شنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۲ - ۲۱:۳۴
۸

ناگفته‌های دختر معین از پدرش: لباس خواهرم در امریکا دردسرساز شد

در مراسم یادبود استاد راشد محصل در دانشگاه فردوسی مشهد، «مهدخت معین» از خاطرات شنیده نشده علامه محمّد معین گفت. 

 

به گزارش خبرنگار اطلاعات از مشهد، در مرکز آثار مفاخر و اسناد دانشگاه فردوسی مشهد به یاد استاد زنده‌یاد دکتر محمدرضا راشد محصل مراسم یادبود برگزار شد. 

خاطره گویی دختر مولف لغتنامه دهخدا در مشهد!

مهدخت معین، دختر دکتر محمد معین در این مراسم ضمن گرامیداشت یاد استاد راشد محصل به درخواست حاضران جلسه به بیان خاطراتی از پدرش استاد «محمد معین» پرداخت و گفت: همیشه تعجب میکردم در مقالات حافظ شناسی که این اطلاعات از کجا می آید؟، وقتی جلد دوم حافظ شناسی را خواندم، متوجه شدم منابع و مواخذ، حافظ پژوهان بعدی چه کسی بوده است؛ چون دکتر معین ماخذ را ذکر و مرتب به دانشجویان تاکید داشت، ماخذ را ذکر کنند.

خاطرات شنیده نشده از مولف لغتنامه دهخدا

وی در ادامه گفت: سال اول لیسانس بودم، در یکی از کلاس های ایشان، دانشجویی کلمه «فوزیه» را تلفظ خاصی کرد، دکتر از او پرسید،« شما کجایی هستید؟»، پسر جوان دستپاچه شد و استاد گفت، نگران نشو، درست گفتی، اما بگو اهل کجایی؟؛ گفت:« دزفولی هستم»؛ پدرم تلفظ صحیح آن کلمه را ثبت و اسم آن دانشجو را هم به عنوان ماخذ یادداشت کردند.  

وی گفت:«ماه عاشق» کتابی است که درباره دکتر معین نوشته شده، خاطرات جالبیست و در این کتاب هم ذکر شده، روزی زنی در جلسه ای که دکتر بود، گفت:«تش گرفتم»؛ دکتر از او هم پرسید «کجایی هستی؟» و اسم زن را هم پرسید و به عنوان ماخذ نوشت. 

وی بیان کرد: نویسنده کتاب «ماه عاشق»، بمن گفت، برای نوشتن این کتاب وضو می گرفتم و خاطرات او را ثبت می کردم

*درباره همسر دکتر معین

استاد پیشکسوت دانشگاه علامه در ادامه از مادرش یاد کرد و گفت: کاش مادرم بود، « مهین امیرجاهد» تا درباره او بیشتر می گفت.

وی ادامه داد: دکتر معین اگر بجز او همسری داشت، پنجاه درصد از توفیقات علمی کمتری بدست می آورد، او زن بی نظیری بود.

وی خاطره ای از سبک زندگی دکتر معین، گفت: پدرم کتابخانه و محل کارش در طبقه بالا منزلمان بود، یک روز به مادرم گفت، میز پایین بیاید تا بین بچه ها کار کنم، او سه فرزند دیگر بنام های همایون، پیروز و پریچهر داشت.

وی ادامه داد: میز کار پدرم، میز ناهارخوری هشت نفره بود و رویش بیست کتاب فرهنگ لغت به زبانهای مختلف باز بود؛ مادرم بدون تغییر آنها را منتقل کرد؛ بعد از آن جابجایی، سه فرزند کوچکترش را، مادرم، طوری آرام نگه میداشت تا پدرم بتواند با آرامش کار کند.

*۱۸ ساعت کار دکتر معین

دختر دکتر معین افزود: پدرم ۱۸ ساعت در شبانه روز کار می کرد، چون مسئولیت موسسه دهخدا را داشت و همزمان تدریس و نگارش مقاله داشت، مادرم طوری زندگی را اداره می کرد تا او آرام بماند و حتی به اقوام او نیز مادرم رسیدگی می کرد.

وی با اشاره به فداکاری های همسر دکتر معین گفت: در روز اول ازدواجشان به مادرم گفته بود، اول با این کتابها ازدواج کردم بعد با شما. 

