صفحه اصلی
کد مطلب: ۲۵۰۲۰
دوشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۲ - ۰۵:۰۵

اختلافات مذاهب و فرق اسلامی پای من را به ساحت تقریب باز کرد

استاد محمدعلی آذرشب می گوید: هر مذهبی عبارت است از یک مکتب علمی، اینها هم با همدیگر هم‌افزایی می‌کنند، بنابراین مذاهب مختلف بهتر است با هم گفتگو کنند، اصل خلقت برای مبادله معرفتی است.

ضمیمه فرهنگی امروز روزنامه اطلاعات گفت وگویی با استاد دکتر محمدعلی آذرشب را منتشر کرده است. 

متن این گفت وگو را می خوانید:

*علاقه‌مندی و آشنایی شما به موضوع همگرایی اسلامی از کجا شروع شد؟

علاقه‌مندی و آشنایی من با تقریب با نگارش مقاله کوچکی بود که در نشریه محلی کربلا نوشتم که جنبه تقریبی داشت. دلیلش این بود که دو جریان شیعی در کربلا با هم اختلاف نظر داشتند، گروهی معتقد به قمه زنی بود، ودیگری هم ضد آن بودند و ... یعنی اختلافاتشان سر این مسائل بود. من در این مقاله تأکید بر اهمیت وحدت اسلامی داشتم. این که مذاهب و فرق اسلامی موجود باید با هم پیوند و گفتگو داشته باشند، نه اینکه تضاد داشته باشند. بعضی از اساتید که با آنها همکاری داشتم ،من را برای نوشتن این مقاله بسیار تحسین کردند. به نظرم این مقاله مشوق من شد برای کارهای تقریبی در آینده و برای نویسندگی. یعنی احساس کردم که من می توانم در این حوزه بنویسم و افکارم را نشر بدهم. 

این مسئله ای که عرض کردم درس آموز است، یعنی هرکار ساده ای که دانشجویان یا دانش آموزان انجام می دهند باید تشویق شوند، وقتی که تشویق می  شوند راهشان را طی می‌کنند. اما اگر از اول خرده گیری شود و گفته شود این نقص و آن نقص را دارد، بازدارنده است و جلوی پیشرفت را می‌گیرد. بنابراین این خاطره درسی برای بنده و برای مخاطبان است که یک مقاله کوچک در نشریه‌ای محلی موجب تشویق من به تحقیق و نگارش در حوزه تقریب شد. 

من در حوزه تقریب در سه شاخه کار کرده‌ام: تقریب مذهبی و غالباً میان اهل تسنن و تشیع؛ تقریب قومی به ویژه بین عرب و ایران  و تقریب تمدنی برای اینکه کل کشورهای اسلامی در یک حوزه تمدنی واحدی قرار دارند و این مسئله، مسئله ای است که «مالک بن نبی» بر آن تاکید داشت و میگفت: کل جهان اسلام در حوزه تمدن واحدی قرار دارد، از طنجه در مراکش تا جاکارتای اندونزی، به قول عربها «دایرة الهواء الاسلامی الواحد»، یعنی حوزه تمدنی واحد جهان اسلام. یعنی به جای اینکه بگوییم این کشور گرایشش تسنن است یا تشیع یا اینکه این عرب است یا عجم ، بگوییم کل جهان اسلام در دایره تمدنی واحدی قرار دارد. و این یک حقیقت است!

یعنی شما ادبیات، تاریخ و مواضع سیاسی جهان اسلام را در نظر بگیرید، می‌بینید به یک ریشه مشترک می‌رسد که سبب حس مشترک می شود، یعنی آن چیزی که مرا نسبت به مسئله فلسطین می‌رنجاند درباره اندونزی نیز باید چنین باشد. همچنین باید خشنودی هر کشوری از کشورهای عربی باعث خشنودی دیگر کشورها هم بشودکه نشان‌دهنده ریشه تمدنی واحد از نظر فکری، فرهنگی، هنری، ادبیاتی در عین اختلاف زبانی است. 

