سه‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۲ - ۰۰:۳۵
۱

تخم مرغ دزد، ابر دزد می‌شود!

حالا این داستان ابر دزدی و کاهش بارش برف در اقلیم ما رخ داده است و یک عده معتقدند که ترکیه ابر‌های ما را می‌دزدد و  جماعتی هم بر این باورند که ترکیه ابر‌ها را نمی‌دزدد، بلکه آن‌ها را قبل از ورود به کشور ما عقیم می‌سازد و به سمت ما می‌فرستد!

وحید حاج سعیدی در یادداشتی در ضمیمه ادب و هنر امروز روزنامه اطلاعات نوشت: روزی که خدا بیامرز بلیک ادواردز، خالق کارتون ماندگار «پلنگ صورتی» در سانتا مونیکا (جنوب کالیفرنیا)به ناچار با دیار فانی بای بای کرد؛ هیچکس فکر نمی کرد شلوغ کاری های ظریف و شوخی های هوشمندانۀ این بابا در کارتون هایش، روزی رنگ واقعیت به خود بگیرند و دانشمندان را مجبور به واکنش کند!

 تو نگو این سینماگر ناقلا در حقیقت به کمدی کلاسیک آمریکا زندگی نمی بخشید، بلکه مثل لئونادو داوینچی، نوستراداموس، بابا وانگا و ...  داشت آیندۀ تکنولوژی را پیش بینی می کرد و رؤیاهایش را عینیت می بخشید. نمونه اش همین ماجرای ابردزدی پلنگ صورتی و اذیت کردن گروهبان دودو ...

حالا این داستان ابر دزدی و کاهش بارش برف در اقلیم ما رخ داده است و یک عده معتقدند که ترکیه ابرهای ما را می دزدد و  جماعتی هم بر این باورند که ترکیه ابرها را نمی دزدد ، بلکه آنها را قبل از ورود به کشور ما عقیم می سازد و به سمت ما می فرستد!( باز خوبه ماجرا در همین حد باقی مانده و گلاب به روی تان، کار گمانه زنی ها به سمت و سوی ختنه و زبانم لال وازکتومی و این داستان  های کذایی کشیده نشده است!) بگذریم ... 

یعنی اگر تا همین چند سال قبل، یک شیر پاک خورده ای (شاید هم دامداران یا میهن خورده) ادعا می کرد که ترکیه برنامه ریزی کرده تا ابرهای ما را بدزدد تا در اینجا،یعنی در ولایت ما، برف و باران نبارد، اول یک تست الکل از بندۀ خدا می گرفتند و در صورت منفی بودن، عاجزانه از او تقاضا می کردند که دیگر از موتوری ها جنس نگیرد!

هرچند از قدیم گفته اند: «ابر بی باران بود ابری که از احسان تهی است»، ولی فراموش نکنیم که مسائل زیست محیطی در داستان خشکسالی و بارش کم برف و باران بی  تاثیر نیستند. 

بماند که برخی مسئولان قبلی هم در این خصوص تذکر داده بود که ابرها زیر پای شان را نگاه می کنند و جایی که خشک است، اصلاً حال نمی کنند چیزی ببارند. حالا می خواهد برف باشد یا باران! 

البته فعلاً جای نگرانی نیست و کارشناسان و دانشمندان و حتی همین عمو سیفی خودمان(سرایدار مفخم مدرسه ما) هم فرضیۀ ابردزدی یا جنگ اقلیمی را خیلی محکم رد کرده اند و معتقدند که چنین چیزی رخ نداده است؛اما با این حال جلوی ضرر را از هرجا که بگیریم، منفعت است.

والّا از این بشر دو پا هر چیزی بر می آید و ممکن است در سال های آینده در کنار انواع و اقسام دزدی های متعارف و غیر متعارف، دزدی ابر یا برف و باران هم داشته باشیم. از قدیم هم گفته اند: «تخم مرغ دزد، ابر دزد می شود»! فلذا احتیاط شرط عقل است.

از آنجایی که بارش فکری هزینه ای ندارد و نیازی به بارور کردن ابرهای ذهن نیست، در راستای حفظ و صیانت از محیط زیست کشور، به رسم معهود و  شیوۀ مألوف، پیشنهاد می شود در وهلۀ اول فعلاً ابرهای مملکت را بیمه کنیم، بعد هم که طبق معمول خدا بزرگ است. 

در جریان هستید که  یکی از شرکت های پای کار  که مثل این همسایۀ بنگاهی ما، نه گفتن را نیاموخته است، شرکت بیمه است که از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را بیمه می کند. کاری به عملکرد و پرداخت خسارت پس از بروز حادثه هم نداریم؛ مهم بیمه کردن و گرفتن حق بیمه و شتیل است که به اعلی درجه و احسن وجه انجام می شود.

 در این مورد به خصوص هم می توانیم از شرکت های بیمه گر معتبر برای بیمه کردن ابرهای آسمان کمک بگیریم. به هرحال یک سفره ای پهن است و شرکت های بیمه هم چار تا لقمه بردارند، به جایی بر نمی خورد. در عوض خیال مان راحت است که ابرها هم مثل مسافران قطار  بیمه هستند و اگر بلایی سرشان بیاید، جای هیچ گونه نگرانی نیست! 

البته می توان در آینده به مقولات دیگری نظیر  تولید انبوه ابر مصنوعی، بارور کردن ابرها، پیش فروش ابر، فروش اعتباری ابر، عرضۀ ابر در بورس، صادرات و واردات ابر و ... هم  فکر کرد! رؤیاهای تان نقره فام باد!...

گزارش خطا
نظرات
ناشناس
این مقاله رو احتمالا یک بی سواد نوشته این چه طرز ادبیات هست مگه از چاله میدان اومدی
ارسال نظر
captcha
آخرین مطالب