وی یادآور شد: همسر دکتر معین از روز اول ازدواج در تهیه فیش های مطالعاتی به او کمک می کرد و به خط «مهین امیرجاهد» فیش هایی موجود است.

خاطره گویی دختر مولف لغتنامه دهخدا در مشهد!

*تربیت فرزندان

وی گفت: بعد از ظهرها، پدرم استراحت یکساعته داشتند، ۱۰ دقیقه داستان برای خواهر و برادر کوچکم می گفتند که کاش یادداشت می کردیم، او داستان را بداهه می ساخت؛ سپس بیست دقیقه استراحت می کرد و دوباره مطالعات انجام میداد و با همه مشغله ها حواسش به تربیت بچه ها بود. 

مهدخت معین به اهمیت دادن دکتر معین به برنامه ریزی و نظم در زندگی و تربیت فرزندان اشاره و گفت: پدر و مادرم با رفتارشان بر ما تاکید و تاثیر تربیتی داشتند و بکن و نکن نمی کردند.

*مطالعه با تب ۳۹ درجه 

وی ادامه داد: پدرم سرما خورده بودند، یکی از دانشجویان تعریف کرد، رفتم کتابخانه، دیدم پایشان در آب است و با تب ۳۹ درجه در حال مطالعه هستند، از دکتر پرسیدم، چرا با حال بیماری؟؛ گفت:«تعهد دارم، باید کار کنم.»، مطالعات آن روزهایشان در مورد لغتنامه دهخدا بود. 

وی درباره سختکوشی دکتر معین گفت: پدرم بیکاری را تحمل نمی کردند و بیقرار می شدند و جمله همیشگی مادرم این بود:«دکتر جان، برو سرکارت تا آرام شوی.»

خاطره گویی دختر مولف لغتنامه دهخدا در مشهد!

*ایران را دوست بداریم

وی در ادامه خاطره دیگری از دکتر معین گفت: دکتر آمریکا بودند، خواهرم عکس گرفت که شلوار جین و کلاه کابوی سرش داشت، مادرم برایش فرستاد، پدرم در نامه ای برایمان نوشت: « عکس رسید، قشنگ بود، اما ما ایرانی هستیم، لباسمان باید ایرانی باشد.»

مهدخت معین در پایان خطاب به اساتید و دانشجویان گفت: پدرم معتقد بود و بما یاد داد، باید ایران عقب افتاده را دوست بداریم و در پیشرفتش بکوشیم.

مهدخت معین به در خواست دانشجویان حاضر در جلسه ۳ کتاب را معرفی و گفت: برای دانشجویان خواندن این ۳ کتاب برای شناخت حافظ دارای اهمیت است؛«حافظ شیرین سخن» نوشته ی دکتر معین، درباره تاریخ عصر حافظ، الهام، تصوف، معاصران حافظ است، کتاب «مکتب حافظ» نوشته ی منوچهر مرتضوی، و کتاب «تاریخ عصر حافظ» دکتر غنی، از مهم ترین مواخذ حافظ شناسی هستند. 

گزارش خطا
نظرات
محسن
درود ورحمت خداوند بر امثال دکتر معین که ذکر خاطراتشان هم باعث غرور وافتخار هر ایرانی به ایرانی بودن خود می شود.
فانوس
ای کاش این مرد عالم و بی نظیر کمی به فکر سلامتی خودشان بودند تا روزگار بیشتری از وجود نازنینشان بهره می گرفتیم
ایران
خدایشان رحمت کند . دکتر محمد معین و لغتنامه (دائرة المعارف) دهخدا . اثری معروف و ماندگار و بسیار کاربردی برای علاقمندان به زبان و ادبیات فاخر پارسی و شناخت واژگان و ریشه یابی لغات و اصطلاحات پارسی و زبان شناسی و ....
روحشان شاد استادِ متعهد . راهشان پر رهرو
احمد
سلام و درود فراوان بر روح پاکش من هم فاتحه ای برای شادی روحش نثار می کنم
محمود
روح جاودانی اش در هرکجایی از این جهان شاد باد.چند قرن باید بگذرد تا یک نفر مثل دکتر معین جهان شاهدش باشد؟
ناشناس
درود بر روح پاک و مطهر دکتر معین.مثل او دیگر نزاید به این جهان.
ناشناس
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را،تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید.
ناهید
روح این بزرگمرد شاد فخر ایران عزیز
ارسال نظر
captcha
آخرین مطالب