*اولین اثرجدی پژوهشی حضرتعالی در حوزه همزیستی اسلامی از چه زمانی و چه بوده است؟

اولین کار حوزه پژوهشی جدی من بعد از آمدنم به ایران بودکه احساس کردم باید ایرانی‌ها، عرب‌ها را بهتر بشناسند، عرب‌ها هم باید ایرانی‌ها را خوب بشناسند. خیلی از مطالبی که به ایران مربوط است من به زبان عربی نوشتم و در جهان عرب منتشر کردم و خیلی از مطالبی که در کشورهای عربی است، من به ایرانی‌ها معرفی کرده‌ام. بنابراین کار جدی من این است. البته بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران این کار با جدیت بیشتری پیگیری شد، چون کل جهان عرب توجه‌شان به ایران بود  که چیستی انقلاب را بفهمند که از نظر مذهبی، قومی، تمدنی ... چه ماهیتی دارد و چه تفکری پشتوانه آن است؟

به هر حال ایرانیان هم آشنایی‌شان با جهان عرب، با فلسطین، با شمال آفریقا و... نسبت به زمان حکومت پهلوی بیشتر شد. غیر از مقالات، جزوه‌های کوچکی نیز نوشته‌ام، این جزوه‌ها در بنیاد بعثت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چاپ و منتشرشدند، چون آن موقع سازمان فرهنگ و ارتباطات و مجمع جهانی تقریب مذاهب هنوز تأسیس نشده بودند. اتفاقاً نه فقط برای عرب‌ها بلکه برای غیر عرب‌ها هم منتشر شد، چون تعداد کسانی که در اندونزی به زبان فارسی مسلط باشند کم است و در عوض به زبان عربی تسلط بهتری دارند و آنها این مطالب را از عربی به زبان خودشان چاپ و منتشر می‌کردند. بنابراین کاری که به زبان عربی انجام می‌دادم هم برای عرب‌ها بود و هم راهی برای انتقال به غیر عرب‌ها. 

بعد از تاسیس مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی، فعالیتم بیشتر شد. مدیریت(مدیر مسئول و سردبیر) اولین مجله‌ای که مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی  به نام رسالة التقریب چاپ و منتشر کرد، بر عهده من بود، البته تعداد زیادی از مقالات آن مجله را نیز خودم می‌نوشتم.

بعد از مدتی فعالیت در مجله رسالة التقریب، به نظر می‌رسید ما احتیاج به فرهنگ تقریبی داریم، نه فقط مسائل علمی تقریبی، مربوط به فقه، اصول، کلام، تفسیر و .... چون فرهنگ تقریب چیز دیگری است و می‌تواند مخاطبش عامه مردم باشد، فرهنگ هم‌زیستی، هم‌فکری، گفتگو. لذا نشریه دیگری نیز با همکاری مرحوم آیت الله تسخیری منتشر کردیم با عنوان ثقافة التقریب. تقریبا 80-70  شماره منتشر و بعد از آن متوقف شد.  پیشتر عرض کردم که من در کنار تقریب مذهبی در حوزه تقریب تمدنی هم فعالیت داشته‌ام. در موضوع تقریب تمدنی با نشریه ثقافتنا  که توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی منتشر می‌شد همکاری داشتم. 

این مجله به زبان عربی چاپ و منتشر می شد و الهام گرفته از آقای صدر در  اقتصادنا و فلسفتنا بود. و مقالات زیادی هم در این مجله منتشر شد که اتفاقاً خیلی تأثیر داشت. با توجه به اینکه مخاطب‌ها خیلی علاقه‌مند به مسائل کلامی و فکری و فلسفی و فقهی نبودند، این نشریه بسیار تأثیر داشت. نامه‌های زیادی از عربستان سعودی، مجمع فقه اسلامی و محافل عربستان سعودی برای ما ارسال می‌شد، یکی از کارهای که ما در این مجله، پاسخ به سوالات مخاطبانی بود که با مطالعه این نشریه برایشان مطرح می‌شد و از طریق نامه برای ما ارسال می‌کردند. این مجلّه هم مدتی منتشر شد و بعدها به دلایل تغییر مدیریت متوقف شد. متأسفانه در ایران با تغییر مدیریت همه چیز تغییر می‌کند و این درست نیست، اما واقعیت است. 

*آینده تقریب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟همگرایی دینی وقومی وتمدنی به چه سمتی می رود؟

آینده را اینطور می‌بینم، پیروزی فطرت انسانی! چون فطرت ثابت است، هر چیزی ممکن است عوض بشود، اما «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ» (روم/30) یعنی این دینی که ما داریم اساساً دین فطرت است و اگر بگوییم که آینده از آن اسلام است، یعنی آینده از آن پیروزی فطرت است، گزافه نیست.

