شنبه ۰۷ بهمن ۱۴۰۲ - ۰۶:۲۱
۱

این اقلیت خاص چه بلایی بر سر مردم می‌آورد؟

اقلیتی خاص در تفسیر مضیق از قانون و قدرت، همانند هسته سخت و خالص ساز، مزایای پرشمار انتخابات را در برابر مشکلات معدود نادیده گرفته‌اند اقناع افکار عمومی را وظیفه خود نمی‌داند و شاید با تکیه بر ملاحظات جناحی و گروهی، حقوق اقشارمردم و وکیلان طبقات اجتماعی را مسکوت گذاشته و نادیده انگاشته است. 

سید مسعود رضوی: وقتی تعارض و برخورد سیاسی به تنش و جنگ در منطقه مبدل شده و کشور ما به کانون توجه و حساسیت رقبای منطقه‌ای و قدرت‌های بین‌المللی ارتفاع یافته است، بزرگترین سپر، بازدارندگی و قدرت‌نمایی ملت است و بس. وزن حضور و حفاظِ جامعه و مردم، همیشه و حتماً، از سنگِ سنکین دولت و نهادهای مرتبط، بازدارندگی بیشتری دارد.

ضمانتِ مردم در دفاع نظامی از مرز و ارضِ وطن، جایگزین و مشابه ندارد. در پاسداشت همبستگی و تحمل فشارهای اقتصادی و خسارت‌های ناگهانی، همچون لنگر ثبات در توفان و امواج سهمگین عمل می‌کند. در اقتصاد، حفظ پایداری معیشت در شرایط بحرانی، سخاوت و خیر عمومی تنها خزانه قابل اعتماد و فراگیر در سطح و عمق جامعه محسوب می‌شود.

در هنگامه تاریکی و آشفتگی، چشم و گوش عموم آحاد در تمام زوایا، در سطح و ژرفای طبقات و اقشار مختلف، همانند دوربین نظارتی حساس عمل می‌کند تا در حربِ حربه‌ها و درکِ دامهای دشمنان، دستگاه‌ اطلاعات و امنیت آماده و چابک باشد و غافلگیر نشود. این نکات تنها چند مزیت از ارزشِ افزوده قدرت جامعه و ملت در کنار دولت است.

حکومت در هنگامه بحران و جنگ یا در مواجهه‌ با مشکلات بزرگ داخلی و خارجی، نیازمند قابلیت پایش و پایداری است. پایش، یعنی آگاهی و درک درست از شرایط خود و رقبا یا دشمنان است و پایداری یعنی تاب‌آوری و استحکام در برابرِ زلزله های سیاسی و نظامی یا تزلزل در لحظه‌های لغزنده و خاکستری.

برای کشور ما در یکصد و ده روز پس از آغاز نبرد در غزه و برهم خوردن شرایطی که شاید به «موازنه خاموش» تعبیر شود، پادزهر مخاطرات نظامی و امنیتی و حتی اقتصادی و سیاسی تنها یک راه دارد و آن «انتخابات» و ساختن سنگر پولادین از صف و صندوق رأی گیری است.

تجربه های چهل و پنج ساله در جمهوری اسلامی ایران، نشان می‌دهد که قدرت بازدارندگی و اثرگذاری حکومت، رابطه مستقیم با انتخابات دارد. از شگفتیهای دوران، کارکرد سریع و صریح انتخابات و امتیازات پرشمار و منافع عظیم برای حکومت، نهاد دولت و اقشار ملت است، اما اقلیتی خاص در تفسیر مضیق از قانون و قدرت، همانند هسته سخت و خالص ساز، مزایای پرشمار انتخابات را در برابر مشکلات معدود نادیده گرفته‌اند اقناع افکار عمومی را وظیفه خود نمی‌داند و شاید با تکیه بر ملاحظات جناحی و گروهی، حقوق اقشارمردم و وکیلان طبقات اجتماعی را مسکوت گذاشته و نادیده انگاشته است. 

پنداشتی که نه به بحث و پرسش گرفته می‌شود و نه در منظر و محفل منتقدان پاسخ می‌یابد. حتی توصیه و انذار رهبری که بارها انتخابات فراگیر و پرشور را هدف مهم و پادزهر نبرد با دشمنان منطقه‌ای و قدرت‌های بین‌المللی خواندند اثری نداشت.

