صفحه اصلی
کد مطلب: ۱۴۱۹۹
يکشنبه ۱۲ شهريور ۱۴۰۲ - ۰۶:۰۵

مردم باید در زندگی روزمره ادعای این دولت را باور کنند!

مردم باید در صحنه و در عمل و در معاملات و در زندگی روزمره خود ادعاهای مقامات و نتیجه عملکرد آنان و بهبود در زیست خود را لمس و درک کنند؛ در آن صورت اعتماد ترک خورده آنان ترمیم می‌شود و قدردان هم خواهند بود.
فتح الله آملی: دکتر احسان خاندوزی وزیر محترم اقتصاد اخیراً در گفتگویی احتمالاً به بهانه هفته دولت از دستاوردهای اقتصادی دولت سخن گفت. اینکه چگونه شیب روبه بالای تورم کنترل شد، رشد نقدینگی نرخ بهتری یافته، و تورم نقطه به نقطه منحنی نزولی پیدا کرده و دولت موفق به تثبیت نرخ ارز و سکه و طلا شده و... ضمناً به نرخ خوراک پتروشیمی هم اشاره شد که مبنای تسعیر ارز برای آنها همچنان نرخ 28500 تومان خواهد بود و به همین خاطر نرخ 7 هزار تومانی به همان 5000 تومان برگشت و...

معمولاً دولتی‌ها و در همه دولت‌ها از توفیقات خود سخن می‌گویند و تصمیمات خود را بهترین تصمیم می‌دانند اما پس از گذشت چندی، شرایط خاص و حساس کشور، تحریم، مشکلات برجای مانده از دولت قبل و... را بهانه عدم نتیجه‌گیری مناسب می‌خوانند. حال می‌توان در این رابطه چند پرسش مطرح کرد:
1ـ آیا در شرایط تورمی، تثبیت نرخ ارز می‌تواند قابل توجیه باشد؟

 نکته مهم دیگر این‌که امری موقتی است یا دامنه‌دار؟ یعنی چه ضمانتی وجود دارد که پس از برگزاری انتخابات مجلس و پس از اتمام فروش پول‌های بلوکه شده ایران که اخیراً آزادشده و به کار تأمین نقدینگی دولت و کسری بودجه او می‌آید در سال آینده فنر آن در نرود و بشود آنچه که قبلاً بارها در اقتصاد ایران تجربه شد؟

2ـ دو سال است که دولت و مجلس هماهنگ با ایده‌‌‌های کنترل تورم و مقابله با سفته بازی و کمک به اقشار محروم کشور بر سرکار آمده‌اند. به راحتی می‌شد در این مدت با تقدیم لایحه و تصویب مجلس، سفته بازی در بازار زمین و مسکن را پرهزینه کرد و نقش بسیار مهم هزینه مسکن در سبد هزینه خانوار  را که برخلاف نظر جناب وزیر بسیار بیش از سی‌درصد و بسته به شهر و منطقه و موقعیت بین 40 تا 70 درصد است کم و کمتر کنند. پس چرا اقدامی صورت نگرفته تا تورم بخش مسکن حداقل به اندازه تورم عمومی کشور شود؟

فقط کافی است بهای مسکن را از انتهای بهار سال قبل تا ابتدای تابستان همین امسال رصد کنند و به چرایی سکوت‌ و تماشای نظام حکمرانی در میدان جولان دلالان و سفته بازان این بازار پاسخ دهند یا حداقل آن را دریابند.

3 ـ کاش به این سوال هم پاسخ داده می‌شد که مگر قرار نبود میلیون‌ها سهامدار بورس از سرنوشت تلخی که دچارش شده بودند رهایی یابند؟ اینکه دولت با بخشنامه‌های متکثر و منسوخ از جمله در مورد نرخ خوراک، چنین سقوط وحشتناکی را در بورس که خود گروگان سازوکار رانتی و به نوعی از جمله همین شرکت‌های پتروشیمی و فولادی و کانی‌های معدنی و فلزی است موجب شود و بعد تحت فشار، عقب‌نشینی بی تأثیر و فایده‌ای را گردن نهد و به اصطلاح هم چوب را بخورد و هم پیاز را، ناشی از چه تدبیری است؟ راستی کاش گفته می‌شد که نرخ بازدهی سرمایه‌گذاری در بورس از سال گذشته تا حال حتی به اندازه نرخ تورم عمومی بوده تا مزیت سرمایه‌گذاری ایجاد کند یا خیر؟

4 ـ همچنین از پیش‌بینی نرخ 40درصدی تورم تا اسفند، آن هم به صورت مشروط، صحبت و یک موفقیت دانسته شد که قطعاً نمی‌توان آن را یک توفیق دانست. تقریباً در اکثر کشورهای غربی که در دوران کرونا دو یا سه برابر شدن نرخ تورم را تجربه کردند به ترتیب و به تدریج به ثبات قبل و نرخ تورم دوران قبل از آن برگشتند. پس چگونه است که نرخ تورم 40درصدی برای ایران که مشکل تأمین انرژی هم ندارد خوب باشد و همچنان باید به نرخ تورم 40درصدی به عنوان یک موفقیت اشاره کرد و به آن بالید؟

5 ـ بی‌تردید اقدامات مثبتی درباره جلوگیری از روند شتابنده نرخ تورم و رشد نقدینگی صورت گرفته که نادیده گرفتن آن شرط انصاف نیست، اما با نگاه به آستانه تحمل جامعه و بی‌توجهی به متناسب‌سازی حقوق و دستمزد با رشد قیمت‌ها و نیز مزیت نسبی همچنان بالای سرمایه‌گذاری در امور غیرمولد و سفته بازانه اقتصاد و ریسک سرمایه‌‌گذاری در امور مولد و ثروت آفرین اقتصاد و عدم توجه دولت به لزوم در پیش گرفتن سیاست‌های انقباضی و سخت‌گیرانه بودجه‌ای، این میزان تورم هم کمرشکن است و باید برنامه‌ها و تصمیمات و اقدامات فراوان دیگری صورت داد و از همه مهمتر اتکا به ظرفیت محدود تیم اقتصادی موجود که در میان خود نیز چندان هم عقیده و هم‌نظر به چشم نمی‌آیند را کنار گذاشت.

6 ـ یکی از مشکلات دیرپای اقتصاد ایران که در دوره جدید تشدید هم شده، عدم توجه به مقوله تولید ثروت و اکتفا به امور موقتی و غفلت از اصلاح ساختاری است و این اصلاح را قطعاً به همراهی مردم و اقناع و اعتمادسازی و تقویت رابطه ملت دولت محتاج است. در این‌باره بارها صحبت کردند و کردیم. بدون پرهیز و اجتناب از مناقشه‌های اختلاف انگیز و دو قطبی سازی‌های کاذب نمی‌توان به این مهم دست یافت. مردم باید در صحنه و در عمل و در معاملات و در زندگی روزمره خود ادعاهای مقامات و نتیجه عملکرد آنان و بهبود در زیست خود را لمس و درک کنند؛ در آن صورت اعتماد ترک خورده آنان ترمیم می‌شود و قدردان هم خواهند بود. اگر باور نمی‌کنند باید به دنبال علت بود و آن را دریافت و علاج کرد.

پیشنهاد اطلاعات

ارسال نظر

( 300 )

تازه‌ها

آرشیو