پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۲ - ۰۰:۱۹

جهان را زیباتر کنیم

حالا که بزرگ شده‌ام، این چند جمله قشنگ را که نمی‌دانم کجا خواندم روی کاغذی یادداشت کرده و روی در یخچال خانه‌مان چسبانده ام: «تو وظیفه داری دنیا را  از آنچه تحویل گرفتی، قشنگ‌تر کنی؛ هم برای خودت هم برای دیگران. یا درختی بکار یا لبخندی روی لبی بنشان یا دستی از مهر بر سر موجودی بکش.»

وجیهه تیموری در یادداشتی در ضمیمه آفتاب مهتاب امروز روزنامه اطلاعات نوشت: بچه که بودم، مثل بقیه بچه‌ها، در همه نقاشی‌هایم حتما توی آسمان، ابر با گوشه‌های دالبری می‌کشیدم، عین خامه شیرینی. کنارش هم پروانه یا پرنده‌ای پر می‌زد. 

روی زمین کنار خانه، درخت می‌کشیدم و پای آن باغچه‌ای که پر از سبزی یا گل بود. 

مرغ و خروس و سگ و گربه و حوض آب هم داشتیم. گاهی حتی وسط حیاط خانه، دریا می‌کشیدم.

اندازه درخت‌ها و قد آدم‌ها و سقف خانه‌ها هم عادی نبودند؛ یا من هم‌قد درخت‌ها بودم یا درختان از خانه‌ها بزرگتر و بالاتر می‌شدند.

دنیا در نقاشی‌های ما، مثل رویاهایمان سبز و زیبا بود.

اما نمی‌دانم چرا هیچ‌وقت خودم درختی نکاشتم. کسی هم به نام من و برای من درختی نکاشته بود.

حالا که بزرگ شده‌ام، این چند جمله قشنگ را که نمی‌دانم کجا خواندم روی کاغذی یادداشت کرده و روی در یخچال خانه‌مان چسبانده ام: «تو وظیفه داری دنیا را  از آنچه تحویل گرفتی، قشنگ‌تر کنی؛ هم برای خودت هم برای دیگران. یا درختی بکار یا لبخندی روی لبی بنشان یا دستی از مهر بر سر موجودی بکش.»

اگر وقتی به دنیا آمده بودم، همزمان به نام من و برای من درختی کاشته بودند، الان همزاد سبزی داشتم که هر سال با هم چهار فصل پر از غم و شادی را تجربه می‌کردیم و بزرگ می‌شدیم و من برای پرندگان لای شاخه‌هایش چه قصه‌ها تعریف می‌کردم.

اگر همین زمستان، درختی بکارم، همین بهار جوانه‌هایش را می‌بینم. او با من در یک خاک، در یک شهر و در یک سرزمین ریشه می‎‌دواند. او هموطن سبز من خواهد بود که مناسب همین آب و خاک و هواست. با هم و به عشق  هم در برابر تشنگی و باد و باران می‌ایستیم و رشد می‌کنیم. ما بخشی از زیبایی این جهان می‌شویم.

اگر از همین امروز تصمیم بگیریم به جای درخت کاشتن، از همین درختانی که کنار ما هستند مراقبت کنیم، باز هم به زیبایی‌های این جهان اضافه کرده‌ایم. ما در برابر همشهریان و هموطنان سبزمان مسئولیم. ما به شکرانه سایه خنک و میوه خوشمزه و هوای خوشی که از درختان می‌گیریم باید از تک‌تک شاخه‌ها و ریشه‌هایشان مراقبت کنیم. ما در برابر همه گل‌هایمان مسئولیم.

من می‌خواهم نقاشی‌های کودکی‌ام را این بار در بزرگسالی، جلوی چشمانم بازآفرینی کنم.

در این بهار، حتما گل‌ها و رنگ‌ها و برگ‌هایی وجود دارند که من به جهان اضافه کرده ام.

تا این بهار حتما ریشه‌هایی در خاک جان می‌گیرند که من با دستان خودم به زمین هدیه داده ام.

زندگی من و همه موجودات روی زمین از این هدیه، زیباتر و شادتر خواهد شد.

من زیبایی و سرسبزی را تکثیر خواهم کرد.

من برای خودم و به نام خودم درختی خواهم کاشت اهل همین حوالی و مناسب همین آب و خاک تا با هم بخشی از طبیعت و مانند آن، وسیع و بخشنده شویم.

گزارش خطا
ارسال نظر
captcha
نظرسنجی
کدام سریال نوروزی تلویزیون را تماشا کردید؟
آخرین مطالب