در جریان پایش استصوابی در تفسیر قوانین، به زایش شبهات انتصابی و اشتباهات انتسابی انجامیده و ریزش و کاهش انتخابگری و منتخبان را در پی خواهد داشت.

نگرانی رهبری به وضوح قابل درک است و مصادیق و مثال‌ها نیز متعدد، اما جریان مذکور، با اصرار بر حفظ حلقه نزدیک و وفادار، اقبال ایشان را بر استقبال عمومی و انتقال قدرت در انتخابات فراگیر نمی‌پذیرد.

گویا مدیریت پیچیده اکثریت در رقابتی دشوار و جند جانبه، دشوارتر است از جابجایی مهره‌ها در شطرنج یکنفره. عدم تائید رئیس جمهوری سابق که به‌غیر از تجارب ممتد سیاسی از صدر انقلاب و دفاع مقدس تا ریاست شورای امنیت ملی، عضو دیرین مجلس خبرگان هم بوده و ۸سال ریاست جمهوری را بر عهده داشت، مانع از اقناع شورای نگهبان و مشاوران بوده است.

استمرار ین شرایط، ممکن است فلسفه و اصل انتخابات را به کلی تضعیف و تباه کند. انتخابات پرشور، همیشه باطل السحر و سپر بلای جمهوری اسلامی ایران در برابر دشمنان و رقبای ریز و درشت بوده است. اکنون و در شرایط پیچیده‌تر و در تقابل با دشمنان بیشتر، چرا باید این خنجر را کُند و این سپر پولادین را با سپر چوبین جابجا کنیم؟ 

مسأله بر سر جناح اصلاح طلب و اصولگرا یا فلان چهره و بهمان شخصیت نیست، فلسفه انتخابات مخدوش می‌شود. جمهوریت بخش ذاتی و رکن ممتاز حکومت جمهوری اسلامی ایران است و ما را از حکومت‌های طایفه‌ای و دودمانی و کودتایی برتر نشان می‌دهد. یک نشان ارزشمند و در شعاع حکومتگری در این منطقه حتما ارزش افزوده بی‌همانندی برای ایران، حکومت، دولت، ملت و طبقات اجتماعی محسوب می‌شود.

رجوع به نظر و رأی عمومی، تزئین و نمایشی بی‌اثر نیست. نباید زائده‌ای در بدنه دولت و سیاست شمرده شود. امیدوارم از این مزیت و امکانِ قانونی با قدرت و روشن اندیشی بهره‌مند و در پرتو توجه به افکار عمومی، نیرومند شویم. نگاه اقلیت مدار و خالص‌ساز، عواقب وخیم دارد که در بحث جداگانه خواهیم نوشت، اما بدترین بلیه، حذف تجارب مستمر و ابداعگران خلاق، به نام نظارت و عدم احراز است.

ضوابطی که حدود نامشخص و حد و مرز نامعین دارد. قانون باید شفاف باشد و در شرایط نابرابر، برابر و بدون اعمال نظرات شخصی و منفعت گروهها اجرا شود.

استحکام سیاسی، بدون انسجام ملی، مغلطه است و نتایج فاجعه‌بار دارد. حکومت‌های مستغنی از پویش و پایش ملی و مردمی، هماره بحران‌خیز و بحرانزا هستند. منابع انسانی، لجستیک، اطلاعاتی و مالی در مضیقه به سر می‌برند. تنهایی و توهم، سرانجام هژمونی و نفوذش را کاهش می‌دهد و موجب ضعف بنیه مالی و انسانی و اطلاعاتي می‌شود. تنها راه مطمئن، نمایش انسجام ملی و درک حساسیت و ظرافت افکار عمومی، و اقناع و انضباط و اطمینان بخشیدن به آن است. 

به امید انتخاباتی پرشور که بی خدشه و فارغ از دخالت الیگارشی و جریانهای ذینفع، بازتاب نظر و اراده‌ ملت باشد و دست دشمنان خارجی و دوست نمایان داخلی را کوتاه کند.

نویسنده :
سید مسعود رضوی
گزارش خطا
نظرات
ناشناس
شورای نگهبان خیلی دیر کار اصلی خودش رو شروع کرده! اگه از سالیان قبل سره را از ناسره جدا میکرد هم بیشرف ها بر زر و زور و قدرت سوار نمیشدند و هم مردم و نظام هزینه های کمرشکن نمیداد.
ارسال نظر
captcha
آخرین مطالب