حوادث اخیری که در غزه اتفاق افتاد ، سبب شد مردمان کشورهای غربی،  از جهان عرب و کشورهای اسلامی بیشتر تظاهرات کنند، این نمایه ی  فطرت است، این فطرت انسانی است. فطرت انسانی ظلم ناپذیر است، بنابراین به نظرم می‌رسد اگر ما چنانچه روی فطرت حساب کنیم، فطرت انسان‌ها متنفر از اختلاف و ستیز و تعصب است. هر چند عوامل بازدارنده از داخل و از خارج جهان اسلام بسیار است؛ اما آینده از آن فطرت است ،البته همانطور که مستحضرید مذاهب اسلامی امکان ندارد که یک مذهب باشد، اصلاً صلاح هم نیست، به خاطر اینکه هر مذهب هم خودش یک مکتب علمی است؛ مکاتب علمی باید همکاری کنند، همفکری کنند، نه این که در مذهب دیگر ذوب بشوند.

هر مذهبی عبارت است از یک مکتب علمی، اینها هم با همدیگر هم‌افزایی می‌کنند، بنابراین مذاهب مختلف بهتر است با هم گفتگو کنند، اصل خلقت برای تعارف است«يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»(حجرات/13) تعارف در واقع مبادله معرفتی است. اساس تعدد مذاهب باید بر پایه مبادله معرفتی فهم شود.

این مبادله معرفتی، باعث افزونی علم و غنی کردن اسلام و غنی کردن فکر اسلامی و تمدن اسلامی است.
قبلا توضیح دادم که به نظر می‌رسد هم تقریب مذهبی و هم قومی و هم تمدنی لازم است،در زمینه تقریب قومی من فعالیت‌های زیادی برای آشنا شدن عرب‌ها با ایرانی‌ها و ایرانی‌ها با عرب‌ها داشته‌ام.

یکی از کارها زبان و ادبیات است. در زمینه زبان عربی برای ایرانی‌ها کار کردم، زبان فارسی را برای عرب‌ها کار کردم که در دمشق بعضی از کتاب‌ها برای آموزش زبان فارسی به عنوان کتاب درسی دانشگاهی انتخاب شد. من در زمینه آشنا کردن ایرانی‌ها با زبان عربی هم کار کردم. نه فقط زبان بلکه ادبیات. یعنی سعی کردم که ادبیات ایران را، ادبیات فارسی را به عرب‌ها بشناسانم، لذا سعدی، حافظ، مولانا را به جهان عرب معرفی کردم. برای عرب‌ها هم تاریخ ادبیات از آغاز تا اموی، از عباسی تا ادبیات اندلس، نقد ادبی را نوشتم و چاپ شد و ...


در زمینه تقریب تمدنی هم با مجله ثقافتنا، همکاری کردم و سعی کردم که روی این مسئله تاکید کنم که طبق گفته مالک بن نبی کل جهان عرب از طنجه تا جاکارتا در حوزه تمدنی واحدی قرار گرفته است. و این واقعیتی است. یک کتابی است به نام برخورد تمدن‌ها می‌گوید که آینده، آینده‌ی درگیری با اسلحه نیست، درگیری با جنگ و ستیز نیست، درگیری سر تمدن‌هاست، هر تمدنی که قوی تر باشد خودش پیشرفت می‌کند و صحنه را به دست می‌گیرد ونویسنده آن  نوشته است که  تمدن اسلامی، تمدنی است که تمام مولفه‌های زنده شدن و حضور در صحنه را دارد و کل جهان اسلام را به عنوان یک جهان واحد و به عنوان جهان تمدن اسلامی تلقی می‌کند. بنابراین دیگران هم به ما به عنوان این که  یک تمدن واحد اسلامی داریم، نگاه می کنند. 

یکی از پیشنهادهای بنده این است که  پژوهش‌ها، در موضوع پیوند تمدن اسلامی با تقریب بین مذاهب اسلامی و پیوند وحدت حوزه تمدنی جهان اسلام با تقریب بین مذاهب اسلامی باشد؛ یعنی پیوند دادن وحدت جهان اسلام به عنوان یک حوزه واحد و به عنوان یک حوزه تمدن واحد. بنابراین تمدن از تقریب نباید جدا بشود، تمدن از فرهنگ نباید جدا بشود؛ باید این دو با هم پیوند بخورند تا تقریب محقق شود. اما اینکه فرض کنید ما فقط باید در زمینه تقریب فقهی یا کلامی کار بکنیم، خیلی جوابگو نیست. باید تمدن را با تقریب، باید فرهنگ را با تقریب پیوند بدهیم که پژوهش‌های تقریبی تاثیر گذارتر باشند.

 

پیشنهاد اطلاعات
ارسال نظر
( 300 )
پربازدیدترین پربحث‌ترین
آخرین مطالب
آرشیو