امروز از هر زمان دیگری صادقتر است.
هنر و آموزش آن نباید در برابر کسانی که رؤیاپردازی و شفابخشی را محدود میکنند، کرنش کند. هنر ابزاری است برای جان بخشیدن به آنچه هنوز وجود ندارد؛ خواه در یک جلسه هنردرمانی برای ایجاد احساس امنیت در یک زن دردمند، خواه در استودیویی که برای رسیدن به یک زبان بیان قدرتمند و نو، در تکاپوست.
از دانشجویان خواسته شد راهی برای کمک به فردی تصور کنند، اما مسئولان دانشکده آن را غیرقابلقبول دانستند. بیایید شفاف باشیم: ما علیه سرکوب میجنگیم و به دردمندان یاری میرسانیم، چون هدف نهایی ما «آزادی» است. این آزادی، یعنی ایستادگی در برابر تمام کسانی که به حریم تخیل ما یورش میآورند.