سعید خادمی: امروز، در میانه واقعیت و میدان نبرد ایستادهایم. آنچه روزگاری یک احتمال خطرناک به شمار میرفت، به حقیقتی انکارناپذیر بدل شده است. دیگر سخن از آیندهای محتمل نیست؛ جنگ، حال حاضر است و بهای آن را تاکنون با خون ۱۰۴۵ شهید بیگناه، سوگ مادرانی که فرزندانشان را از دست دادهاند و شهادت رهبر انقلاب و سرداران مدافع مرزها پرداختهایم. این اعداد و نامها، آمار خشک نیستند؛ بلکه سندی زنده هستند که ثابت میکنند چه کسانی، با زبانی فریبنده، «ویرانی» را «رهایی» و «ترور» را «آزادی» تصویر کردند.
آنان که بمباران و تهاجم را کلید رستگاری میپنداشتند، امروز در برابر ۱۰۴۵ شهیدی که بخش قابلتوجهی از آنها کودکان و زنانند، ساکتاند. این آمار دردناک، نه راه نجات، بلکه تلاشی از سوی دشمنان برای حذف هویت ملی و ایجاد فروپاشی است. تجربه ویرانگریهای بیگانگان در عراق، لیبی و سوریه، دیگر درسی در کتابهای تاریخ نیست؛ بلکه آینهای از وضعیتی است که دشمن در تلاش برای بازتولید آن در کشور ماست. هر موشکی که بر مدرسهای نشانه رفت یا حریم امن شهروندان را شکست، پیمانی بود که بهجای ساختن تمدن، نابودی وطن و جانها را امضا کرد. با این حجم از شهدا، دیگر سخن از آزمون و خطا نیست؛ سخن از جنایتی است که علیه ملت ایران رخ داده است.
دشمن به دنبال تغییر ماهیت این درگیری و تلاش برای تاراج هویت ماست. این حملهها با هدف فلجسازی ساختار رهبری و سلب روحیه ملی انجام شده و مقصد اصلی توطئهچینان، نه آزادی مردم، بلکه تخریب ساختاری نظام و در پی آن نابودی روح ملی و ایجاد تفرقه میان مردم است.
حمله به مدارس و بیمارستانها، نمادی از بیرحمی دشمن و حمایت خیانتکاران داخلی است. حمله به معصومترین سرمایههای این مرز و بوم، فراتر از یک عملیات نظامی، حملهای به آینده نسل و تلاشی برای ایجاد دلهره و ترس در خانوادههای ایرانی است. دشمن به دنبال آیندهای بدون ایران و تضعیف روحیه مقاومت است. این واقعه گواهی میدهد که تخریب، راه رهایی نیست؛ بلکه راهی برای کشتن فرداست.
آن دسته از افراد و گروههایی که امروز با نگاهی سرد به این فاجعهها مینگرند و حتی از تهاجم خارجی حمایت میکنند، باید بدانند که تاریخ آنها با خون شهیدان نوشته خواهد شد. آنها که تخریب را با آزادی اشتباه گرفتند، امروز باید بپذیرند که سقوط کشور به معنای مرگ ملی و فنای روحیه جمعی است. در این دوران سخت، وحدت و انسجام ملی، تنها سلاحی است که میتواند در برابر این توطئهها ایستادگی کند؛ بنابراین تبدیل سوگ شهیدان به موتور محرکهای برای همبستگی بیشتر، باید در اولویت باشد.
حقیقت امروز، بیپرده است: ویرانی و زوال، تنها منجر به مرگ ملی، تجزیه خاک و از بین رفتن هویت میشود. در این دوران سخت، وحدت و انسجام، تنها راه نجات و حفظ امنیت ملی است.
